امام خمینی رحمت الله علیه : بسیج میقات پابرهنگان و معراج پاك اندیشه اسلامی است .

توسل به سلطان اهل سجده

نویسنده :
تاریخ:شنبه 31 شهریور 1397-08:35 ق.ظ


نحوه شهادت امام سجاد(ع) پس از واقعه کربلا


یزید پس از واقعه کربلا درصدد نابودی و شهادت ائمه معصوم (ع) از جمله امام سجاد (ع) بود که پس از سالها ایشان را به شهادت رساندند.


نحوه شهادت امام سجاد(ع) پس از واقعه کربلا/ دونه دونه زخمام یادگار شامه

 حساس ترین سخنان امام سجاد (علیه السلام ) كه در طول اقامت در شام ایراد شده است و تحولى عظیم در محیط سیاسى شام و بینش مردم نسبت به دستگاه اموى ایجاد كرد و معادلات یزید را برهم زد و خط مشى او را نسبت به اهل بیت كاملا تغییر داد، خطبه اى است كه آن حضرت در جمع مردم و رجال سیاسى و دینى شام ایراد كرد.
 
از كتاب هاى تاریخى چنین استفاده مى شود كه این خطبه در مسجد جامع دمشق ایراد شده و از حوادثى كه در كاخ یزید رخ داده و سخنانى كه در محفل خصوصى تر وى رد
و بدل شده جداست .


این خطبه را باید اوج موفقیت امام سجاد (علیه السلام ) در رسالت تبلیغ عاشورا و تداوم خط شهیدان كربلا دانست . اگر این خطبه ایراد نشده بود، چه بسا ماهیت نهضت حسینى براى سالیان دراز و یا براى همیشه بر اهل اسلام مخفى مى ماند .
 
حضرت على بن الحسین علیه السلام از یزید خواست كه در روز جمعه در مسجد شام خطبه بخواند، یزید رخصت داد؛ چون روز جمعه فرا رسید، یزید یكى از خطباى مزدور خود را به منبر فرستاد و دستور داد هر چه تواند به حضرات معصومین على و حسین علیهما السلام اهانت كند و در ستایش شیخین و یزید سخن براند، و آن خطیب چنین كرد.

امام سجاد علیه السلام از یزید خواست تا به وعده خود وفا کرده و به او رخصت دهد تا خطبه بخواند، یزید از وعده‏اى كه به امام علیه السلام داده بود، پشیمان شد و قبول نكرد. معاویه پسر یزید به پدرش گفت: خطبه این مرد چه تأثیرى دارد؟ بگذار تا هر چه می‌خواهد، بگوید.
یزید گفت: شما قابلیت‌هاى این خاندان را نمى‌دانید، آنان علم و فصاحت را از هم به ارث مى‏ برند، از آن مى ‏ترسم كه خطبه او در شهر فتنه بر انگیزد و وبال آن گریبان‌گیر ما شود (نفس المهموم.450).

به همین جهت یزید از قبول این پیشنهاد سرباز زد و مردم از یزید مصرانه خواستند تا امام سجاد علیه السلام نیز به منبر رود.

یزید گفت: اگر او به منبر رود، فرود نخواهد آمد مگر اینكه من و خاندان ابوسفیان را رسوا كرده باشد!

به یزید گفته شد: این نوجوان چه تواند كرد؟!

یزید گفت: او از خاندانى است كه در كودكى كام‌شان را با علم برداشته‏ اند.

بالاخره در اثر پافشارى شامیان، یزید موافقت كرد كه امام به منبر رود.

آنگاه حضرت سجاد علیه السلام به منبر رفته و پس از حمد و ثناى الهى خطبه ‏اى ایراد كرد كه همه مردم گریستند و بی‌قرار شدند. سپس خطبه تاریخی خود را خواندند:

«اى مردم! خداوند به ما شش خصلت عطا فرموده و ما را به هفت ویژگى بر دیگران فضیلت بخشیده است، به ما ارزانى داشت علم، بردبارى، سخاوت، فصاحت، شجاعت و محبت در قلوب مؤمنین را، و ما را بر دیگران برترى داد به اینكه پیامبر بزرگ اسلام، صدیق (امیر المؤمنین على علیه السلام)، جعفر طیار، شیر خدا و شیر رسول خدا صلى الله علیه و آله (حمزه)، و امام حسن و امام حسین علیه السلام دو فرزند بزرگوار رسول اكرم صلى الله علیه و آله را از ما قرار داد. (با این معرفى كوتاه) هر كس مرا شناخت كه شناخت، و براى آنان كه مرا نشناختند با معرفى پدران و خاندانم خود را به آنان مى‏ شناسانم.


اى مردم! من فرزند مكه و منایم، من فرزند زمزم و صفایم، من فرزند كسى هستم كه حجر الاسود را با رداى خود حمل و در جاى خود نصب فرمود، من فرزند بهترین طواف و سعى كنندگانم، من فرزند بهترین حج كنندگان و تلبیه گویان هستم، من فرزند آنم كه بر براق سوار شد، من فرزند پیامبرى هستم كه در یك شب از مسجد الحرام به مسجد الاقصى سیر كرد، من فرزند آنم كه جبرئیل او را به سدرة المنتهى برد و به مقام قرب ربوبى و نزدیكترین جایگاه‏ مقام بارى تعالى رسید، من فرزند آنم كه با ملائكه آسمان نماز گزارد، من فرزند آن پیامبرم كه پروردگار بزرگ به او وحى كرد، من فرزند محمد مصطفى و على مرتضایم، من فرزند كسى هستم كه بینى گردنكشان را به خاك مالید تا به كلمه توحید اقرار كردند.

من پسر آن كسى هستم كه برابر پیامبر با دو شمشیر و با دو نیزه مى ‏رزمید، و دو بار هجرت و دو بار بیعت كرد، و در بدر و حنین با كافران جنگید، و به اندازه چشم بر هم زدنى به خدا كفر نورزید، من فرزند صالح مؤمنان و وارث انبیا و از بین برنده مشركان و امیر مسلمانان و فروغ جهادگران و زینت عبادت كنندگان و افتخار گریه كنندگانم، من فرزند بردبارترین بردباران و افضل نمازگزاران از اهل بیت پیامبر هستم، من پسر آنم كه جبرئیل او را تأیید و میكائیل او را یارى كرد، من فرزند آنم كه از حرم مسلمانان حمایت فرمود و با مارقین و ناكثین و قاسطین جنگید و با دشمنانش مبارزه كرد، من فرزند بهترین قریشم، من پسر اولین كسى هستم از مؤمنین كه دعوت خدا و پیامبر را پذیرفت، من پسر اول سبقت گیرنده ‏اى در ایمان و شكننده كمر متجاوزان و از میان برنده مشركانم، من فرزند آنم كه به مثابه تیرى از تیرهاى خدا براى منافقان و زبان حكمت عباد خداوند و یارى كننده دین خدا و ولى امر او، و بوستان حكمت خدا و حامل علم الهى بود.


او جوانمرد، سخاوتمند، نیكوچهره، جامع خیرها، سید، بزرگوار، ابطحى، راضى به خواست خدا، پیشگام در مشكلات، شكیبا، دائما روزه ‏دار، پاكیزه از هر آلودگى و بسیار نمازگزار بود. او رشته اصلاب دشمنان خود را از هم گسیخت و شیرازه احزاب كفر را از هم پاشید. او داراى قلبى ثابت و قوى و اراده ‏اى محكم و استوار و عزمى راسخ بود وهمانند شیرى شجاع كه وقتى نیزه ‏ها در جنگ به هم در مى‏ آمیخت آنها را همانند آسیا خرد و نرم و بسان باد آنها را پراكنده مى ‏ساخت. او شیر حجاز و آقا و بزرگ عراق است كه مكى و مدنى و خیفى و عقبى و بدرى و احدى و شجرى و مهاجرى است، كه در همه این صحنه‏ها حضور داشت. او سید عرب است و شیر میدان نبرد و وارث دو مشعر، و پدر دو فرزند: حسن و حسین. آرى او، همان او (كه این صفات و ویژگیهاى ارزنده مختص اوست) جدم على بن ابى طالب است.
آنگاه گفت: من فرزند فاطمه زهرا بانوى بانوان جهانم. آنقدر به این حماسه مفاخره آمیز ادامه داد كه شیون مردم به گریه بلند شد! یزید بیمناك شد و براى آنكه مبادا انقلابى صورت پذیرد به مؤذن دستور داد تا اذان گوید تا بلكه امام سجاد علیه السلام را به این نیرنگ ساكت كند! ! مؤذن برخاست و اذان را آغاز كرد، همین كه گفت: الله اكبر، امام سجاد علیه السلام فرمود: چیزى بزرگتر از خداوند وجود ندارد. و چون گفت: اشهد ان لا اله الا الله، امام علیه السلام فرمود: موى و پوست و گوشت و خونم به یكتائى خدا گواهى مى‏‌دهد. و هنگامى كه گفت: اشهد ان محمدا رسول الله، امام علیه السلام به جانب یزید روى كرد و فرمود: این محمد كه نامش برده شد، آیا جد من است و یا جد تو؟ ! اگر ادعا كنى كه جد توست پس دروغ گفتى و كافر شدى، و اگر جد من است چرا خاندان او را كشتى و آنان را از دم شمشیر گذراندى؟! سپس مؤذن بقیه اذان را گفت و یزید پیش آمد و نماز ظهر را گزارد.


در نقل دیگرى آمده است كه چون مؤذن گفت: اشهد ان محمدا رسول الله، امام سجاد علیه السلام عمامه خویش از سر برگرفت و به مؤذن گفت: تو را به حق این محمد كه لحظه‏ اى درنگ كن، آنگاه روى به یزید كرد و گفت: اى یزید! این پیغمبر، جد من است و یا جد تو؟ اگر گویى جد من است، همه مى‏ دانند كه دروغ مى‏ گوئى، و اگر جد من است پس چرا پدر مرا از روى ستم كشتى و مال او را تاراج كردى و اهل بیت او را به اسارت گرفتى؟ ! این جملات را گفت و دست برد و گریبان چاك زد و گریست و گفت: بخدا سوگند اگر در جهان كسى باشد كه جدش رسول خداست، آن منم، پس چرا این مرد، پدرم را كشت و ما را مانند رومیان اسیر كرد؟! آنگاه فرمود:اى یزید! این جنایت را مرتكب شدى و باز مى‌‏گویى: محمد رسول خداست؟ ! و روى به قبله‏ مى‌‏ایستى؟ ! واى بر تو! در روز قیامت جد و پدر من در آن روز دشمن تو هستند. پس یزید فریاد زد كه مؤذن اقامه بگوید! در میان مردم هیاهویى برخاست، بعضى نماز گزاردند و گروهى نماز نخوانده پراكنده شدند.

نحوه شهادت امام سجاد (ع)
حضرت سید الساجدین (ع) پس از گذراندن یک عمر پربرکت که در یکی از حساس‌ترین دوره‌های تاریخ اسلام واقع شد از ویژگی‌های مهمی در بین مردم برخوردار شده بود؛ چراکه فضایل و مکارم اخلاقی آن حضرت (ع) در هر مجلس و محفلی بیان می‌شد و در یک کلام امام (ع) در دل‌ها و عواطف مردم جا گرفته بود. این وضع بر امویان دشوار بود و آن‌ها را می‌رنجاند و از همه کس بیشتر ولیدبن عبدالملک کینه امام را در دل داشت. او بار‌ها می‌گفت: «من تا وقتی که علی بن الحسین در دنیا باشد راحت نیستم». این بود که وقتی زمام سلطنت را به دست گرفت تصمیم گرفت امام را مسموم کند؛ لذا زهر کشنده‌ای برای کارگزارش در مدینه فرستاد و به او دستور داد تا این زهر را به امام بخوراند و آن نانجیب نیز دستور ولید را عملی کرد. زهر در بدن نازنین امام کارگر شد و بدین وسیله حضرت در سن ۵۷ سالگی در مدینه طیبه به شهادت رسید.


البته زمان شهادت حضرت زین العابدین (ع) نیز مانند تولد مبارکشان نامعلوم است و بر سر تاریخ آن اختلاف است، دامنه این اختلاف از سال ۹۲ هجری قمری تا سال ۱۰۰ هجری است، اما آنچه از همه مشهورتر است، یکی سال ۹۴ هجری قمری است که آن را به مناسبت ارتحال فق‌های بیشماری از اهل مدینه، «سنه الفقهاء» نامیده اند و دیگری سال ۹۵ هجری قمری.

«حسین» فرزند امام علی بن الحسین (ع) وفات پدر خود را در سال ۹۴ هجری قمری اعلام کرده و بر این اساس بزرگانی نظیر شیخ مفید و شیخ طوسی و محقق اربلی و ابن اثیر نیز همین نظر دارند.

اما بر اساس روایتی که ابوبصیر از امام جعفر صادق (ع) نقل کرده است، امام فرموده است: حضرت علی بن الحسین (ع) در حالی‌که ۵۷ ساله بودند از دنیا رفت و این واقعه در سال ۹۵ هجری قمری اتفاق افتاد.
 
پیکر پاک امام سجاد (ع) را در شهر مدینه تشییع کردند. در آن شهر از پیکر امام تشییع بی نظیری صورت گرفت؛ زیرا توده‌های مردم از مناطق مختلف بر جنازه حضرت حاضر شدند و همگی پریشان و گریان و دل شکسته جنازه مطهر حضرت (ع) را بر دوش می‌بردند. مردم در هاله‌ای از اشک با امام وداع می‌کردند. بدن مطهر حضرت سجاد (ع) را به قبرستان بقیع بردند و در قبری که در کنار قبر عمویش امام حسن مجتبی علیه السلام آماده ساخته بودند به خاک سپردند.

بیشتر بخوانید:
راز بیماری امام سجاد (علیه السلام) در کربلا

تحریفات موجود درباره امام سجاد(ع)/ از فرار کردن مادر امام از کربلا تا بیهوش بودن و بی خبری از جنگ

بیماری امام سجاد(علیه‎السلام) در کربلا

سخنان آتشین امام سجاد (علیه السلام ) با كوفیان

تصمیم یزید بر قتل امام سجاد علیه السلام

خدمات امام سجاد (ع) به تشیع

دعایی که امام حسین(ع) قبل از شهادت به امام سجاد تعلیم دادند

چرا امام سجاد(ع) زبان دعا را برگزیدند؟

شهادت امام زین العابدین علیه السلام

قرآن منسوب به امام سجاد(ع)+ تصویر

اینفوگرافی/ پرتوى از سیره امام سجاد(ع)




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.




Admin Logo
themebox Logo
/