به گزارش الف، هنوز راز و رمزهای معضل سوریه حل نشده و همچنان عطش چند ساله دولتهای مختلف امریکا برای رسیدن به خواسته های خود در خاک سوریه برطرف نشده است. از آغاز جنگ اعراب و اسرائیل در سال 1967، دولتها و استراتژی های آمریکا تمام توجه خود را بر روی هدف واحدی متمرکز نمودند، یعنی«کیفیت سیطره بر سوریه». اما روسای کاخ سفید هرگز نتوانستند این معمای دشوار را حل کنند و از سد مقاومت سر سخت و آزادی خواهی سوریه ای ها عبور کنند.

روزنامه البناء در ادامه می نویسد: شکست رئیس سابق کاخ سفید در این مورد، با شکست دولت جدیدی که در آمریکا به روی کار آمد کامل شد و ابزارها و سناریوهای قدیم و جدیدی که سیاستمداران امریکا در راستای سیطره بر سوریه به خدمت گرفتند، هیچ یک نتوانست حتی یکی از کلیدهای دروازه دمشق را در برابر ایالات متحده بگشاید.

پس از آزادی درعا، شرایط تغییر کرد و رئیس جمهور«تاجر» آمریکا بخوبی دریافت که در سوریه به خواسته های خود نمی رسد.

اکنون، ترامپ اذعان می کند که خروج نیروهای آمریکا، آخرین برگه ای است که در مورد سوریه در اختیار دارد و در مقابل، خواستار تحقق امنیت ملی اسرائیل در مرزهای مشترک آن با سوریه است. پیشنهاد ترامپ، عقب نشینی نیروهای ایرانی از جنوب سوریه و در ادامه، از تمام خاک سوریه بود و همزمان، با خروج از برجام و تحمیل تحریمهای اقتصادی شدید به ایران فشار وارد نموده و تلاش کرد با تحریک ملت ایران برای شرایط اقتصادی بهتر، از شرایط به نفع خود بهره جوید.

در این حین، پاسخ ایران به فشارها، تهدید به بستن تنگه هرمز بود. پس مسئولان ایرانی تصریح کردند در صورتی که ایران نتواند نفت خود را صادر کند، هیچ دولتی نخواهد توانست از طریق این تنگه اقدام به صادرات و واردات نفت نماید. همانطور که علی اکبر ولایتی بر عزم کشورش برای صادرات نفت به دور از تحریمها تاکید کرد.

اما در مورد حضور ایران در سوریه و تلاش ترامپ برای چانه زنی با روسیه بر سر این مساله، باید گفت مستشاران ایرانی سوریه را ترک می کنند، تنها در صورتی که مسئولان دولت سوریه بگویند دیگر نیازی به حضور نیروهای ایرانی نیست. این پاسخ ایران بود از قلب مسکو، بدون توجه به صحبتهای مسئولان آمریکایی، رژیم صهیونیستی و همچنین معارضان سوری.

برای تاکید بر شکست و مرگ خواسته آمریکا، کمی قبل از برگزاری نشست بین روسای جمهور ایالات متحده و روسیه، طرف ایرانی بر این نکته تاکید کرد که حرفش یکی است، طبق ارزیابی ها و صلاحدید خود در مورد ماندن یا رفتن از سوریه تصمیم می گیرد و ممکن است نقش خود در سوریه را گاهی به شکلی علنی و گاه به صورت سری و مخفیانه ایفا کند؛ این مساله بستگی به سیاست مشترک ایران با روسیه و سوریه دارد.

در هر حال، واشنگتن تلاش می کند ایران را از سوریه اخراج کند؛ پس در این راستا به تهران فشار وارد می کند و سعی دارد بر این سناریو تکیه کند که «ایرانی ها به دلیل نداشتن توانایی برای تامین هزینه های لازم برای حمایت از نیروهای تابع خود در سوریه، مجبور به خروج از آن می شوند». در این بین، نتانیاهو در پی آن است تا از وساطت پوتین استفاده کند تا شاید بتواند ثمره سالها جنگ در سوریه را از طریق میانجی گری روسیه به دست آورد!

پوتین اما خواسته های تل آویو و پس از آن، واشنگتن در مورد خروج کامل ایران از سوریه را محال می داند. مسکو از هیچ قدرت و زوری برای مجبور کردن دوست ثابتش دمشق و هم پیمان نزدیکش، تهران، برای اتخاذ چنین تصمیمی استفاده نمی کند. در واقع مسکو تنها یک مصلحت دارد و آن اینکه جنگی در منطقه شعله ور نشود و تل آویو به صورت خودخواسته و یا نا خوداگاه از ترویستهایی که با اسد مبارزه می کنند، حمایت نکند.

در پایان باید گفت ممکن است تهران بر اساس تمایل مشترک با دمشق از نقش خود در سوریه بکاهد، اما قصد ترک کامل سوریه را ندارد. در این بین با اینکه مسکو از کلید دوستی ثابت و مشترک با ایران و سوریه برخوردار است، نمی تواند این مساله را در دمشق برطرف کند و کلیددمشق، در دست ملت، بشار اسد و ارتش آن است. همه چیز به اراده آنها وابسته است و خواست ایران....

نویسنده: سماهر الخطیب/ مترجم: مریم نصرالهی