امام خمینی رحمت الله علیه : بسیج میقات پابرهنگان و معراج پاك اندیشه اسلامی است .

فرزندان حضرت زینب (سلام‌الله‌علیها) در روز عاشورا

نویسنده :
تاریخ:دوشنبه 3 مهر 1396-02:06 ب.ظ


در روز عاشورا، وقتی نوبت به جوانان هاشمی رسید. فرزندان زینب کبری (سلام الله علیها) نیز خود را آماده قتال کردند.

حضرت زینب (سلام الله علیها) در این موقع که فرزندان دلبند خود را راهی قتال با دشمنان دین و قرآن می کرد، حالتی دگرگون داشت. او عقیلة بنی هاشم است. او نائبة الامام است. اصلاً او شریک کربلای حسین (علیه السلام) است. نه بدین جهت که بنابر نقل، فرزندان خود را با دست خود کفن پوش و فدیة راه حسین (علیه السلام) کرده ، که از لحظه ای که از دامن زهرای مرضیه (سلام الله علیها) پای به عرصه وجود گذاشته، دیده به دیدار حسین (علیه السلام) باز کرده است. برای همین است که اهل دل، آفرینش او را برای کربلا معنا کرده اند.
مگر نه آنکه در زمان حضور در کوفه، در مجلس تفسیر قرآن، وقتی آیه شریفة ”کهیعص“ را برای زنان کوفی تفسیر می کرد، امیرالمؤمنین (علیه السلام) به او فرمود:این عبارت ”کهیعص“ رمزی در مصیبت وارده بر شماست و کربلا را برای آن مخدّره ترسیم کرد. 
بسیاری می گویند: زینب کبری (سلام الله علیها)، دو فرزند خود را مهیای نبرد کرد و به آنها تعلیم داد که اگر با امتناع آن حضرت مواجه شدید - کما اینکه آن مظلوم حتی غلام سیاه را از قتال بر حذر می داشت - دائی خود را به مادرش فاطمه (سلام الله علیها) قسم دهید تا اجازه میدان رفتن بگیرید.

پس از این مراحل ابتدا محمد بن عبدالله بن جعفر به میدان آمد و این رجز را سر داد: 
اشکوا إلی اللهِ منََ العدوانِ 
قِتل قومٍ فی الوری عمیانِ
قَد ترکوا معالِمَ القُرآنِ 
و مُحکمَ التَنزیلِ و التِّبیانِ
وَ اَظهروا الکُفرَ مَعَ الطُّغیانِ
” به خداوند شکایت می کنم از دشمنی دشمنان، قوم ستمگری که کورکورانه به جنگ با ما برخاسته اند . نشانه های قرآنی را که محکم و مبیّن و آشکار کننده کفر و طغیان است راترک کردند“
و پس از نبردی نمایان، به شهادت رسید. 
پس از او، برادرش عون بن عبدالله جعفر راهی نبرد شد و خود را اینگونه معرفی کرد: 
اِن تُنکرونی فَانا بنُ جعفرٍ 
شهیدُ صِدقٍ فی الجنانِ الازهر 
یطیرُ فیها بجناحٍ اَخضرٍ 
کَفی بِهذا شَرَفاً فی المحشرِ
”اگر مرا نمی شناسید من فرزند جعفر هستم که از سر صدق به شهادت رسید و در بهشت نورانی با بال های سبز پرواز می کند. برای من از حیث شرافت در محشر همین کافی است.“
و او نیز، فدایی راه حضرت حسین (علیه السلام) شد.

بارگاه

شهدای کربلا، در پایین پای حضرت حسین (علیه السلام) مدفونند و به احتمال قوی این دو دلداده نیز در همانجا پروانه شمع محفل حائر حسینی هستند. البته در 12 کیلومتری کربلا بارگاهی کوچک منصوب به عون ابن عبدالله وجود دارد که ملجأ زائرین است. برخی را عقیده بر این است که این مرقد یکی از نوادگان امام مجتبی (علیه السلام) به نام عون می باشد.

شب چهارم: فرزندان حضرت زینب (سلام الله علیها)

پس از شهادت خاندان عقیل حضرت امّ المصائب، عقیله بنی هاشم (علیه السلام) دو فرزندش عون و محمد را برای جانفشانی به محضر حضرت ابا عبدالله (علیه السلام) فرستاد.
در تاریخ آمده این دو بزرگوار فرزندان عبدالله بن جعفر بودند. این دو برادر به میدان آمده و هر یک جداگانه وفاداری خویش را تا مرز شهادت به امام زمانشان ابراز داشتند.

ابتدا محمد در حالی که اینگونه رجز می خواند وارد میدان شد:
به خدا شکایت می کنم از دشمنان قومی که از کوردلی به هلاکت افتادند. نشانه های قرآنی که محکم و مبیّن بود، عوض کردند و کفر و طغیان را آشکار کردند.
 جمعی از سپاه کوفه به دست او کشته شدند و سر انجام عامر بن نهشل تمیمی، جناب محمد را به شهادت رساند.
بعد از شهادت محمد، عون بن عبدالله بن جعفر وارد میدان شد و این گونه رجز خواند:
اگر مرا نمی شناسید، من پسر جعفر هستم که از روی صدق شهید شد و در بهشت نورانی با بالهای سبز پرواز می کند، این شرافت برای من در محشر کافی است.
نوشته اند تا بیست تن را به درک واصل کرد، آنگاه به دست عبدالله بن قطنه طائی به شهادت رسید.
منقول است حضرت زینب(سلام الله علیها) زمانی که هر یک از بنی هاشم(علیه السلام) به شهادت می رسیدند، به کمک سید الشهدا (علیه السلام) برای تعزیت می آمد، ولی هنگام شهادت این دو بزرگوار پرده خیام را انداخت و از خیمه گاه خارج نشد.
منبع:
سایت حوزه


==============================================================

شیرانی از نسل جعفر بن ابیطالب در کربلا

اصحاب سیدالشهداء(علیه السلام) برخی بنی هاشمی بودند و برخی غیر بنی هاشمی.


پسران حضرت زینب

از جمله یاران بنی هاشمی که در رکاب حضرت به شهادت رسیدند، عون و محمد، فرزندان حضرت زینب(سلام الله علیها) و عبدالله بن جعفر بن ابیطالب بودند.
بعد از شهادت محمد بن عبدالله، برادرش عون بن عبدالله به میدان شتافت و رجز خواند و در ضمن آن به جد خود جعفر بن ابیطالب که در بهشت دو بال برای پرواز دارد، افتخار کرد.[1]
می دانیم که جعفر بن ابیطالب برادر حضرت علی(علیه السلام) بود که ریاست مسلمانان مهاجر به حبشه را بر عهده داشت[2] و در جنگ موته به شهادت رسید.[3]

پدر، پسران خود را روانه کربلا می کند

گرچه برخی نا آگاهان خواسته اند، همراهی نکردن عبدالله بن جعفر با امام حسین(علیه السلام) را به باد انتقاد بگیرند و شخصیت او را لکه دار کنند؛ اما به نظر می رسد این سخنان اعتبار چندانی نداشته باشند.[4]
عبدالله بن جعفر بن ابیطالب به امام حسین(علیه السلام) ارادت داشت و در ابتدا می خواست که ایشان را از رفتن به کربلا به خاطر خطرات این سفر برای خود و خانواده و بستگان خود بازدارد. عبدالله بن جعفر اعتقاد داشت که با رفتن اباعبدالله الحسین(علیه السلام) روشنایی زمین رو به خاموشی خواهد گرایید، و هنگامی که امام حسین(علیه السلام) را در تصمیم خود جدی دید، پسران خود (عون ومحمد) را همراه ایشان فرستاد تا در رکاب ایشان شمشیر بزنند، و خود به دلایلی که برای ما معلوم نیست، همراه امام حسین(علیه السلام) به کربلا نرفت.[5]
برای عدم همراهی عبدالله بن جعفر با سالار شهیدن، دلایلی را ذکر کرده اند؛ مثل مریضی عبدالله، و شاید اگر تندرست بود چه بسا در همراهی امام درنگ نمی کرد.[6] همچنانکه بعد از شهادت امام حسین(علیه السلام) و فرزندانش، در جواب سرزنش کنندگان برآشفت و گفت ای کاش من هم همراه آنان بودم.[7]
مجموع این دلایل سبب خواهد شد که عبدالله بن جعفر را در همراهه نشدن با قافله ی کربلا، مقصر ندانیم و به او خوش گمان باشیم. همچنانکه از حضرت علی(علیه السلام) نقل است که فرمودند:«لا تَطلُبَنَّ بِكَلِمَةٍ خَرجَتْ مِنَ أخیكَ سُؤاً واَنتَ تَجِد ُلَها فی‌الخَیرِمُحتَمِلاً[8] سخن برادرت را مادامی که حمل بر خیرخواهی توانی کرد هیچ گاه آن را بر بدبینی و غرض‌ ورزی حمل مکن.» ما هم بر طبق این حدیث، همراهی نکردن عبدالله بن جعفر با سالار شهیدان را حمل بر کوتاهی عبدالله نسبت به ایشان نمی دانیم.

شیرزن کربلا، تکمیل کننده معرفت همسر خویش

پسران عبدالله بن جعفر، معرفت پدر را ادامه دادند و با حضور در میدان نبرد و خواندن رجز، معرفت خود را در راه آرمان دایی خویش یعنی با اباعبدالله الحسین(علیه السلام) نشان دادند و در نهایت به فیض عظمای شهادت نائل آمدند.[9]  اما باید گفت که این زینب کبری(سلام الله علیها) بود که معرفت همسر خویش به سرور شهیدان را تکمیل کرد. حضرت زینب(سلام الله علیها) که در میدان کربلا در کنار برادر بزرگوارش قرار داشت و تا کسی کشته و مجروح می شد از خیمه ها بیرون می آمد و پیوسته یار و غمخوار برادر بود، هنگامی که پسران عزیز او در دفاع از مکتب سیدالشهداء(علیه السلام) کشته شدند، از خیمه ها بیرون نیامد، تا نکند سالار شهیدان بیش از پیش، شرمنده ی خواهر شود.[10]

شاید زینب کبری(سلام الله علیها) با این کارش می خواست در این لحظه حساس، حرف برادرش را بیشتر جامه عمل پوشانده باشد که فرمود: «یا أختاه لا یذهبن‏ بحلمك الشیطان[11] خواهر جان! شیطان حلم و بردباری تو را از بین نبرد.» اینکه مادر باشی و در مرگ جگرگوشه هایت بی تابی و جزع و فزع نکنی، هنر می خواهد. هنری که زینب کبری(سلام الله علیها) به خوبی از پس آن برآمد و با این کار خود، معرفت عبدالله بن جعفر، همسر خود را تکمیل نمود.

سخن آخر

عون و محمد از فرزندان عبدالله بن جعفر برادر حضرت علی(علیه السلام)و زینب کبری(سلام الله علیها) بودند که در سرزمین کربلا حضور یافتند و به شهادت رسیدند. عبدالله بن جعفر گر چه در کربلا حضور نیافت؛ اما فرزندان خود را به همراه دایی خود فرستاد تا در رکاب او و در دفاع از مکتب او بجنگند.
پی نوشت ها:
1ــ زندگانى حضرت امام حسین علیه السلام ( ترجمه [جلد 45 بحار الأنوار) ؛ ؛ ص53
2ــ پیكار صفین، ترجمه وقعة صفین ، ص 127
3ــ تحفة الأولیاء (ترجمه أصول كافى)، ج‏3 ص317
4ــ یادگار خیمه‌های سوخته: ترجمه کتاب « مع بطله کربلا» تالیف محمدجواد مغینه، ص 71 الی 73
5ــ الإرشاد فی معرفه حجج الله على العباد(شیخ مفید)، ج ‏۲، ص ۶۸الی 69
6ــ فر هنگ عاشورا، جواد محدثی، ص298- 299، نشر معروف، قم، 1378.
7ــ الإرشاد فی معرفه حجج الله على العباد(شیخ مفید)، ج ‏۲، ص124
8ـــ منهاج البراعة فی شرح نهج البلاغة (خوئى)، ج‏21، ص 443
9ــ ارشاد شیخ مفید، ج2، ص52 و 53
10ــ سوگنامه آل محمدصلی الله علیه وآله، محمدی اشتهاردی، نشر ناصر، ۱۳۷۰ش، ص ۲۹۲
11ـ لهوف، ترجمه بخشایشی، ص87



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.




Admin Logo
themebox Logo
/