تبلیغات
پایگاه بسیج سلمان فارسی (شهرری) - شب اول محرم // میهمان غریب کوفه

امام خمینی رحمت الله علیه : بسیج میقات پابرهنگان و معراج پاك اندیشه اسلامی است .

شب اول محرم // میهمان غریب کوفه

نویسنده :
تاریخ:یکشنبه 11 مهر 1395-07:38 ب.ظ

http://www.aviny.com/Occasion/Ahlebeit/ImamHosein/Moharram/94/1/header.jpg

یاران شیدای حسینی
 میهمان غریب کوفه/شرح حالی بر زندگانی مسلم ابن عقیل +اینفو گرافی و تصویر سازی


عاشورا نه فقط روزی برای عزاداری است بلکه فرهنگی است که با تدبر و مطالعه بیشتر در زوایای آن می توان زمینه ساز حرکت های عمیقی بود. در این بخش قصد داریم در روزهای عزاداری محرم و صفر به ذکر یکی از شهدای گرانقدر کربلا بپردازیم.
 

حیله ابن زیاد برای دستگیری مسلم +تصویرسازی

مسلم,حضرت مسلم,سفیر امام,محرم,امام حسین,هانی,ابن زیاد,کوفه,سفیر,نامه

مسلم‏ بن عقیل، برادر زاده امیرالمؤمنین و پسر عموى حسین‏ بن على (ع) بود. دودمانى كه مسلم در آن رشد یافت، دودمان علم و فضیلت و شرف بود.مسلم به افتخار دامادى امیرالمومنین علی علیه السلام نایل شد و با یكى از دختران امام به نام "رقیه" ازدواج كرد. این وصلت‏ بر میزان فضیلت هایش افزود و او را بیشتر در محور «حق‏» و در خدمت نظام الهى آن حضرت در دوران خلافتش قرار داد.


درجنگ صفین، وقتى كه امیرالمؤمنین(ع) لشگر خود را صف‏آرایى مى كرد، امام حسن و امام حسین(ع) و عبدالله ‏بن جعفر و مسلم‏ بن عقیل را بر جناح راست‏ سپاه، مامور كرد.


مسلم، در دوران خلافت حضرت على(ع) در خدمت آن حضرت، مدافع حق بود و پس  ‏از شهادت آن امام، هرگز از حق كه در خاندان او و امامت ‏دو فرزندش، حسنین -علیهما السلام تجسم پیدا كرده بود جدا نشد و عاقبت هم، جان پاكش را بر این آستان فدا كرد.


در دوران امامت ده ساله امام حسن مجتبى(ع) كه از سخت‏ ترین دوره ‏هاى تاریخ اسلام نسبت ‏به پیروان اهل‏ بیت و طرفداران حق بود،مسلم با خلوص هر چه تمام در مسیر حق بود و از باوفاترین یاران و از خواص اصحاب امام حسن علیه السلام محسوب مى‏ شد. پس از شهادت امام مجتبى(ع) كه امامت‏ به حسین‏ بن على(ع) رسید تا مرگ معاویه كه یك دوره ده ساله بود;باز مسلم را در كنار امام حسین(ع) مى ‏بینیم.
مسلم‏ بن عقیل دست از محبت و ولایت و حمایت امام زمان خویش -حسین ‏بن على(ع)- بر نداشت تا این كه به عنوان پیشاهنگ نهضت كربلا در كوفه به شهادت رسید و افتخار اولین شهید كاروان عاشورا را به خود اختصاص داد و اولین شهید از اصحاب امام حسین بود.
در ماجراى كربلا دو تن از فرزندان مسلم‏بن عقیل به شهادت رسیدند و دو فرزند دیگر در كربلا به اسارت نیروهاى دشمن درآمدند كه آنها را به كوفه برده و تحویل «ابن‏زیاد» دادند. نزدیك به یك سال در زندان بودند كه پس از فرار به شهادت رسیدند.


مسلم در کوفه


مردم كوفه، خاطره حكومت چهارساله علوى را به یاد داشتند و در این شهر، شخصیت هاى برجسته و چهره ‏هاى درخشانى از مسلمانان متعهد و یاران اهل‏بیت ‏بودند. از این رو نامه ‏ها و طومارهاى مفصلى با امضاى چهره‏ هاى معروف شیعه در كوفه و بصره به امام حسین(ع) نوشتند، كه تعداد این نامه‏ ها به هزاران مى‏ رسید. كوفیان،گروهى را هم به نمایندگى از طرف خود به سركردگى «ابوعبدالله جدلى‏» به نزد آن حضرت فرستادند و نامه‏ هایى همراه آنان ارسال كردند.
حضرت حسین‏بن على(ع) مناسب ترین فرد براى این ماموریت محرمانه را «مسلم‏بن عقیل‏» دید، كه هم آگاهى سیاسى و درایت كافى داشت و هم تقوا و دیانت و هم خویشاوند نزدیك امام بود. به نمایندگانى كه از كوفه آمده بودند، فرمود:من، برادر و پسر عمویم (مسلم) را با شما به كوفه مى‏ فرستم، اگر مردم با او بیعت كردند;من نیز خواهم آمد.
مسلم به همراه نامه امام به کوفه آمده بود.در گوشهاى كوفیان پیچید كه مسلم، افسر جانباز و پیشاهنگ این نهضت پیام انقلاب عدل را با خویش آورده است. و مشتاقان،بسان موج خشم آلود اما طالب و مشتاق به سوى خانه مسلم، روان گشتند
با وجود این همه بیعتگران‏ جان بر كف و انقلابی هاى آماده براى هرگونه فداكارى در راه حمایت‏ حسین(ع) و بر انداختن حكومت ‏یزید، مسلم‏ بن عقیل، طى نام ه‏اى اوضاع را به امام گزارش داد و با بیان شرایط و زمینه مساعد براى نهضت از امام خواست كه به سوى كوفه بشتابد.
والى كوفه «نعمان بن بشیر» بود كه از جانب معاویه و پس از او از سوى یزید به این سمت،گماشته شده بود. وقتى از تجمع‏ مردم كوفه، پیرامون مسلم و بیعت‏ با او آگاه شد، در یك سخنرانى مردم را تهدید كرد و آنها را از رفت‏ وآمد پیش مسلم‏ بن عقیل و شنیدن حرف هایش نهى كرد; اما انقلابیون كوفه كه دل به مهر حسین(ع) سپرده و دست‏ بیعت ‏با نماینده‏اش مسلم داده بودند براى سخنان تهدیدآمیز او ارزشى قائل نشدند
عبدالله حضرمى ،طى نامه‏اى به یزید گفت اگر به كوفه نیاز دارى، مرد نیرومندى براى سركوبى شورشیان و اجراى فرمانت ‏بفرست، چرا كه نعمان‏ بن بشیر، مردى ناتوان است‏ یا خود را ضعیف مى‏ نمایاند. یزید هم براى حفظ سلطه و حاكمیت ‏بر كوفه عنصر ناپاك و سفاك و خشنى همچون «عبیدالله بن زیاد» را كه حاكم بصره بود، انتخاب كرد. ابن زیاد،با اجازه و اختیارهاى نامحدودى براى قلع ‏وقمع و كشتار و فرونشاندن آتش مبارزات، مخفیانه و با قیافه‏اى مبدل و نقابدار به هنگام شب وارد كوفه شد و مراكز قدرت را، با عملیاتى شبیه كودتا به دست گرفت.


مسلم بن عقیل، در خانه «مختار» بود كه صحنه حوادث به صورتى كه یاد شد، پیش آمد. از آن جا كه ابن‏ زیاد، براى سركوبى انقلابی ها به دنبال رهبر این نهضت; یعنى مسلم مى‏ گشت، مسلم مى‏ بایست جاى امن تر و مطمئن ترى انتخاب كند. این بود كه مقر و مخفیگاه خود را تغییر داد و به خانه «هانى‏» رفت.
یكى از وقایع مربوط به دوران مخفى بودن مسلم در خانه هانى نقشه ترور «ابن‏ زیاد» است كه انجام نشد.معقل كه از سرسپردگان‏ حكومت‏ بود، با دریافت ‏سه ‏هزار درهم، ماموریت ‏یافت كه به عنوان یك هوادار مسلم و طرفدار نهضت ‏با طرفداران مسلم تماس بگیرد و به عنوان یك انقلابى،كه مى‏ خواهد این پول ها را براى صرف در راه ‏انقلاب و تهیه سلاح و امكانات مبارزه به مسلم تحویل دهد، كم‏كم به پیش مسلم راه یافته و از خانه او و تشكیلات و افراد مؤثر، گزارش تهیه كرده و به ابن ‏زیاد خبر دهد.  به تدریج و با سیاست خاصی با مسلم دیدار کرد و گزارشات آن را به ابن زیاد می رساند.

 

مداحی های تصویری حضرت مسلم سلام الله علیه

 

مداحی های صوتی حضرت مسلم سلام الله علیه

 


والى كوفه به فكر دستگیرى هانى افتاد تا از این طریق به مسلم هم دسترسى پیدا كند، زیرا مى‏ دانست تا وقتى كه هانى، در محل خود مستقر باشد، بازداشت مسلم‏ بن عقیل عملى نیست و نیروهاى زیادى كه در اختیار و در فرمان هانى هستند،مقاومت و دفاع خواهند كرد. پس باید با نقشه‏اى پاى هانى را به «دارالاماره‏» بكشد و او را در همان جا زندانى كند تا بین او و مسلم جدایى بیفتد. وقتی هانی با معقل در دربار ابن زیاد روبرو شد و فهمید که وی جاسوس عبید الله بوده است. عبید الله هانی را به زندان انداخت.


مسلم، در این اوضاع وخیم همراه نیروهاى تحت فرمان خود با قلبى سرشار از ایمان به خدا و حقانیت راه و جهاد خویش دلاورانه مى‏ جنگید. مسلم،آن روز، كربلایى در درون كوفه به وجود آورد! تعدادى از یارانش به شهادت رسیدند و خود نیز پس از آن همه درگیرى و جنگ،مجروح شده بود. 31 آن روز به پایان رسید. سختى مبارزه، عده ‏اى را به خانه‏ هاى خود كشاند. تهدیدهاى حكومت، عده ‏اى دیگر را از میدان جهاد و تعهدات «بیعت‏» به خانه و زندگى آسوده كشاند. تبلیغات گسترده هم در روحیه عده ‏اى دیگر تزلزل و ضعف پدید آورد. در نتیجه، شب هنگام، مسلم‏ بن عقیل در مسجد، نماز مغرب را فقط با حضور سى‏ نفر اقامه كرد. پس از نماز،آن عده كمتر شده بودند (ده نفر) از مسجد كه بیرون آمد،حتى یك نفر هم همراهش نبود كه او را به جایى راهنمایى كند.

مسلم,حضرت مسلم,سفیر امام,محرم,امام حسین,هانی,ابن زیاد,کوفه,سفیر,نامه

برای دریافت تصویر با کیفیت کلیک نمایید


مسلم براى یافتن خانه ‏اى كه شب را به روز آورد و در پناه آن، مصون بماند، در كوچه ‏ها غریبانه مى‏ گشت و نمى ‏دانست‏ به كجا مى ‏رود. زنى به نام «طوعه‏»، جلوى خانه‏ اش ایستاده، نگران و منتظر پسرش بود. طوعه شیعه و هوادار مسلم بود، اما این غریب را نمى ‏شناخت. مسلم، جلو رفت و سلام داد و آب خواست....


زن آب آورد. مسلم نوشید. تنها مرد کوفه این پیرزن بود که مسلم را امان داد. آن شب مسلم به عبادت و تهجد می پرداخت و فقط لحظاتی از شب را چشم بر هم بست. فرزند طوعه وقتی سحرگاه مسلم را درخانه یافت نیروهای حکومتی را به طمع دریافت جایزه به منزلش آورد و مسلم پس از نبردی دلاولانه و شجاعانه با ضمانت امان نامه از دشمن صلح کرد و به نبرد ادامه نداد. اما امان نامه ای در کار نبود. مسلم دستگیر شد و به کاخ عبید الله آمد. عبید الله گفت تو کشته می شوی. مسلم از حاضران، عمر سعد را براى وصیت انتخاب كرد. سه موضوع را در وصیت هاى خود،مطرح كرد: «قرض هایم را در كوفه با فروختن زره و شمشیرم بپرداز! جسد مرا از ابن زیاد تحویل بگیر و به خاك بسپار! كسى را پیش حسین‏بن على(ع) بفرست تا به كوفه نیاید».


ولى عمر سعد كه خبث و خیانت‏ با وجودش آمیخته بود، در همان مجلس، خیانت كرد و وصیت هاى سه‏ گانه مسلم را، براى ابن ‏زیاد،فاش ساخت و در واقع، ماهیت پلید خود را آشكار نمود.
مسلم را به بالای دار الاماره بردند و بدنش را از بالای دارالاماره به پایین انداختند.

حوادث پس از شهادت مسلم


قاتل مسلم پس از آن جنایت، پایین آمد و پیش ابن‏ زیاد رفت. ابن‏ زیاد پرسید: وقتى كه مسلم را از پله‏ هاى قصر، به بالا مى‏ بردید چه عكس ‏العملى داشت و چه مى‏گفت؟
گفت: خدا را مرتب، تسبیح مى‏ گفت و از او مغفرت و بخشش مى‏ طلبید....
وقتى پیكر مطهر آن شهید را از فراز دارالاماره به پایین و به میان مردم انداختند، دستور داده شد تا بر آن بدن، طناب بسته و سرطناب را بكشند. و.... چنان كردند، تا آن كه بدن بى ‏سر را برده و به دار كشیدند.
پس از شهادت مسلم، به سراغ «هانى‏» رفتند.
هانى در زندان بود. دست هایش را از پشت ‏بسته بودند كه براى كشتن آوردند. هانى هنگام آمدن، هواداران خود از قبیله مذحج را به یارى مى ‏طلبید، ولى كسى او را یارى نكرد. با قدرت،دست ‏خود را كشید و از بند،بیرون آورد و در پى سلاح و ابزارى مى‏ گشت كه به دست گرفته و بر آنان حمله كند،كه ماموران دوباره گرفتند و دستانش را محكم از عقب بستند و با دو ضربت، سر این انسان والا و حامى بزرگ مسلم را از بدن،جدا كردند.
هانى، در زیر ضربات جلاد مى‏گفت: «بازگشت ‏به سوى خداست. خدایا مرا به سوى رحمت و رضوان خویش ببر!»


آن فرومایگان،بدن هانى را هم به طنابى بستند و در كوچه‏ ها و گذرها بر خاك كشیدند. خبر این بى‏ حرمتى به مذحجیان رسید. اسب سوارانشان حمله كردند و پس از درگیرى با نیروهاى ابن ‏زیاد بدن هانى و مسلم را گرفتند و غسل دادند و بر آنها نماز خواندند و دفن كردند، در حالى كه جسد مسلم، بى ‏سر بود. آن روز، تنى چند از سرداران اسلام هم دستگیر شده و به شهادت رسیدند و اجساد مطهرشان در كنار آن دو قهرمان رشید به خاك سپرده شد و در روز نهم ذیحجه،كربلاى كوچكى در كوفه بر پا شد و یادشان به جاودانگى پیوست.


سخنان امام حسین(ع) پس از شهادت آن بزرگان،نشانه موقعیت والا و وظیفه ‏شناسى و عمل به تعهد و رسالت از سوى مسلم بود. درباره مسلم،فرمود:
خدا مسلم را رحمت كند كه او به رحمت و رضوان خدا شتافت و تكلیفش را ادا نمود و آنچه كه به دوش ماست مانده است.


امام، آن گاه خبر شهادت مسلم را به زنان كاروان خویش هم داد و دختر كوچك مسلم‏ بن عقیل را طلبید و دست محبت‏ بر سرش كشید. دختر متوجه شهادت پدر شد. امام فرمود:
من به جاى پدرت... دختر گریست، زنان گریستند. امام هم اشك در چشمانش حلقه زد. پس از شهادت اینان وقتى بعضى از رهگذران كه از اوضاع كوفه به امام گزارش مى دادند و از آن حضرت مى‏ خواستند كه برگردد و به كوفه نرود، امام جواب مى‏داد: «بعد از آنان در زندگى خیرى نیست.» و به همه مى ‏فهماند كه تصمیم به رفتن دارد.

کاش می شد بنویسم که گرفتار شدم
مثل خورشید گرفتار شب تار شدم
 
گرد این شهرم و بر پیر زنی مدیونم
این هم از غربت من بود که ناچار شدم
 
من نمی خواستم علّت دلواپسی
معجر زینب کبری شوم انگار شدم
 
من بدهکاری خود را به همه پس دادم
به تو اندازه یک شهر بدهکار شدم
 
من در این خانه تو در خانه خولی ، تازه
با تو همسایه دیوار به دیوار شدم
 
کاش می شد بنویسم کفنی برداری
کفنی نیست اگر ، پیرهنی برداری

 

مسلم,حضرت مسلم,سفیر امام,محرم,امام حسین,هانی,ابن زیاد,کوفه,سفیر,نامه

برای دریافت تصویر کامل و با کیفیت کلیک نمایید

 

منابع:
1-ابن شهر آشوب،مناقب آل‏ابى طالب، چهار جلد، انتشارات علامه، تهران.
2-ابن اثیر، الكامل، انتشارات دار صادر، بیروت 1396ق.
3-ابوالفرج اصفهانى، مقاتل الطالبیین، ترجمه رسولى محلاتى، انتشارات صدوق، قمر 1390
4-خوارزمى، مقتل الحسین(ع)، مكتبة المفید، قم 1383.
5-السماوى، محمد، ابصار العین فى انصار الحسین، مكتبة بصیرتى، قم.
6-قمى، شیخ عباس، منتهى الامال، انتشارات جاویدان، تهران.
7-قمى، شیخ عباس، نفس المهموم، ترجمه شعرانى، انتشارات اسلامیه، تهران 1374.
8- مفید، ابوعبدالله، محمدبن محمدبن نعمان، ارشاد، دو جلد، كنگره شیخ مفید، قم 1413 ق.
9-طبرى، محمدبن جریر ، تاریخ طبرى، شش جلد، انتشارات لیدن.
10-المقرم، عبدالرزاق، الشهید مسلم بن عقیل، بى‏تا، بى‏نا.
11-المقرم، مقتل الحسین(ع)، مكتبة بصیرتى، قم 1367.
12-مجلسى، محمد باقر،بحارالانوار، مؤسسة الوفاء، بیروت‏1403.





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.




Admin Logo
themebox Logo
/