امام خمینی رحمت الله علیه : بسیج میقات پابرهنگان و معراج پاك اندیشه اسلامی است .

نگین درخشان عصمت در حلقه فرشتگان

نویسنده :
تاریخ:شنبه 30 فروردین 1393-06:51 ب.ظ

نگین درخشان عصمت در حلقه فرشتگان

حضرت فاطمه

وجود نازنین یگانه بانوی عالم حضرت فاطمه زهراء سلام الله علیها، دارای مقام و منزلتی رفیع در نزد خداوند و رسول خداست. فرشتگان الهی نیز که کارگزاران خداوند هستند از این مقام ایشان آگاه اند. از این رو می توان عظمت وجودی حضرت صدیقه کبری سلام الله علیها را از منظر ملائکه الهی بدست آورد.

ملائکه خود دارای آن چنان جایگاه بلندی نزد پروردگار عالم هستند که به ندرت مجذوب وجود انسان ها می شوند. ملائکه ای که به نقل قرآن مجید در آن زمان خدا اراده کرد تا انسان را به عنوان خلیفه خویش در روی زمین برگزیند به خداوند اعتراض کردند که انسان شایستگی وجود ندارد اما همین ملائکه وقتی در برابر نور وجودی پنج تن و از جمله ایشان حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها قرار گرفتند به حکمت خلقت انسان پی بردند و با تمام وجود در برابرش سر تعظیم فرود آوردند: «فَسَجَدَ الْمَلَائِكَةُ كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ».

 

افتخار جبرئیل بر خادمیِ آستان جانان

ابوذر گفت شنیدم كه رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: كه اسرافیل بر جبرئیل افتخار و مباهات می كرد جبرئیل پرسید: چرا تو از من بهترى؟ گفت: من صاحب هشت فرشته‏اى هستم كه عرش خدا را حمل می كنند، من صاحب نفخه‏ى صورم، من نزدیكترین فرشتگان به خداى عزّ و جلّ هستم. سپس جبرئیل گفت: من از تو بهترم. اسرافیل پرسید: به چه دلیل؟ گفت: زیرا كه من امین خدایم در وحى، من رسول خدایم به سوى پیامبران، من صاحب خسوف و كسوف باشم، خداوند هیچ امتى را نابود نكرد مگر به دست تواناى من.

مرافعه را به خداى عزّ و جلّ عرض كردند. خطاب رسید: شما ساكت باشید، به عزت و جلالم، من كسى را آفریدم كه از هر دوى شما برتر است. عرض كردند: پروردگارا آیا آفریده‏اى كسى را كه از ما بهتر باشد! و حال اینكه ما از نور خداى عزّ و جلّ آفریده‏ شده‏ایم؟ خداى تبارك و تعالى فرمود: آرى. و اشاره كرد به سوى قدرت كه پرده بردار. پرده برداشته شد. ناگاه دیدند بر ساق عرش طرف راست نوشته شد: لا اله الا اللَّه، محمّد رسول اللَّه، على و فاطمه و الحسن و الحسین علیهم السّلام دوستان خدا.

جبرئیل عرض كرد: پروردگارا همانا من خواهش مى‏كنم به حق اینها كه مرا خادم اینان قرار دهى. خداى تبارك و تعالى فرمود: انجام دادم، پس جبرئیل از اهل بیت است و او خادم ماست. [1]

 

نوری از جنس حقّ

جابر مى‏گوید: محضر مبارك امام صادق علیه السّلام عرض كردم: براى چه فاطمه زهراء سلام اللَّه علیها به "زهراء" موسوم گردید؟

حضرت فرمودند: زیرا حقّ عزّ و جلّ او را از نور عظمت خودش آفرید، و هنگامى كه نور وجود فاطمه‏ سلام اللَّه علیها درخشید آسمانها و زمین به نورش روشن شده و دیدگان فرشتگان‏ از شدّت نورش بسته شد و تمام ملائكه حقّ تبارك و تعالى را سجده نموده و عرض كردند: اله و معبود ما، سرور و مولاى ما، این نور چه خصوصیّتى دارد كه این قدر تابان و روشن است؟

خداوند متعال به آنها وحى فرمود: این نور از نور من است كه در آسمان ساكنش كرده‏ام آن را از عظمت خویش آفریدم.[2]

 

کوثر در قنداقه بهشتیان

امام صادق علیه السّلام فرمود: ... ] در هنگام ولادت حضرت فاطمه سلام الله علیها [ چهار زن گندم گون بلند بالا مانند زنان بنى هاشم بر خدیجه (سلام الله علیها) وارد شدند و از آنها در هراس شد، یكى از آنها گفت: اى خدیجه غم مخور كه ما فرستاده پروردگاریم نزد تو، و خواهران توئیم، من ساره‏ام و این آسیه دختر مزاحم كه رفیق تو است در بهشت و این مریم دختر عمران و این كلثوم خواهر موسى بن عمران است، خدا ما را فرستاده كه از تو پذیرائى كنیم مانند زنان، یكى سمت راستش نشست و یكى سمت چپش و سومى برابرش و چهارمى پشت سرش. فاطمه (سلام الله علیها) پاك و پاكیزه متولد شد و چون به زمین آمد نورى از او درخشید تا به همه خانه‏هاى مكه پرتو افكند و جایى از شرق و غرب زمین نماند مگر آنكه در آن تابید و ده تن حور العین كه هر یك طشت و ابریق بهشتى داشتند وارد شدند و آب از كوثر آوردند و به زنى كه برابرش بود دادند و او را با آب كوثر شست و دو پارچه سفیدتر از شیر و خوشبوتر از مشك و عنبر برآورد و او را در یكى از آنها پیچید و با دیگرى سر و رویش را بست و زبان به دهانش گذاشت و فاطمه گفت: گواهم كه جز خدا معبود حقى نیست و پدرم رسول خدا و سید انبیاء است و شوهرم سید اوصیاء و فرزندانش سادات اسباط، سپس به آنها سلام كرد و نام آنها را گفت و آنها باور كردند و خندیدند و حوریان خرسند شدند و به هم بشارت دادند و اهل آسمان به هم بشارت دادند به ولادت فاطمه (سلام الله علیها)‏، در آسمان نورى تابید كه فرشتگان‏ پیش از آن ندیده بودند و آن زنها گفتند: اى خدیجه او را پاك و پاكیزه برگیر كه زكیه است و میمونه است و مبارك است خودش و نسلش. ] خدیجه [ شاد و خرم او را گرفت‏. [3]

هم صحبت فرشتگان

 راوى گوید: شنیدم كه امام صادق علیه السّلام مى‏فرمود: فاطمة سلام الله علیها از آن جهت "محدّثه" نامیده شد كه فرشتگان‏ بر او فرود مى‏آمدند و با او گفتگو مى‏كردند همان گونه كه با مریم بنت عمران گفتگو مى‏كردند، آنها به فاطمه سلام الله علیها مى‏گفتند: اى فاطمه! همانا خداوند تو را برگزیده، و از پلیدى‏ها تطهیر نموده، و تو را بر زنان دو عالم برترى داده است، پس اى فاطمه! خدایت را سپاسگزار بوده وى را عبادت نما. آنها با یكدیگر گفتگو مى‏كردند.[4]

 

تکبیر فرشتگان در شب وصال دو نور

امام صادق علیه السّلام فرمود: هنگامى كه فاطمه‏ سلام الله علیها را به خانه همسرش امام على علیه السّلام مى‏بردند جبرئیل و میكائیل و اسرافیل فرود آمدند ... پس آن سه فرشته تكبیر گفتند و فرشتگان‏ دیگر نیز به پیروى آنها تكبیر گفتند؛ از این رو تا روز قیامت تكبیر گفتن در شب زفاف سنّت شد. [5]

 

سلام ملائک به بانوی برگزیده

پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: فاطمه‏، بزرگ بانوى جهانیان از اوّلین و آخرین است. هنگامى كه در محرابش مى‏ایستد هفتاد هزار فرشته مقرّب به او سلام مى‏كنند و همان ندائى را كه فرشتگان‏ به مریم دادند به وى مى‏دهند و مى‏گویند: اى فاطمه! خدا تو را برگزیده و پاكیزه ساخته و بر زنان جهانیان برترى داده است‏.[6]

بنا بر جایگاه فرشتگان در نزد خداوند، این که شخصیتی برای فرشتگان الهی جلب توجه نماید نشان از بزرگی روح و مقام اوست. این است که اعتراف ملائکه در عظمت وجودی حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها در جهت شناخت بهتر این بانو نقش بسزایی دارد.

 

پی نوشت:

1.       ارشاد القلوب، ترجمه رضایى، ج‏2، ص 369

2.       علل الشرائع، ترجمه ذهنى تهرانى، ج‏1 ، ص : 587-588

3.       امالى شیخ صدوق-ترجمه كمره‏اى، ص 595 (مجلس هشتاد و هفتم)

4.       زندگانى حضرت زهرا علیها السلام(روحانى)، ص 372

5.       آداب، سنن و روش رفتارى پیامبر گرامى اسلام، ص85    

6.       الحكم الزاهرة با ترجمه انصارى، ص :


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

تفاوت ایران و اعراب از زبان دشمن سرسخت ایران و مقاومت در شبکه الجزیره

نویسنده :
تاریخ:دوشنبه 25 فروردین 1393-10:15 ق.ظ

 

نویسنده و مجری سرشناس شبکه الجزیره در مقاله‌ای به انتقاد از مواضع کشورهای عربی در قبال ایران پرداخته و گفته در حالی که اعراب در لبنان قمارخانه و هتل می‌سازند، ایران مقاومت را تقویت می‌کند.

به گزارش جهان به نقل از فارس، «فیصل قاسم» که یکی از مجریان مشهور شبکه الجزیره و از مخالفان سرسخت ایران و جبهه مقاومت است، در یادداشتی در روزنامه «القدس العربی» چاپ لندن، نوشت: عرب‌ها باید در زمینه سرمایه‌گذاری، برنامه‌ریزی و صبر و استقامت، ایران را الگو قرار دهند.

قاسم در ادامه با اذعان به این که ایران، تثبیت ائتلاف ها و حضور خود را در منطقه از ده ها سال پیش آغاز کرده، می گوید: گویی برخی کشورهای عربی کاری ندارند، جز اینکه از افزایش نفوذ ایران در منطقه - به ویژه پس از توافق‌ هسته‌ای و «نزدیک شدن» ایران و آمریکا- شکایت کنند و بنالند. نمی دانم چه اتفاقی افتاده است که برخی گویی ناگهان از خواب غفلت بیدار شده اند و به خطر نفوذ ایران پی برده اند.

شبکه العالم گزارش داد که این نویسنده معروف عرب به سابقه روابط و مناسبات ایران و سوریه در زمان «حافظ اسد» اشاره کرده و می نویسد: حافظ اسد همزمان با ایران و کشورهای عربی طی چند دهه روابط ممتازی داشت، اما چرا در آن همه مدت هیچ یک از عرب ها به روابط و ائتلاف ایران و سوریه شک نکرد؛ آیا نظام سوریه در زمان حافظ اسد، به مثابه سنگ محک در روابط ایران با کشورهای عرب نبود؟

فیصل قاسم در ادامه با بی توجهی به مواضع مبتنی بر حمایت از مظلومان و جانبداری از حق ایران در قبال کشورهایی چون عراق، یمن و غیره، مدعی شده است: نفوذ ایران در عراق از ابتدای دهه نود قرن گذشته آغاز شده و اعراب میلیاردها دلار برای سرنگونی یک نظام عربی هزینه می کنند، آن گاه ایران آن کشور را در «طبقی از طلا» تحویل می گیرد و به گسترش نفوذ خود در آن می پردازد.

وی سپس خطاب به اعراب می گوید: ایران را سرزنش نکنید. ایران، بخواهیم یا نخواهیم، برنامه ای دارد که بر اساس یک راهبرد قدرتمند و دقیق برنامه ریزی شده است؛ بنابراین ایران با بهره گیری از توانمندی های داخلی و بدون وابستگی به شرق و غرب، چنان قدمی در زمینه نظامی و فناوری هسته ای برداشته که جهانیان را بهت زده کرده و سالهاست که دنیا در زمینه برنامه اتمی با ایران سرگرم مذاکره است و این حقیقتی است درخور احترام نه محکومیت، هرچند که برخی با ایران اختلاف سیاسی داشته باشند.

از سوی دیگر درحالی که عرب ها به حمایت های رو به تحلیل آمریکا وابسته باقی مانده‌اند، ایرانی ها در زمینه ساخت تجهیزات نظامی و غیر نظامی، بر اساس اصل خودکفایی به بازوهای پرتوان و عقل و درایت داخلی تکیه کرده‌اند و این باعث شده است که جهانیان با آنها به عنوان یک رقیب تعامل کنند نه مانند یک پیرو وابسته.

این نویسند و تحلیلگر عرب بازهم خطاب به عرب ها می نویسد: اعراب به جای سرزنش ایران باید با درپیش گرفتن برنامه ها و مکانیزم های حساب شده ایران با آن مقابله کنند.

وی به بیان تفاوت سرمایه گذاری های ایران و اعراب به عنوان نمونه در لبنان اشاره کرده و می نویسد: در حالی که عرب ها در زمینه ساخت هتل و قمارخانه در لبنان سرمایه‌گذاری کرده‌اند، ایران به ایجاد بازوی راهبردی نظامی قدرتمندی در این کشور مبادرت ورزیده است که اینک از جایگاه ویژه ای در لبنان برخوردار است.

فیصل قاسم می گوید: یادم نرفته سخن شخصی را که می گفت؛ اگر درگیری بین هوادران ایران و لبنان در این کشور بوجود بیاید، هواداران عرب ها با قلیان و هوادران ایران با پیشرفته‌ترین سلاح ها و مجرب ترین نیروها جنگ خواهند کرد.

وی تفاوت بین کشورهای عربی و ایران را در قالب تفاوت بین دو شخص بیان می کند که اولی خانه‌ای را اجاره کرده و به صاحب خانه(آمریکا) برای چندین سال اجاره پرداخت می‌کند و اموالش را از دست داده، اما دومی پولی قرض گرفته و خانه‌ای را خریداری کرده و پس از چند سال صاحب خانه شده است.

این نویسنده عرب در ادامه به صراحت خطاب به کشورهای عربی می گوید: درایت و زیرکی ایران را ببینید که چگونه منابع و ثروت های خود را در مسیر خودکفایی در بلند مدت به کار گرفته و اینک به قدرتی تبدیل شده است که در معادلات منطقه ای و جهانی نمی توان آن را نادیده گرفت، اما کشورهای عربی ثروت های خود را به قدرت های خارجی بخشیده‌اند تا آنها را مورد حمایت قرار دهند و اینک با حقایقی ناگوار مواجه شده‌اند.

فیصل قاسم می افزاید: به راستی که ما اعراب به روحیه بالای ایرانی ها در سرمایه گذاری، سازندگی، صبر و استقامت نیازمند هستیم. استراتژی ایرانی دقیقا مشابه راهبرد و شکیبایی بافنده فرش های مشهور ایرانی است که حاضر است سال های طولانی از عمر خود را به بافتن یک فرش ایرانی تمام عیار و دارای مقبولیت جهانی اختصاص دهد، بدون این که خسته و آزرده شود، زیرا همواره اهداف بلند مدت را دنبال می کند و این درحالی است که سیاستمداران عرب جهان بینی محدودی دارند، به سرعت خسته می شوند و فاقد صبر و استقامت هستند و به همین علت به بیگانگان متوسل می شوند.

این نویسنده سرشناس در پایان مقاله می نویسد: ۵۰ سال پیش خیلی ها تصورش را هم نمی کردند که ایران از چنین نفوذ و جایگاهی در منطقه برخوردار شود، اما اینک این امر به یک حقیقت تبدیل شده است و ایران برنامه ای بلند مدت در پیش گرفته و بدون شک همین مساله بسیاری از کشورهای عربی را آزار می دهد و باعث شده است که نسبت به این کشور کینه بورزند و ملت های عرب را بر اساس تعصبات مذهبی علیه ایران تحریک کنند؛ اما باید از آنها پرسید که چرا طرح و برنامه های "اصولی" و "عربی" خاص را برای مقابله با نفوذ روز افزون ایران و ترکیه به کار نمی گیرید؟ این درحالی است که ایران، اورانیوم را غنی سازی می کند و ما کشورهای عربی تنباکوی قلیان؟!

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

السلام علیك یا ام الشهداء....

نویسنده :
تاریخ:یکشنبه 24 فروردین 1393-10:35 ق.ظ












خزان غم به باغ یاس آمد

شهادت مـادر عبـاس آمد

نفس‌هـا آه آتشبـار گشته
که داغ فاطمه تکرار گشته

ز گلزار جنان یا ایهاالناس
به استقبال مادر آید عبّاس

بنی هاشم به نوحه دم بگیرید
بـرای فاطمـه مـاتم بـگیرید



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

هر وقت چشمت به نامحرم افتاد...

نویسنده :
تاریخ:شنبه 23 فروردین 1393-01:06 ب.ظ




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

بمناسبت سالگرد شهادت شهید سید مرتضی آوینی

نویسنده :
تاریخ:سه شنبه 19 فروردین 1393-06:07 ب.ظ

  مقالات سید شهیدان اهل قلم

امام (ره)  و حیات باطنی انسان

در سالگرد آن واقعه عظیمی که در چهاردهم خرداد ماه سال 1368 رخ داد یک بار دیگر باید به همان حقیقتی توجه یافت که این واقعه را معنا بخشیده است .

حضرت امام امت (ره) انسانی از زمره دیگر انسان ها نبود و در میان بزرگان تاریخ نیز افرادی چون او بسیار نیستند ؛ اما تاریخ، آن سان که امروزی ها نگاشته اند ، نمی تواند قدر بزرگ مردانی چون حضرت امام (ره) را دریابد .

«تاریخ تمدن» ، آن سان که غربی ها نگاشته اند ، «تاریخ غلبه انسان ها بر طبیعت است درجهت تمتعی مسرفانه.» آنان ، به مقتضای همین روح عصیانگری که در بشر امروز دمیده شده است ، انگاشته اند که پیشینیان نیز غایتی جز این نداشته اند و لذا از حقیقت وجود انسان بر کره خاک غفلت کرده اند .

حیات انسان در این سیاره کوچک که سفینه ای آسمانی بر پهنه اقیانوس بیکران فضای اثیری است ، تاریخ دیگری نیز دارد که «تاریخ باطنی» اوست ؛«تاریخ تمدن» تاریخ حیات ظاهری انسان و «تاریخ انبیا » تاریخ حیات باطنی او .

انسان ظاهری دارد و باطنی ، جسمی دارد و روحی..... و آنان که روح را انکار دارند عجب نیست اگر تاریخ زندگی بشر را منحصر به تاریخ تمدن بنگارند و تاریخ تمدن را نیز از نظرگاه «تکامل تاریخی ابزار » بنگرد ..... و به تبع آن ،امروز عنوان «بزرگان تاریخ» فقط به کسانی اطلاق شود که راه تصرف مسرفانه و بی محابای انسان را در طبیعت همواره داشته اند .

آنان انسان را معده ای بزرگ می بینند که در طول تاریخ ابزارهای مناسبی برای سیر و پرخوردن و تمتع هر چه بیشتر از لذات حیوانی یافته است. وقتی تعریف انسان این باشد، تاریخ نیز منحصر خواهد شد در تاریخ تمدن و آن هم از این نظر گاه خاص. آنچه که در این روزگار به نام «تاریخ تمدن» خوانده میشود یک صورت وهمی و بدون واقعیت است که بشر جدید آن را بر گذشته خویش نیز اطلاق بخشیده است و لذا از انبیا و اسباط  ایشان در آن نشانی نیست.

«تاریخ سلاطین» نیز تاریخ قدرت طلبی ها و تعارض هایی است که بر خود بینی و خود پرستی و استکبار انسان ها بنا گشته است و این تاریخ نیز از آنجا که متعرض حیات باطنی انسان ها نمی گردد  نمی تواند مو جودیت انبیا و او صیا و اسباط ایشان و معماران خانه حقیقت را معنا کند و بنابراین ، هرگز نباید توقع داشت که در تاریخ تمدن و یا تاریخ ها ی مدون رسمی شان و قدر بزرگانی  چون حضرت امام (ره) که «معماران خانه حقیقت  وجود بشر» بوده اند شناخته گردد.

شیخ الانبیا حضرت ابراهیم نیز معمار خانه حقیقت در کره ارض بوده است و تا دنیا ،دنیاست و انسان بر این سیاره خاکی باقی است ،این خانه حصن حصینی است که بشر را از اغوای شیاطین و هبوط به اسفل درکات بهیمیت دور می دارد ، اما کجا در تاریخ تمدن نامی و یادی از او می توان یافت؟ تاریخ حیات باطنی انسان مکه را «ام القرا» و مرکز زمین می داند. اما تاریخ تمدن اگر هم نیم نگاهی بدین واقعه عظیم از آن قبیله «جرهم» در جست  جوی آب ،زمزم را یافتند و در اطراف آن سکنا گزیدند و اولین اجتماع مدنی را بنیان نهادند و.....

چرا این ظاهربینی بر بشر امروز غلبه یافته است و او را تا بدین همه به سراب اندیشی و تنگ نظر ی کشانده؟ هر چه هست انسان امروز اگر چه هنوز مبدا شمارش روزها و سالها را بر هجرت این  رسول و تولد آن دیگری نهاده است ،اما دیگر قدرت انبیا را نمی شناسد و تا این جهل باقی است قدر حضرت امام را نیز نخواهد یافت ،چرا که او نیز از احیا گران حیات باطنی انسان و بنیانگذاران خانه حقیقت است و انقلاب اسلامی ام القری این عصر است.

حضرت امام (ره) اگر چه ظاهر و باطن را شکست و با انقلاب اسلامی خانه حقیقتی را بنیان نهاد که کعبه دل های ناس است ،ام القری است ،بیت عتیق است و اسوه قیام ناس که نه شرقی است و نه غربی .

و بالاخره ، اگر چه تاریخ تمدن و تاریخ سلاطین معماران خانه حقیقت و احیاگران حیات باطنی بشر را فراموش کرده اند ، اما «تاریخ حیات باطنی انسان» از ظاهر غفلت نکرده است.ظاهر جلوه باطن است و حجاب او ،و اهل نظر می دانند  که اگر روزی حتی قرار شود که تاریخ حقیقی حیات ظاهری بشر را نیز بنویسند باید آن را بر اساس تحو لات باطنی انسان در طول تاریخ ، یعنی تاریخ دین و یا تاریخ انبیا معنا کنند . باید تاریخ جهان را از نو نگاشت، تا انسان بداند که حقیقتا بر او چه گذشته است.

منبع: http://www.aviny.com/Article/Aviny/Chapters/EmamVaHayateBateni.aspx




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


  • تعداد صفحات :134
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  


Admin Logo
themebox Logo