امام خمینی رحمت الله علیه : بسیج میقات پابرهنگان و معراج پاك اندیشه اسلامی است .

معمّای حلّ نشدنیِ یک شخصیت

نویسنده :
تاریخ:پنجشنبه 2 خرداد 1392-12:15 ب.ظ

امام علی

شخصیت والای مولای متقیان امام علی علیه السلام تبلور واقعی از توحید، عدالت، شهامت، شجاعت و اخلاق نیكو بوده و بهترین الگو برای تمام مسلمانان جهان است. سعی ما در این نوشتار بر این است که با چند سطری مختصر شخصیت والای آن امام همام و پدر و مادر بزرگوارشان را بازگو کنیم.

 

از تبار یكتاپرستان

امیرمۆمنان علیه السلام از صلب پدری چون ابوطالب دیده به جهان گشود. ابوطالب بزرگ بطحاء (مكه) و رئیس بنی هاشم بود. سراسر وجود او، كانونی از سماحت و بخشش، عطوفت و مهر، جانبازی و فداكاری در راه آیین توحید بود.

در همان روزی كه عبدالمطلب جد پیامبر صلى الله علیه و آله در گذشت، آن حضرت هشت سال تمام داشت. از آن روز تا چهل و دوسال بعد، ابوطالب حراست و حفاظت پیامبر را، در سفر و حضر، برعهده گرفت و با عشق و علاقه بی نظیری در راه هدف مقدس پیامبر صلى الله علیه و آله كه گسترش آیین یكتاپرستی بود جانبازی و فداكاری كرد.

تولدی منحصربفرد

مادر وی، فاطمه، دختر اسد فرزند هاشم است. وی از نخستین زنانی است كه به پیامبر صلى الله علیه و آله ایمان آورد و پیش از بعثت از آیین ابراهیم علیه السلام پیروی می كرد. او همان زن پاكدامنی است كه به هنگام شدت یافتن درد زایمان راه مسجد الحرام را پیش گرفت و خود را به دیوار كعبه نزدیك ساخت و چنین گفت:

خداوندا، به تو و پیامبران و كتاب هایی كه از طرف تو نازل شده اند و نیز به سخن جدم ابراهیم سازنده این خانه ایمان راسخ دارم، پروردگارا! به پاس احترام كسی كه این خانه را ساخت و به حق كودكی كه در رحم من است، تولد این كودك را بر من آسان فرما.

لحظه ای نگذشت كه فاطمه به صورت اعجازآمیزی وارد خانه خدا شد و در آنجا وضع حمل كرد. (مجمع البیان، ج 4 ص 37)

این فضیلت بزرگ را اکثر محدثان و مورخان شیعه و دانشمندان علم انساب در كتابهای خود نقل كرده اند. در میان دانشمندان اهل تسنن نیز گروه زیادی به این حقیقت تصریح كرده، آن را یك فضیلت بی نظیر خوانده اند. (مجمع البیان، ج 4 ص 37)

از جمله حاكم نیشابوری می گوید:

ولادت علی در داخل كعبه به طور تواتر به ما رسیده است. (كشف الغمه، ج 1 ص 90)

آلوسی بغدادی صاحب تفسیر معروف می نویسد:

تولد علی در كعبه در میان ملل جهان مشهور و معروف است و تاكنون كسی به این فضیلت دست نیافته است. (مانند مروج الذهب، ج 2)

جمع بین اضداد

اگر ما بخواهیم شخصیت امام على علیه السلام را چه از نظر صفات جسمانى و چه از لحاظ ملكات نفسانى مورد مطالعه قرار دهیم به یك اشكال مهم و لاینحلى برخورد خواهیم نمود زیرا سجایاى اخلاقى و صفات خجسته و عالیه امام علیه‌السلام كه در روح بزرگ او نهفته بود براى ما مجهول است.

امام على علیه السلام بشر بود ولى خصوصیات وجود او در هیچ بشرى دیده نشده است، كارهاى آن حضرت شبیه سایر مردم نبود تا مردم بتوانند او را از مقایسه با نفس خود بشناسند بلكه او مظهر العجایب و الغرایب بود كه تمام افراد بشر را در گذشته و آینده مبهوت نموده و خواهد نمود!

اعمال و افعال او كلا خارق العاده و عجیب بود، كسى كه زورمند و توانا باشد تسلیم دیگرى نمی شود و در برابر اجحاف دیگران صبر و تحمل نمی كند زیرا صبر در برابر عجز است نه در برابر توانائى اما حضرت على علیه السلام در كمال قدرت و نیرو نهایت صبر و حلم را داشته است و این عمل را جز اعجاز به چه می توان تعبیر نمود؟

همچنین كسى كه ادیب و خوش قریحه باشد فاقد صفت رزمجوئى بوده و به درد صحنه كارزار نمی خورد اما امام على علیه‌السلام ادیب و خطیبی منحصربفرد بود و در عین حال دل و زهره شجاعان عرب در میدانهاى جنگ از ترس و هیبت او ذوب می گردید.

سید رضى (رحمة الله علیه) در مقدمه نهج البلاغه می گوید:

اگر كسى در خطبه‏ ها و كلمات على علیه السلام بدون اینكه آن حضرت را بشناسد تأمل و اندیشه نماید یقینا چنین تصور خواهد كرد كه گوینده این سخنان باید كسى باشد كه از مردم كناره گرفته و جز عبادت و توجه بامور معنوى و اخلاقى بچیز دیگرى اهتمام نورزد، و هرگز تصور نخواهد كرد گوینده این سخنان كسى است كه از شمشیرش خون چكیده و چه بسا كه یك تنه در میان امواج خروشان دریاى سپاه غوطه‏ور بوده است و این از فضائل عجیبه آن حضرت است كه جمع بین اضداد نموده است.

همچنین ابن ابى الحدید در شرح نهج البلاغه می نویسد:

ما هرگز شجاع بخشنده ‏اى ندیده ‏ایم، آنگاه طلحه و زبیر و عبدالله بن زبیر و عبدالملك بن مروان را نام مى ‏برد كه اینها شجاع بودند ولى بخل و حرص داشتند اما شجاعت و سخاوت امیرالمۆمنین على علیه السلام معلوم است كه به چه مقدار بوده است و این از احوال عجیبه و اوصاف مخصوصه آن حضرت است.

بر همگان معلوم است كه اشخاص فروتن و متواضع فاقد هیبت و وقار بوده و به علت تواضعشان كسى مرعوب آنها نمی گردد ولى امام على علیه السلام با كمال تواضع و شكسته نفسى كه حتى روى خاكها نشسته و به او ابوتراب می گفتند چنان هیبت و رعب و شكوهى داشت كه دل شیر را آب می كرد. چنانكه روزى معاویه به قیس بن سعد گفت: خدا رحمت كند ابوالحسن را بسیار خندان و خوش طبع بود، قیس گفت به خدا سوگند با آن شكفتگى و خندانى هیبتش از همگان بیشتر بود و آن هیبت تقوى بود كه او داشت نه مثل هیبتى كه اراذل و اوباش شام از تو دارند.

منبع : تبیان




مسیح امّت خاتم در گاهواره

نویسنده :
تاریخ:دوشنبه 30 اردیبهشت 1392-07:06 ب.ظ

امام جواد

ولادت خجسته نهمین پیشوای شیعه حضرت جوادالائمه علیه ‌السلام در شرایطی صورت گرفت كه خیر و بركت خاصی برای شیعیان به ارمغان آورد، چرا كه امام رضا علیه‌السلام تا حدود چهل و هفت سالگی دارای فرزند نشده بود و از یک سو این امر در تاریخ زندگی ائمه علیهم ‌السلام بی ‌سابقه بود و از سوی دیگر احادیث رسیده از پیامبر صلی الله علیه و آله حاكی از آن بود كه امامان معصوم دوازده نفرند و نه نفر آنان از نسل امام حسین علیه‌ السلام خواهند بود، فقدان فرزند برای امام رضا علیه ‌السلام هم امامت خود آن حضرت و هم تداوم امامت را زیر سوال می‌برد. چه اینكه واقفیه (یعنی كسانی كه در امامت امام كاظم علیه ‌السلام توقف كرده بودند) نیز این موضوع را دستاویز قرار داده و امامت حضرت رضا علیه ‌السلام را انكار می‌ كردند. گواه این معنا اعتراض «ابن قیاما» یكی از سران واقفیه بوده است كه طی نامه‌ ای به امام علیه‌ السلام نوشت: چگونه ممكن است كه تو امام باشی و حال آن كه فرزندی نداری؟!

امام رضا علیه ‌السلام در پاسخ نوشت: «و ما علمك انه لا یكون لی ولد؟ والله لا یمضی الایام و اللیالی حتی یرزقنی ولدا ذكرا یفرق به بین الحق و الباطل؛ از كجا می‌دانی كه من دارای فرزند نخواهم شد. سوگند به خدا بیش از چند روز نمی‌گذرد كه خداوند پسری به من عطا می‌كند كه حق را از باطل جدا می‌كند.» (1)

بابركت‌تر از او زاده نشده

در زندگی هیچ یك از ائمه علیهم ‌السلام واقعه ‌ای پیش نیامد كه شیعیان را در امامت آن حضرات دچار شك و تردید نماید، اما امام رضا علیه ‌السلام از این جهت ویژگی خاصی داشت. چراکه روایات بسیاری از پیامبر صلی الله علیه و آله وارد شده بود كه امامان دوازده نفرند بدون آنكه فردی از ایشان كاسته یا بر آن زیاده گردد، و اگر امامی عقیم می‌شد سخن رسول خدا صلی الله علیه و آله مصداق نمی ‌یافت و دین مردم در معرض خطر قرار می‌ گرفت، چرا كه عقیم بودن ایشان یعنی نفی ائمه بعد از آن حضرت، و هنگامی كه امام جواد علیه ‌السلام تولد یافت ولادت ایشان خط بطلانی بود بر تمام افكار و عقاید مخالفین.

ابویحیای صنعانی می‌گوید: روزی در محضر امام رضا علیه ‌السلام بودم، در آن هنگام فرزندش ابوجعفر (امام جواد علیه ‌السلام) را كه خردسال بود آوردند، امام علیه ‌السلام فرمود:

«هذا المولود الذی لم یولد مولود اعظم بركة علی شیعتنا منه؛ این مولودی است كه برای شیعیان ما، با بركت‌تر از او زاده نشده است.» (2)

این حدیث یكی از عجیب‌ترین احادیث وارده در شان امام جواد علیه ‌السلام می ‌باشد، شاید به ذهن این گونه تبادر نماید كه به موجب این حدیث ایشان از تمامی امامان بابركت‌تر بوده است، در حالیكه به طور مسلم این گونه نبوده است. آنچه با توجه به قراین و شواهد به دست می ‌آید یکی همان خط بطلان بودن ولادت ایشان بر تمام افكار و عقاید مخالفین بود . و دیگر آن كه شاید بتوان این روایت را به گونه‌ دیگری نیز تفسیر كرد، و آن این است كه امام جواد علیه ‌السلام اولین امامی بود كه در سن كودكی به امامت رسید، و این امر در میان ائمه علیهم ‌السلام سابقه نداشت، و با توجه به مباحث و مناظرات ارزشمندی كه برای تبیین مبانی اسلام به انجام رسانید، این امر بهترین دلیل بود بر آنكه علم ائمه علیهم ‌السلام از سرچشمه وحی الهی نشات می‌ گیرد، و اینكه آنان خلفای واقعی پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله می‌ باشند، و این امر حقیقت ادعای ایشان را به بهترین وجه تبیین می ‌نمود.

امام جواد

حجت خدا کوچک و بزرگ ندارد

امامت مانند نبوت موهبتی الهی است كه خدای متعال به بندگان برگزیده و شایسته‌ی خود عطا فرموده است، و در این موهبت سن و سال دخالتی ندارد. اما از آنجا كه فرزندان انسانها در كودكی قدرت بر انجام كارهای شخصی خویش را نیز ندارند این توهم را به انبیاء و اولیای الهی نیز سرایت داده و توقع همین امر را از آنان دارند. اما از آنجا كه آنان برگزیدگان الهی و تربیت شدگان دامن وحی ‌اند فرقی بین آنان و انسانهای بزرگ نمی‌ كند، قرآن كریم به صراحت تمام در مورد حضرت یحیی می‌ فرماید : «نبوت و حكم را در كودكی به او عطا كریدم» (مریم : 12)

وآنچنانكه از امام رضا علیه ‌السلام در این مورد روایت شده این است که او در سه سالگی پیامبر شد.(3) چنانکه در داستان عیسی بن مریم می‌ خوانیم كه مردم گفتند: چگونه سخن گوییم با كسی كه در گاهواره قرار دارد، فرمود: من بنده خدا هستم، كتاب به من داده شده و مرا پیامبر نموده است. (مریم : 30)

با این حال، از آنجاییكه امامت امام نهم نیز در كودكی واقع شد، و این امر در بین امامان علیهم ‌السلام تازگی داشت، امام علی بن موسی الرضا علیه ‌السلام با علم به این معنا در موارد متعدد تصریح به جانشینی فرزند خود نموده، و به عدم منافات كودكی ایشان با پذیرش امر خطیر امامت اشاره می‌كرد. در این زمینه معمر بن خلاد می گوید: پس از ولادت ابی‌جعفر علیه ‌السلام خدمت امام رضا علیه ‌السلام موضوعی را بیان نمودیم، آن حضرت فرمود: شما چه نیازی به این مطلب دارید، این ابوجعفر است كه او را در جای خود نشانده و قایم مقام و جانشین خود نموده ‌ام، و نیز فرمود: ما خاندان، كودكانمان از بزرگانمان همه چیز را به ارث می‌برند. (4)

همچنین صفوان بن یحیی روایت كرده كه به امام رضا علیه ‌السلام عرض كردم: پیش از آنكه خداوند ابوجعفر علیه ‌السلام را به شما عطا كند در جواب ما می‌ فرمودید: خدا به من پسری عطا خواهد كرد، اینك كه عطا فرموده و چشم ما را به او روشن ساخته خداوند مرگ شما را برای ما پیش نیاورد، ولی اگر مساله ‌ای پیش آمد امام و جانشین تو كه خواهد بود؟

امام رو به فرزندشان كه در مقابلشان ایستاده بود اشاره كرد، گفتم: فدایت شوم، این سه ساله است!

فرمود: سه ساله بودن چه ضرری دارد، عیسی بن مریم در كمتر از سه سالگی حجت خدا بود. (5)

بنابراین از خامی و نادانی است كه برخی مخالفان بر امامت بعضی از امامان معصوم كه به خواست خدا در سنین كودكی بر مسند امامت نشسته ‌اند، خرده بگیرند كه چرا امام جواد علیه ‌السلام در سن هشت یا نه سالگی به امامت رسیده است.

حضرت امام ابوجعفر محمد بن علی الجواد علیه ‌السلام پس از شهادت پدر گرامیش، به تصریح پیشوایان گذشته و با تعیین قبلی از طرف امام هشتم، عهده ‌دار امامت و خلافت خدا در زمین شد، و به جهت خردسالی، بسیار اتفاق افتاد كه دشمنان و كم خردان ایشان را می ‌آزمودند، اما تجلی علوم الهی آن گرامی چنان چشمگیر بود كه به راستی برای تایید نبوت حضرت یحیی و عیسی علیهما‌السلام باید امامت آن گرامی را شاهد آورد، نه نبوت آن دو را بر امامت ایشان.

پی نوشت:

1) اصول كافی: 1/321.

2) همان؛ و بحارالانوار: 50/35.

3) قرآن كریم نیز این امر را تایید كرده و می‌فرماید : «و خدا شما را از شكم مادرانتان خارج ساخت در حالیكه چیزی نمی‌دانستید» (نحل : 78).

4) ارشاد: 2 / 276.

 5) همان؛ و اصول كافی: 1/321.

منبع : تبیان




درنده ترین حیوانات جهان

نویسنده :
تاریخ:یکشنبه 29 اردیبهشت 1392-12:37 ب.ظ

 




اعمال مستحبی اولین شب جمعه ماه رجب

نویسنده :
تاریخ:پنجشنبه 26 اردیبهشت 1392-03:27 ب.ظ

 

پیامبر اعظم(ص) می‌فرماید: از اولین شب جمعه در ماه رجب غافل نشوید؛ زیرا شبی است که فرشتگان آن را «لیلة الرغائب» می‌نامند. مقداری که از شب گذشت، هیچ فرشته‌ای در آسمان‌ها و زمین نمی‌ماند مگر اینکه در کعبه و اطراف آن جمع می‌شوند. 
 
اولین شب جمعه ماه رجب که ماه ریزش رحمت الهی است، «لیلة الرغائب» خوانده می‌شود، «رغائب» جمع رغیبه به معنای پاداش‌های بسیار ارجمند و سَمین و گران‌سنگ است،‌البته به معنای چیزی که مورد رغبت و میل و به معنای عطا و بخشش فراوان از آن یاد می‌شود.
 
همچنین «لیلة الرغائب» یعنی شبی که میل و توجه به عبادت و بندگی در آن فراوان است و بندگان خوب و شایسته خداوند دراین شب تمایل زیادی به رفتن به در خانه خداوند و ارتباط و انس با معبود خویش دارند،در این شب عطا و بخشش خداوند فراوان است و بندگان مخلص خداوند با روی آوردن به بارگاه قدس ربوبی و خاکساری در برابر عظمت حق شایسته دریافت انعام و عطا و بخشش بیکرانه حق می‌شوند.
 
درباره اهمیت این شب، پیامبر اکرم(ص) فرموده‌اند: از اولین شب جمعه در ماه رجب غافل نشوید؛ زیرا شبی است که فرشتگان آن را «لیلة الرغائب» می‌نامند،این نامگذاری به این جهت است که هنگامی که مقداری از شب گذشت، هیچ فرشته‌ای در آسمان‌ها و زمین نمی‌ماند مگر اینکه در کعبه و اطراف آن جمع می‌شوند.
 
از جمله اعمال این شب نمازی است که اگر فردی آن را به جا آورد، پس از مرگ هنگامی که در قبر گذاشته شود، خداوند تبارک و تعالی ثواب نمازش را به سوی او به بهترین صورت می‌فرستد تا همدم او شود و او را از تنهایی بیرون آورد، این شخص با روی گشاده و درخشان و زبانی شیوا و فصیح به او می‌گوید: ای حبیب و دوست من! بشارت باد تو را که از هر شدت و سختی نجات یافتی.
 
میت می‌پرسد: تو کیستی؟ به خدا سوگند که من چهره‌ای بهتر از روی تو ندیده‌ام و کلامی شیرین‌تر از کلام تو نشنیده‌ام و بویی بهتر از بوی تو نبوییده‌ام.
 
آن شخص می‌گوید: من ثواب آن نمازم که در فلان شب از فلان ماه از فلان سال به جا آوردی، امشب نزد تو آمده‌ام تا حق تو را ادا کنم و مونس تنهایی تو باشم و وحشت را از تو بردارم و چون در صور رستاخیز دمیده می‌شود، من در عرصه قیامت، سایه بر سر تو خواهم افکند، پس خوشحال باش که هرگز خیر از تو معدوم نخواهدشد.
 
اعمال شب لیلة الرغائب
 پنجشنبه ماه رجب روزه گرفته شود، چون شب جمعه داخل شود، ما بین نماز مغرب و عشا، 12 رکعت نماز به جا آورده می‌شود که هر 2 رکعت با یک سلام ختم می‌شود. به این ترتیب که در هر رکعت یک مرتبه سوره «حمد»و 3 مرتبه «سوره قدر» و 12‏ مرتبه «سوره توحید» خوانده می شود و هنگامى که از نماز فارغ شدند، 70 مرتبه مى‏گویند:
 
«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ النَّبِیِّ الْأُمِّیِّ وَعَلَى آلِهِ»
 
خدایا! بر محمد پیامبر درس ناخوانده و خاندانش درود فرست
 
سپس به سجده مى‏روند و 70 مرتبه می‌گویند:
 
«سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ رَبُّ الْمَلائِکَةِ وَالرُّوحِ»
 
پاک و منزّه است پروردگار فرشتگان و روح
 
آن گاه سر از سجده بر مى‏دارند و 70 مرتبه مى‏گویند:
 
«رَبِّ اغْفِرْ وَارْحَمْ وَتَجَاوَزْ عَمَّا تَعْلَمُ إِنَّکَ أَنْتَ الْعَلِیُّ الْأَعْظَمُ»
 
پروردگارا! مرا بیامرز و بر من مهر ورز و از آنچه از من مى‏دانى بگذر، تو خداى برتر و بزرگترى
 
دوباره به سجده مى‏روند و 70 مرتبه مى‏گویند:
 
سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ رَبُّ الْمَلائِکَةِ وَ الرُّوحِ
 
پاک و منزّه است پروردگار فرشتگان و روح
 
سپس حاجت خود را مى‏طلبند که به خواست خدا برآورده خواهد شد.




سخن امام علی علیه السلام درباره یاد مرگ

نویسنده :
تاریخ:پنجشنبه 26 اردیبهشت 1392-02:10 ب.ظ

امیرالمومنین امام علی علیه السلام فرمودند: اى بندگان خدا از مرگ و نزدیك بودنش بترسید، و آمادگى‏ هاى لازم را براى مرگ فراهم كنید، كه مرگ جریانى بزرگ و مشكلى سنگین به همراه خواهد آورد: یا خیرى كه پس از آن شرّى وجود نخواهد داشت، و یا شرّى كه هرگز نیكى با آن نخواهد بود.
پس چه كسى از عمل كننده براى بهشت، به بهشت نزدیك‏تر و چه كسى از عمل كننده براى آتش، به آتش نزدیك‏تر است.
شما همه شكار آماده مرگ مى‏ باشید: اگر توقّف كنید شما را مى‏ گیرد، و اگر فرار كنید به شما مى ‏رسد. مرگ از سایه شما به شما نزدیك‏تر است..


متن حدیث:


فَاحْذَرُوا عِبادَ اللَّهِ الْمَوْتَ وَ قُرْبَهُ، وَ اءَعِدُّوا لَهُ عُدَّتَهُ، فَإِنَّهُ یَأْتِی بِاءَمْرٍ عَظِیمٍ، وَ خَطْبٍ جَلِیلٍ، بِخَیْرٍ لا یَكُونُ مَعَهُ شَرُّ اءَبَدا، اءَوْ شَرِّ لا یَكُونُ مَعَهُ خَیْرٌ اءَبَدا.

فَمَنْ اءَقْرَبُ إِلَى الْجَنَّةِ مِنْ عامِلِها، وَ مَنْ اءَقْرَبُ إِلَى النَّارِ مِنْ عامِلِها؟ وَ اءَنْتُمْ طُرَداءُ الْمَوْتِ، إِنْ اءَقَمْتُمْ لَهُ اءَخَذَكُمْ، وَ إِنْ فَرَرْتُمْ مِنْهُ اءَدْرَكَكُمْ وَ هُوَ اءَلْزَمُ لَكُمْ مِنْ ظِلِّكُمْ! الْمَوْتُ مَعْقُودٌ بِنَواصِیكُمْ،..


«نهج البلاغه، نامه 27»






  • تعداد صفحات :110
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  


Admin Logo
themebox Logo