امام خمینی رحمت الله علیه : بسیج میقات پابرهنگان و معراج پاك اندیشه اسلامی است .

انسان طغیانگر

نویسنده :
تاریخ:دوشنبه 2 اسفند 1395-08:53 ق.ظ

گفتار استاد انصاریان درباره باورمندی به نیاز داشتن به خدا

انسان طغیانگر، اسکلتی است که هیزم دوزخ خواهد شد


بنده مخلوق ضعیف هستم و هیچ توانی ندارم. یک ذره توانی هم که دارم برای توست که اگر بخواهی بگیری، آن را می‌گیری. من هیچ قدرتی ندارم و من ذلیل هستم. من یک تکه گوشت، پوست و استخوانم که اگر عنایت تو نباشد، هیچ و پوچ هستم. من یک آدم تهیدستی هستم و این را حضرت زهرا(س) در این دعایش تعلیم داده است.
انسان طغیانگر، اسکلتی است که هیزم دوزخ خواهد شد

 استاد انصاریان در جمعی از عزاداران صدیقه کبری(س) مصلای ساری به بحث درباره معارف اسلامی در زندگی حضرت فاطمه زهرا(س) پرداخت و گفت: یکی از بزرگترین عالمان مکتب اهل بیت(ع) که علاوه­ بر علم و عبادت و تقوا، صاحب نَفس بود، وجود مبارک سید ابن طاووس است که در قرن هفتم در شهر حله­ عراق زندگی می­کرد. این مرد الهی، مطالب فوق‌العاده مهمی را از وجود مقدس حضرت صدیقه­ کبری فاطمه­ زهرا(س) نقل کرده که کلمه به کلمه، مطالب این دریای بینش و دریای بصیرت برای همه­ مردان و زنان، بهترین درس و راهنمایی است.
بر پایه گزارش پایگاه اطلاع رسانی استاد انصاریان، وی ادامه داد: بخشی از آنچه که ایشان از حضرت فاطمه زهرا(س) نقل می­کند را در سه جمله برایتان عرض می­کنم. این فرازهایی را که سید ابن طاووس نقل کرده، خواسته­ های صدیقه­ ی کبری(س) از پروردگار متعال است که تا امروز که روز شهادتشان است هر روز تکرار می­کردند.

این استاد اخلاق حوزه علمیه قم یادآور شد: حتی بعد از اینکه حضرت فاطمه(س) در بستر بیماری افتادند، این درخواست­ها را ترک نکردند و معنی این کار، با این کیفیت این است که هر روز خودتان را فقیر خدا و گدای خدا بدانید و بدانید که ثروت مقام و سلامت جسم، تکیه­ گاه شما نیست و اشتباه نکنید که به خودتان بگویید، نیازی به خدا ندارم، ثروت هنگفت قارون برای قارون نماند، سلطنت فرعون­ها برای آنها نماند، سلامت بدن و صندلی و مقام ماندگار نیست.

وی ادامه داد: دختر پیغمبر اسلام(ص) می­خواهد به ما تعلیم بدهد که ما در هر موقعیتی که هستیم، تهیدست، گدا و نیازمندیم و محتاج به یک منبعی هستیم که اولاً خزانه­ اش، نه پایان دارد و نه کم می­شود و ثانیاً کلیددار همه هستی، همان یک نفر است، هر چرخی که در عالم می­چرخد، به اراده­ او می­چرخد و اگر نخواهد چیزی پیش ما بماند، در یک لحظه از دست می­رود و اگر نخواهد چیزی در زندگی ما اثر مثبت برای ما داشته باشد، اثر نخواهد داشت اگر بخواهد امید ما را به هر که امید ببندیم، در جا قطع کند، قطع می­کند. فقط خزانه­ اوست که تمام‌شدنی نیست، فقط خیر اوست که دائم و همیشگی است و فقط قدرت اوست که همواره به ما کمک می­دهد.

این مفسر برجسته قرآن کریم یادآور شد: حضرت زهرای مرضیه(س) هر روز تا روز آخر عمر، دست گداییش به طرف پروردگار عالَم بلند بود. پدر بزرگوارشان رسول خدا، به این نیاز ذاتی خودش به پروردگار فخر می­کرد. پیغمبر اکرم(ص) می­فرمود: «الفقر فخری» یعنی اینکه من گدای او باشم و دائم دستم به طرف او دراز باشد و دائم از او بخواهم و عرض نیاز، افتخار من است. اما کسی که بنشیند و بگوید پول و پارتی و مقام دارم و نیازمند خداوند نیستم که دستم را پیش او دراز کنم، اسم این حالت در قرآن مجید، «استغناء» است.

استاد انصاریان در ادامه در تفسیر مفهوم «استغنا» اظهار کرد: استغنا به این معنی است که من دستم پر است و نیازی هم به خداوند ندارم؛ چون این فکر آدم را از خدا می­بُرّد و این حالت ابلیسی «استغناء» یعنی احساس بی­ نیازی به خدا را در آدم ایجاد می­کند. پشت این استغناء، طغیان قرار دارد؛ یعنی وقتی حالت استغناء به من دست بدهد، کاری به کار خدا نداشته باشم و خدا هم من را رها کند، آن وقت با پولم، با قیافه ­ام، با چهره­ ام، با سلامت بدنم، با صندلی و با مقامم، ضرورتاً به هر گناهی آلوده می­شوم؛ چون یاری ندارم که من را نگه دارد و حافظی ندارم که من را حفظ کند.

استاد انصاریان ادامه داد: من در حالت «استغناء» گفتم که به خدا نیازی ندارم و خدا هم آدم را به خودش واگذار می­ کند. وقتی انسان از دامن رحمت پروردگار جدا می­شود، ده جور شیطان، شیطان‌پرست، طاغوت ریز و درشت در کمین­اند که بعد از جدا شدن عبد از مولای واقعیش، او را بدزدند و بعد هم شروع کنند که فکرش، اخلاقش، انسانیتش، کرامتش و شخصیتش را غارت کنند و خود آدم هم نفهمد. وقتی غارتگری تمام می­شود، دیگر آدم چیزی ندارد که از او ببرند.

این مفسر برجسته قرآن کریم خاطرنشان کرد: پروردگار عالَم در قرآن کریم می­فرماید: آنچه که برای این انسان می­ماند یک اسکلت است که در قیامت، هیزم دوزخ است. خداوند متعال در قرآن کریم فرموده است: «فَكٰانُوا لِجَهَنَّمَ حَطَباً» ﴿الجن ، 15﴾ چون همه غارت می‌شود. غیر خدا، از آدم کم می­کند و خدا به آدم می­افزاید، غیر خدا، آدم را غارت می­کند و خدا فضل و احسان به جانب انسان سرازیر می­کند. چقدر زیباست که همه­ ما از بزرگ و کوچک، مرد و زن، عالم و عامی، وزیر و وکیل، اداری و صاحب منصب و صندلی‌دار و بی‌صندلی، این موضوع را به خودمان بقبولانیم که حقیقت وجود ما این چیزی است که امیرالمؤمنین(ع) شب جمعه در دعای کمیل بیان کرده است و ما غیر این نیستیم و هر کس خودش را غیر این نشان دهد، دروغ نشان می­دهد و پروردگار عالم هم نظر لطفش را از او برمی­دارد.

استاد انصاریان یادآور شد: این کلام امیرالمؤمنین(ع) در کمیل است که شب جمعه در حالیکه در تاریکی، صورتش روی خاک بود، تمام کمیل را در آن حال خواند و وقتی‌که تمام شد، خاک زیر صورتش از گریه گِل شده بود. انسان این است و غیر از این نیست و اینکه من قدرت دارم و من ثروتمندم، دروغ است، چون ما مالک ذاتی نسبت به ثروت و قدرت نیستیم.

 این استاد اخلاق حوزه علمیه قم ادامه داد: ما اینی هستیم که امیرالمؤمنین(ع) معرفی کرده است که من استقلالی ندارم. حضرت علی(ع) در دعای کمیل می‌فرماید: بنده مخلوق ضعیف هستم و هیچ توانی ندارم. یک ذره توانی هم که دارم برای توست که اگر بخواهی بگیری، آن را می‌گیری. من هیچ قدرتی ندارم و من ذلیل هستم. من یک تکه گوشت، پوست و استخوانم که اگر عنایت تو نباشد، هیچ و پوچ هستم. من یک آدم تهیدستی هستم و این را حضرت زهرا(س) در این دعایش تعلیم داده است.

وی افزود: نه اینکه ما بگوییم حضرت فاطمه زهرای مرضیه(س) دارای مقام عصمت بود. این را ما نمی­گوییم بلکه پروردگار در سوره­ احزاب می­فرماید. نه ما شیعه این آیه را درباره­ اهل بیت(ع) معنا کنیم و بگوییم مصداقش اهل بیت(ع) هستند بلکه بزرگترین علمای اهل سنت، این آیه را درباره­ پیغمبر(ص)، امیرالمؤمنین(ع)، صدیقه­ کبری(س) و حضرت مجتبی و ابی‌عبدالله(ع) می­دانند که می‌فرماید: «إِنَّمٰا یُرِیدُ اَللّٰهُ لِیُذْهِبَ» ﴿الأحزاب ، 33﴾ اگر می­گفت «لیذیل» یعنی در پیغمبر(ص) و این چهار نفر، آلودگی بود و من به میدان آمدم و آلودگی را پاک کردم.

این مفسر برجسته قرآن کریم تأکید کرد: وقتی خداوند متعال می‌فرماید: «انما یرید الله لیذهب» یعنی من از اول، پلیدی، شرک، بد فکری، بد دلی، سوء اخلاق و سوء عمل را از این پنج نفر فراری دادم و اصلاً نگذاشتم که آلودگی بر دامن آنها بنشیند و آنها را پاکیزه نگاه داشتم.

 این استاد اخلاق حوزه علمیه قم با بیان اینکه هیچ وقت برای توبه کردن دیر نیست، عنوان کرد: اگر دیر بود، حُرّ نمی­ توانست توبه کند. حُرّ حدود پنجاه تا شصت سالش بود و دائم در ادارات بنی‌امیه بود، بعد هم سرلشگر شد و هزار سوار زیر دستش بود اما در روز عاشورا توبه کرد یعنی پشت به مال حرام و پشت به حکومت حرام و مقام حرام کرد و اباعبدالله الحسین(ع) هم او را پذیرفت



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

آوردگاه رنج

نویسنده :
تاریخ:یکشنبه 1 اسفند 1395-03:22 ب.ظ



"یا کاشف کل مکروب"

فلسفه رنج

" رنج آوردگاهی است که جوهر وجود انسان را از غیر او جدا می کند."  شهید آوینی

چرا زندگی بشر همواره قرین مشکلات و ناملایمات است؟ چرا انسان در آرامش و آسایش مطلق خلق نشده است ؟ چرا انسانهایی با بیماری روزگار می گذرانند و به سختی جان می دهند ؟ چرا آفریدگار جهان رنج و بیماری را از زندگی حذف نمی کند؟ و بالاخره چه می شد زندگی انسان سراسر خوشی و شادی بود و غم در آن جایگاهی نداشت؟

به فرض که زندگی انسان سراسر شادی باشد ، مسلما اولین تاثیر این زندگی یکنواخت ( و البته سراسر خوشی) ایجاد روحیه ملال و دلزدگی در انسان است . این نوع طرز فکر پوچ گرایانه را می توان در زندگی مرفهین بی درد به وضوح مشاهده کرد . آمار بالای خودکشی در این قشر بیانگر همین موضوع است . از آنجا که علم انسان بسیار محدود است ، هیچ گاه نمی تواند خیر و صلاح خود را آنگونه که شایسته است تشخیص دهد و چه بسا که اشتباه کند ، بنابراین همواره باید در دعاهای خود آنچه صلاح است از خداوند بخواهد و بس. خداوند بهتر مصلحت بندگان خود را می داند که گاه در سلامتی و راحتی است و گاهی در بیماری و رنج. بدیهی است که سختی های زندگی برای انسان برکاتی دارند:

1-      تا بیماری نباشد قدر تندرستی شناخته نمی شود و تا عدم امنیت نباشد ارزش امنیت روشن نمی گردد .(قدر عافیت کسی داند که به مصیبتی گرفتار آید.)

2-      انسان وقتی در میان امواج خروشان دریا گرفتار می شود برای نجات خود تلاش می کند و تا در بسته ای وجود نداشته باشد ، تلاشی برای باز کردن آن صورت نخواهد گرفت. بسیاری از استعدادهای انسان به گونه ای است که در هنگام رنج و سختی شکوفا می شود ، این مطلب را می توان در زندگی معلولینی که به موفقیت های فردی و اجتماعی نائل شده اند ، دید . خود این افراد معترف اند که اگر شخصی عادی و سالم بودند ، این همه تلاش و کوشش از خود نشان نمی دادند . همچنین بسیار جالب است که کتابهایی درمورد افراد یتیمی که مدارج ترقی را پیموده اند نوشته شده است.

نازپرورده تنعم نبرد راه به دوست                     عاشقی شیوه رندان بلاکش باشد

کسانی که شرایط سخت زندگی را تحمل می کنند ، معمولا انسانهای والاتری می شوند . انسانهایی که همچون کوه درد و غم اند ، اما آرام ، صبور ، محکم و امیدوار ایستادگی می کنند  به مقام صبر و رضا در برابر مقدرات الهی رسید ه اند.سختی ها انسان را می سازند و لازمه رسیدن به مقامات بلند همین رنج هاست. همانند طلا که باید در کوره داغ آبدیده شود تا قیمتی و با ارزش گردد ، روح انسان نیز بایستی در کوره دشواری ها صیقل بخورد تا ارزشمند شود.

امام علی (ع) می فرمایند : درختان بیابانی که از مراقبت و رسیدگی مرتب باغبان محروم اند چوب محکم تر و دوام بیشتری دارند ، برعکس درختان باغستان ها که دائما مراقبت شده اند ، پوست های نازک تری دارند و بی دوام ترند.

3-      خودشناسی:امام  علی (ع) می فرمایند: در گردش روزگار و احوال ، حقیقت مردم شناخته می شود .در سایه پستی و بلندی های زندگی نقاط ضعف و قوت انسان برای خویش آشکار می گردد و به خودشناسی نائل می شود .در طوفان حوادث زندگی است که پایداری ریشه افراد سنجیده می شود  و قوی از ضعیف متمایز می شود. اگر رنج ها و مصائب زندگی نبود ، انسانهای صبور و شاکر از انسانهای ناشکیبا بازشناخته نمی شدند.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

دیدار مردم آذربایجان شرقی با رهبر انقلاب

نویسنده :
تاریخ:یکشنبه 1 اسفند 1395-03:01 ب.ظ

http://farsi.khamenei.ir/ndata/home/1395/13951129225937374.jpg

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز (چهارشنبه) در دیدار پرشور هزاران نفر از مردم آذربایجان، حضور منسجم، مقتدارنه و پرطراوت ملت در راه‌پیمایی ۲۲ بهمن را «مایه‌ی آبروی انقلاب و نظام و ایران» خواندند و با اشاره به اینکه مسئولان نباید این حضور را به معنای گله نداشتن مردم تصور کنند، افزودند: آمریکا می‌خواهد با تکرار ترفند تهدید و جنگ نظامی، توجه مسئولان کشور را از صحنه‌ی جنگ واقعی یعنی جنگ اقتصادی منحرف کند، مسئولان هوشیار باشند و همه‌ی همت خود را صرف حل مشکلاتی همچون بیکاری، رکود، گرانی و تبعیض کنند.

رهبر انقلاب اسلامی، حضور پرشکوه ملت در راه‌پیمایی ۲۲ بهمن امسال را «مایه‌ی آبروی انقلاب و نظام و ایران» خواندند و با تشکر صمیمانه‌ی قلبی از مردم خاطرنشان کردند: امسال نه فقط منابع داخلی از افزایش حضور مردم در بسیاری از شهرها سخن گفتند بلکه دشمنان انقلاب هم برخلاف سال‌های قبل، با استفاده از تعابیر «میلیونی» به این حضور عزت‌بخش اذعان کردند و زبان بنده حقیقتاً از ادای تشکر از ملت قاصر است.

ایشان با اشاره به تلاش بی‌وقفه‌ی سیا، موساد، دستگاه اطلاعاتی و جاسوسی انگلیس و هزینه شدن دلارهای نفتی قارون‌ها برای فضاسازی علیه انقلاب و جمهوری اسلامی گفتند: در تمام طول سال، صدها شبکه‌ی ماهواره‌ای، فضای مجازی و ورشکستگان فراری از ایران، به تحقیر و تضعیف و متهم‌سازی نظام مشغولند اما حضور عظیم ملت همچون باران رحمت الهی، در روز ۲۲ بهمن این فضای غبارآلود را پاکیزه می‌کند و همچون رودخانه‌ای زلال و مبارک، آلودگی‌ها را می‌زداید.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای تأمل در ترکیب جمعیتی راه‌پیمایی ۲۲ بهمن را ضروری و بسیار مهم برشمردند و افزودند: اکثر این جمعیت عظیم، دوران تلخ و سیاه اختناق طاغوت، پیروزی انقلاب، امام راحل و دفاع مقدس را ندیده‌اند اما با احساس و معرفت و روشنفکری و روشن‌بینی به خیابان‌ها می‌آیند.

ایشان خاطرنشان کردند: حضور امیدآفرین و ایستادگی نسل سوم و چهارم در میدان دفاع از انقلاب و نظام، نشان‌دهنده‌ی رویندگی و بالندگی انقلاب و نکته‌ای بسیار مهم و درخور توجه است.

رهبر انقلاب اسلامی، تلاش دشمنان را برای ناکارآمد نشان دادن نظام، کوبیدن آب در هاون برشمردند و افزودند: ما البته مثل همه‌جای دنیا نابسامانی‌هایی داریم که به‌هیچ‌وجه از آن‌ها نمی‌گذریم اما دشمن در تلاش است پیشرفت‌ها و کارهای بسیار مهم ۳۸ سال اخیر را نادیده بگیرد و مردم را مأیوس کند.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با استناد به گزارش‌های واقعی، پیشرفت‌های کشور را در چهار دهه‌ی اخیر در برخی امور زیربنایی، شگفت‌انگیز خواندند و یادآوری کردند: برخی از این پیشرفت‌ها و جهش‌ها در دوره‌های صدساله هم معمولاً امکان‌پذیر نیست.

ایشان آبرو و عزت ملی ایرانیان را در مقایسه با دوران تحقیرآمیز طاغوت، از دستاوردهای پرافتخار انقلاب برشمردند و افزودند: رژیمِ توسری‌خور از آمریکا و انگلیس، ملت را ذلیل و خوار کرده بود اما امروز همه به عزت و اقتدار ملت و حضور تعیین‌کننده‌ی ایران اذعان دارند و می‌دانند تقریباً در همه‌ی مسائل منطقه، اگر ایران حضور نداشته باشد و اراده نکند، کاری به پیش نخواهد رفت.

رهبر انقلاب ۲۲ بهمن را «نعمتی الهی و فرصتی گران‌قدر» برای اعلام مواضع و خواسته‌های ملت دانستند و افزودند: امسال، ملت نشان داد در مقابل دشمنان ایستاده است و به‌‌دنبال تحقق اسلام و پیشرفت نظام اسلامی برخاسته از مردم است و هر مسئولی با ملت همراه نباشد و ایستادگی نکند، ملت او را بدون تردید پس خواهد زد.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای به مسئولان کشور تأکید کردند: حضور پرشور مردم در مقابل دشمن کمین‌کرده برای بلعیدن ایران را به حساب گلایه نداشتن آن‌ها از عملکرد مسئولان نگذارید چراکه مردم از مسائل مختلف ازجمله تبعیض و کم‌کاری و بی‌اعتنایی به مشکلات گلایه‌مندند و احساس ناراحتی و رنج می‌کنند.

ایشان خاطرنشان کردند: سال «اقتصاد مقاومتی؛ اقدام و عمل» در حال پایان یافتن است و مسئولان دولت و دیگر قوا باید به مردم گزارش دهند در این زمینه چه کرده‌اند؟

رهبر انقلاب در همین زمینه افزودند: مسئولان نباید به مردم بگویند «باید چنین بشود»، بلکه باید بگویند «چنین شد».

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، «بیکاری و رکود و گرانی» را از مشکلات مهم کشور خواندند و گفتند: البته مسئولان در تلاش هستند اما ظرفیت‌های کشور بیش از این‌هاست و راه خروج از مشکلاتِ چندبعدی هم مشخص است.

ایشان به سخنان شش سال پیش خود در زمینه‌ی هدف‌گذاری دشمن برای تشدید فشارهای اقتصادی و دلسرد شدن مردم اشاره کردند و افزودند: مسئولان باید به مسائل اقتصادی توجه کامل کنند، البته مسائل فرهنگی و علمی نیز مهم است اما در نگاه کوتاه‌مدت، مسائل اقتصادی در اولویت است.

رهبر انقلاب اسلامی در تحلیل هدف واقعی دولت قبلی و فعلی آمریکا در تکرار ترفند «تهدید ایران به جنگ» افزودند: امروز هم مثل قبل از گزینه‌های نظامی روی میز حرف می‌زنند و آن مسئول اروپایی هم به مسئولان ما می‌گوید «اگر برجام نبود وقوع جنگ حتمی بود»، اما این حرف یک دروغ محض است و آن‌ها می‌خواهند ذهن ما را از جنگ واقعی یعنی نبرد اقتصادی منحرف کنند و به جنگ نظامی سوق دهند تا مسئولان کشور از تمرکز در عرصه‌ی پیشرفت اقتصادی و توجه به جنگ فرهنگی غربی‌ها با ملت ایران باز بمانند.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، نظارت و پیگیری طرح‌ها و برنامه‌ها را کاملاً ضروری خواندند و گفتند: از رئیس‌جمهور محترم خواسته‌ام به مدیران اجرایی تذکر دهد که مدیریت باید با شفافیت و نظارت و پیگیری همراه باشد وگرنه صرف اینکه مدیران بگویند «بشود» و طرف مقابل هم بگوید «چشم»، پیشرفتی صورت نمی‌گیرد و کار عینی انجام نخواهد شد.

رهبر انقلاب اسلامی با استناد به آیه‌ی «وَ اَعِدُّوا لَهُم مَا استَطَعتُم مِن قُوَّة» تأکید کردند: منظور این آیه فقط توجه به قوه‌ی نظامی نیست بلکه معنای آیه این است که هرچه می‌توانید درون خود را از همه‌نظر قوی کنید که این همان استحکام ساخت داخلی است که بارها گفته‌ام.

رهبر انقلاب اسلامی، تحقق رشد هشت درصدی را به استناد نظر متخصصان و به شرط استفاده‌ی کامل از ظرفیت‌های داخلی امکان‌پذیر دانستند و خاطرنشان کردند: معنای واقعی رشد، رشد تولید و استحکام داخلی اقتصادی یعنی همان اقتصاد مقاومتی است نه فقط فروش بیشتر نفت که البته آن هم مفید است.

ایشان با انتقاد از عناصری که فقط روی کمبودها و ضعف‌ها دست می‌گذارند و آن‌ها را بزرگ‌نمایی می‌کنند، افزودند: نکته‌ی قابل تأمل این است که این عناصر همان کسانی هستند که خودشان به دشمن، گرای تحریم‌ها را داده‌اند.

رهبر انقلاب اسلامی در بخش دیگری از سخنانشان، حادثه‌ی ۲۹ بهمن ۱۳۵۶ تبریز را درسی مهم و همچون موتور پیش‌برنده‌ی ملت در پیروزی انقلاب اسلامی دانستند و افزودند: مردم آذربایجان در همه‌ی تحولات مهم اجتماعی و سیاسیِ ۱۳۰ سال گذشته‌ی کشور مانند قضیه‌ی تنباکو، مشروطه، نهضت ملی شدن صنعت نفت، انقلاب اسلامی و دفاع مقدس، از اصلی‌ترین محورهای مبارزه بوده‌اند و این، شناسنامه و تاریخ پرافتخار آذربایجان است.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با اشاره به تحرکات تفرقه‌افکنانه‌ی برخی گروه‌ها در سال‌های اول انقلاب در تبریز، گفتند: امام بزرگوار ما در مقابل آن حرکت‌ها که برخاسته از سیاست‌های قدیمی انگلیسی‌ها بود، فرمودند «هیچ‌کس نگران نباشد، چراکه خود مردم تبریز جواب آن‌ها را خواهند داد» و همین‌گونه نیز شد.

ایشان، هوشیاری قشرهای مختلف مردم ازجمله مردم و جوانان و نخبگان آذربایجان را در مقابل اختلاف‌افکنی و وسوسه‌های دشمنان ستودنی خواندند و گفتند: آذربایجان نقطه‌ی قوت انقلاب و نظام اسلامی است و مردم آن در راه دفاع از وحدت ملی از جانشان مایه گذاشته‌اند که همه باید قدردان این فداکاری باشند.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، تنوع قومیت‌های مختلف همچون ترک، فارس، لُر، کُرد، عرب و بلوچ را فرصتی ارزشمند برای ایران دانستند و خاطرنشان کردند: دشمن همواره به ایجاد شکاف قومیتی چشم طمع دوخته تا به خیال خود از هر گسلی در کشور استفاده و زلزله ایجاد کند، در حالی‌که هیچ گسلی در کشور وجود ندارد و مردم، یکپارچه و متحد هستند.

رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به سینه سپر کردن و ایستادگی اقوام بزرگ ایرانی و از همه بهتر مردم آذربایجان در مقابل سیاست‌های خباثت‌آلود دشمنان، مرحوم مولوی عبدالعزیز ساداتی از علمای اهل‌سنّت بلوچ، مرحوم شهید شیخ‌الاسلام از علمای اهل‌سنّت کردستان و همچنین سردار جوان و عرب خوزستانی شهید علی هاشمی را نمونه‌هایی از حرکت متحد و هماهنگ اقوام در دفاع از اسلام و انقلاب دانستند و افزودند: ملت ایران، متحد، منسجم، همراه و همدل است.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای از همین زاویه به تعبیر مطرح‌شده در روزهای اخیر با عنوان «آشتی ملی» اشاره و با بی‌معنی دانستن این تعبیر و انتقاد از پر و بال دادن به آن در روزنامه‌ها، گفتند: مگر مردم با هم قهر هستند که بخواهند آشتی کنند؟ قهری وجود ندارد، البته مردم ما با کسانی که در سال ۸۸ به روز عاشورای حسینی اهانت کردند و با قساوت و لودگی و بی‌حیایی، جوان بسیجی را در خیابان لخت کردند و کتک زدند، قهر هستند و با آن‌ها آشتی هم نمی‌کنند.

ایشان افزودند: البته کسانی که با اصل انقلاب مخالف بودند و می‌گفتند «انتخابات بهانه است و اصل نظام هدف ماست»، عده‌ای معدودند و در مقابل اقیانوس عظیم و پرطراوت ملت ایران، فقط یک قطره‌ی کوچک هستند.

رهبر انقلاب اسلامی خاطرنشان کردند: مردم ایران در جایی که پای اسلام، ایران، استقلال و ایستادگی مقابل دشمن در میان است، با همه‌ی وجود ایستاده و با یکدیگر متحد و مجتمع هستند، البته ممکن است در فلان قضیه‌ی سیاسی، دو نفر با هم اختلاف‌نظر داشته باشند اما این چیز مهم و مؤثری نیست و مسئله‌ای عادی و طبیعی به‌شمار می‌رود.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای تأکید کردند: اقیانوس خروشان، منسجم و متحد ملت باید روزبه‌روز تقویت شود.

رهبر انقلاب با اشاره به شعله‌های امید مقدس و الهی که همواره دل ملت را گرم کرده است، افزودند: با وجود همه‌ی پیشرفت‌ها، ما تاکنون در تحقق آرمان‌های اسلام و انقلاب، تنها قدمی کوتاه برداشته‌ایم و باید به سوی جامعه‌ی اسلامیِ عادلانه، پیشرفته، مقتدر و باعزت، گام‌های بلندی برداریم که به فضل الهی با ادامه‌ی مسیر ملت و نظام، قطعاً پیروزی و آینده متعلق به ملت عزیز ایران خواهد بود.

پیش از سخنان رهبر انقلاب اسلامی، آیت‌الله مجتهد شبستری نماینده‌ی ولیّ فقیه در استان آذربایجان شرقی و امام جمعه‌ی تبریز با تسلیت ایام فاطمیه، گفت: مردم غیرتمند آذربایجان در ۲۹ بهمن ۱۳۵۶ حماسه‌ای تاریخی و به‌یادماندنی آفریدند و در ۲۲ بهمن امسال نیز بار دیگر بصیرت و آگاهی خویش را اثبات کرده و با رهبر خود تجدید میثاق کردند.

نماینده‌ی ولیّ فقیه در آذربایجان شرقی با بیان اینکه ایرانیان هیچ‌گاه فریب شیطان بزرگ را نخورده و نخواهند خورد، تأکید کرد: ملت ایران با وحدت و یکپارچگی ثابت کرده‌اند که در دفاع از منافع و امنیت ملی متحد هستند.



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

دهه فجر مبارك

نویسنده :
تاریخ:سه شنبه 12 بهمن 1395-02:34 ب.ظ

http://www.aviny.com/Occasion/Enghelab_Jang/Fajr/fajr-93.jpg

 

پرسش و پاسخ هایی پیرامون انقلاب اسلامی

 
1- پى آمدها و دست آوردهاى انقلاب اسلامى چه بود؟

در بهمن ماه 1357 خورشیدى، تحولى بزرگ و شگرف و از دیدگاه امام امت، «معجزه ى الهى» در تاریخ ایران و جهان اسلام و حتى جهان بشریت رخ داد كه همه ى اندیشمندان و تحلیل گران علوم سیاسى، تاریخ نگاران و سیاست مداران دنیا را به شگفتى واداشت; زیرا هیچ یك از آنان، حتى سازمان هایى كه به انبوه اطلاعات حسّاس و سرّى دسترسى داشتند، نتوانستند رخ دادن انقلاب اسلامى ایران را در چنین زمان و موقعیّت منطقه اى و در این شكل و ماهیّت، پیش بینى كنند.
تاكنون درباره ى اهمیت انقلاب، پژوهش هاى فراوانى انجام شده و هر كس به فراخور دانش و توان فكرى خود در این باره سخن گفته است، ولى مهم ترین نكته در این انقلاب، پیروزى مكتب، ایدئولوژى و فرهنگ اسلام در همه ى جنبه هاى ایدئولوژیك، سیاسى و فرهنگى بود و در یك كلام باید گفت این انقلاب، انقلاب اسلامى بود.
بررسى پى آمدها و دست آوردهاى انقلاب اسلامى به پژوهش مفصّل و تحلیل مستقل نیاز دارد كه در گنجایش این بحث نیست. این گفتار به طور فشرده به مهم ترین دست آوردها و بازتاب هاى انقلاب مى پردازد.
- دست آوردهاى انقلاب اسلامى در داخل كشور
دست آوردهاى داخلى را در چهار محور سیاسى، فرهنگى، اقتصادى و نظامى مى توان بررسى كرد:
الف ـ دست آوردهاى سیاسى
1. سرنگونى نظام شاهنشاهى
بیست و پنج قرن حاكمیت نظام شاهنشاهى بر ایران، معیارهایى را بر این كشور حاكم ساخته بود كه در هیچ یك از آن ها، سعادت، عزّت و سربلندى ملّت جایى نداشت. در فرهنگ مردم، نظام شاهنشاهى با زور، زر، تزویر، فساد، حق كشى و بى عدالتى و در یك كلام، ضدارزش ها مترادف بود كه هر یك از آن ها براى به تباهى كشاندن سرنوشت یك ملت، كافى است.
از یك سو، رژیم پهلوى به پندار حاكمیّت 2500 ساله ى نظام شاهنشاهى بر ایران، حیات و دوام خود را سنّت قطعى و محتوم تاریخى مى دانست. از سوى دیگر، سرمایه گذارى هاى امریكا و غرب در ایران، رژیم شاه را چنان مقتدر و مسلّح ساخته بود كه هرگونه تصوّر تزلزل یا سقوط آن را ناممكن مى ساخت. با این حال، انقلاب اسلامى در عینى ترین دست آورد خود، این نظام را درهم كوبید و نهال طیبه ى «استقلال، آزادى و جمهورى اسلامى» را در این كشور آبیارى كرد.
2. استقرار نظام جمهورى اسلامى
نظام هاى رایج سیاسى در نظریه هاى اندیشمندان جهان ریشه دارد كه در طول تاریخ بر اساس نیازهاى مقطعى، به آن دست یافته اند. براى نمونه، پس از تجربه ى قرون وسطى در اروپا و حاكمیت زورمدارانه ى كلیسا به نام دین، «لیبرال دموكراسى» غرب، راه كارِ كنار نهادن دین و ناكارآمد جلوه دادن آن را برگزید. در این رهگذر، با اثرپذیرى اندیشمندان مسلمان از این نظریه، كم كم اسلام به مجموعه اى از احكام فردىِ بى تأثیر و كم محتوا تبدیل شد كه در سرنوشت اجتماعى بشر هیچ نقشى نداشت.
انقلاب اسلامى، حاكمیت اسلام و ارزش هاى اسلامى را در قالب نظام جمهورى اسلامى پدید آورد و با تبلور یافتن جنبه هاى سیاسى احكام اسلام در قانون اساسى، دگرگونى هاى كلى در اصول، جهت گیرى ها و سیاست هاى داخلى و بین المللى كشور رخ داد. دو مورد از مهم ترین دگرگونى ها عبارت است از:
الف ـ شكل گیرى نظام مبتنى بر ولایت فقیه.
ب ـ افزایش نقش مردم در تعیین سرنوشت خویش با گسترش آزادى هاى سیاسى در جامعه.
3. افزایش آگاهى و بینش سیاسى مردم
دور نگه داشتن مردم از مسایل و واقعیت هاى جامعه، از سیاست هاى رژیم هاى نامشروع، براى تداوم حیات خویش است. رژیم پهلوى نیز با پى گیرى همین هدف، مى كوشید بینش اجتماعى و سیاسى مردم افزایش نیابد و جامعه هم چنان در بى خبرى و بى تفاوتى به سر برد.
با پیروزى انقلاب اسلامى، افزایش آگاهى ها و تقویت بینش سیاسى مردم به عنوان اصلى مهم در قانون اساسى جمهورى اسلامى، سرلوحه ى برنامه ریزى هاى كشور قرار گرفت. بدین ترتیب، مردم به منزله ى صاحبان اصلى انقلاب و ولىّ نعمت نظام، با ایده ها و آرمان هاى خویش به یارى حكومت اسلامى شتافتند.
4. استقلال و دگرگونى اصول سیاست خارجى
یكى دیگر از مهم ترین دست آوردهاى انقلاب اسلامى، استقلال سیاسى در كشورى است كه به گواهى تاریخ، دست كم در دوران معاصر همواره زیر نفوذ قدرت هاى استعمارى و بیگانه بوده است. پس از جنگ جهانى دوم و صف بندى بلوك غرب و شرق، امریكا به صورت قدرت خارجى بى رقیب در عرصه ى سیاست و اقتصاد ایران درآمد، به گونه اى كه سفیر امریكا در ایران به نزدیك ترین مشاور شاه و دربار تبدیل شد. امام خمینى(رحمهم الله) در وصف دولت شاهنشاهى ایران مى فرمود:
یك مملكتى كه استقلال ندارد و وابسته به غیر است و همه اش به عمل ایشان (یعنى شاه) وابسته به غیر شده، به این نمى شود گفت یك مملكت متمدن.[1]
بارى، آرمان استقلال طلبى مردم در زمان انقلاب در شعار «نه شرقى، نه غربى، جمهورى اسلامى» تبلور یافت و پس از پیروزى انقلاب اسلامى در كلام امام خمینى و متن قانون اساسى نمودار شد:
سیاست خارجى جمهورى اسلامى ایران براساس نفى هرگونه سلطه جویى و سلطه پذیرى، حفظ استقلال همه جانبه و تمامیت ارضى كشور، دفاع از حقوق مسلمانان و عدم تعهد در برابر قدرت هاى سلطه گر و روابط صلح آمیز با دول غیر محارب استوار است.[2]
ب ـ دست آوردهاى فرهنگى
رژیم پهلوى، برنامه ى ایده آل خود را براى آینده ى ایران بر پایه ى استقرار رژیمى به سبك غرب بنا نهاده بود. در پرتو این سیاست، معیارها و ارزش هاى غربى در عرصه هاى سیاسى، اقتصادى، اجتماعى و فرهنگى ایران حكم فرما شد و كشور به سوى فراموشى تاریخ گذشته و ارزش هاى دینى و اسلامى خویش پیش رفت. الگوى استعمار و استبداد بر «استحاله ى فرهنگى» ایران پایه ریزى شده بود و براى تحقق این هدف شوم، عرصه هاى گوناگون اجتماع مانند: هنر و ادبیات، سینما، تئاتر، رادیو و تلویزیون، مطبوعات، كتاب، سیستم آموزش كشور، مدارس، دبیرستان ها، دانشگاه ها و ... به كنترل ارزش هاى غربى درآمد. «افكار عمومى به ویژه نوجوانان وجوانان در معرض بمباران تفرقه و ترویج ابتذال و اباحى گرى قرار گرفت تا بدین وسیله، هویت اسلامى ـ ملى به فراموشى سپرده شود و فرهنگ غرب به طور تمام عیار پذیرفته شود».[3]
انقلاب اسلامى كه در درجه ى اول، یك انقلاب فرهنگى بود، با تعمیم خود باورى فرهنگى و گسترش شعایر دینى، زمینه را براى تقویت پایه هاى ایمانى مردم، كاهش بزه كارى و خطاهاى اجتماعى و پرورش نسل هاى خودباور فراهم كرد. هم چنین با عمومى كردن آموزش در سطح جامعه و افزایش سطح علمى دانش آموختگان، به رشد استعدادها و شكوفایى قدرت ابتكار مردم به ویژه جوانان، یارى رساند. افزون بر آن، با دگرگون ساختن نگرش زن مسلمان به خود و محیط پیرامون خویش، وى را به بازیابى جایگاه و نقش واقعى زنان ایرانى در خانواده و جامعه فراخواند.
ج ـ دست آوردهاى نظامى
انقلاب اسلامى، با بسیج مردم به پیروزى رسید و با پشتیبانى آنان توانست از جنگ تحمیلى گسترده و تحرك هاى تجزیه طلبانه، سربلند بیرون آید. بدین ترتیب، جمهورى اسلامى به ثبات و امنیت ملى و اعتبار بین المللى دست یافت.
بحث را با سخن امام خمینى(رحمهم الله) درباره ى دست آوردهاى دفاع مقدس به پایان مى بریم. ایشان فرموده است:
در یك تحلیل منصفانه از حوادث انقلاب... باید عرض كنم كه انقلاب اسلامى ایران در اكثر اهداف و زمینه ها موفق بوده است... حتى در جنگ، پیروزى از آنِ ملت ما گردیده و دشمنان در تحمیل آن همه خسارات، چیزى به دست نیاوردند. البتّه اگر همه ى علل و اسباب را در اختیار داشتیم، در جنگ به اهداف بلندتر و بالاترى مى نگریستیم و مى رسیدیم، ولى این بدان معنى نیست كه در هدف اساسى خود كه همان دفع تجاوز و اثبات صلابت اسلام بود، مغلوب خصم شده ایم. هر روز ما در جنگ بركتى داشته ایم... ما انقلاب مان را در جنگ به جهان صادر نموده ایم. ما مظلومیت خویش و ستم متجاوزان را در جنگ ثابت نموده ایم. ما در جنگ، پرده از چهره ى تزویر جهان خواران كنار زدیم. ما در جنگ، دوستان و دشمنان مان را شناخته ایم. ما در جنگ، به این نتیجه رسیده ایم كه باید روى پاى خودمان بایستیم. ما در جنگ، ابهّت دو ابرقدرت شرق و غرب را شكستیم. ما در جنگ، ریشه هاى انقلاب پربار اسلامى مان را محكم كردیم. ما در جنگ، به مردم جهان و خصوصاً مردم منطقه نشان دادیم كه علیه تمامى قدرت ها و ابرقدرت ها سالیان دراز مى توان مبارزه كرد... تنها در جنگ بود كه صنایع نظامى ما از رشد آن چنان برخوردار شد و از همه مهم تر، استمرار روح اسلام انقلابى در پرتو جنگ تحقق یافت.[4]
- دست آوردهاى انقلاب اسلامى در خارج از كشور
انقلاب اسلامى افزون بر دست آوردهاى داخلى، پى آمدهاى مهمى نیز براى بشر امروز و محرومان جهان به ارمغان آورد كه در مسایل استراتژیك جهان، بازتاب گسترده اى داشته است. اینك به طور گذرا، از آن ها یاد مى كنیم:
الف. جهان اسلام و مسلمانان جهان
1. تجدید حیات اسلام به عنوان نظام سیاسى برتر
2. ظهور جنبش ها و احزاب اسلامى و اصول گرایى اسلامى
3. پى ریزى یك قطب قدرت جهانى در دنیاى اسلام
ب. دیگر جهانیان
انقلاب اسلامى از یك سو سبب روى آوردن مردم جهان به دین، رشد گرایش هاى معنوى و تضعیف اندیشه هاى مادى گرایانه شد و از سوى دیگر، به الگوى مبارزه ى مردم ستم دیده در مناطق گوناگون جهان تبدیل گشت. براى مثال، پس از پیروزى انقلاب اسلامى، «الهیات رهایى بخش» به معناى پناه بردن مردم به كلیسا براى رهایى از مشكلات اجتماعى و سیاسى، در امریكاى لاتین رشد كرد و شمار انجمن هاى مسیحى سیاسى، افزایش چشم گیرى یافت.[5]
گفتنى است افزون بر دست آوردهاى یاد شده، پیروزى انقلاب اسلامى در مسایل استراتژیك منطقه اى و جهانى، بازتاب گسترده اى داشته كه ورود به آن از حوصله ى این گفتار خارج است.
پی نوشتها:
[1]. صحیفه ى نور، ج 2، ص 407.
[2]- قانون اساسى، اصل 152.
[3]. غرب زدگى، جلال آل احمد، تهران، رواق، 1365، ص 217.
[4]. صحیفه ى نور، ج 21، ص 94.
[5]. براى آگاهى بیشتر ر.ك: فیدل كاسترو و مذهب، گفتوگوى فیدل كاسترو با كشیش فرى بتو، برگردان: حسن پستا و سیروس طاهباز، تهران، نشر همبستگى، چ اول، 1367; كلیساى شورشى، كامیلو تورس، برگردان: جواد یوسفیان، تهران، نشر نى، 1368.

==================================================================


4- آیا روشنفكران در شروع انقلاب اسلامی و بعد از آن نقش داشته‌اند؟ نقش مثبت یا منفی آنان چیست؟

در ابتدا لازم است كه روشنفكری را تعریف نموده سپس ضمن تقسیم روشنفكران به نقش آنان بپردازیم.
روشنفكری ازدو كلمه «روشن» و «فكر» و «یای نسبت» تركیب شده است،‌و مفهوم آن پرواضح است: فكری كه روشن است، نور دارد، تاریك نیست. با روشنائیها اتصال دارد،واقعیتها را درك می‌كند، دوست و دشمن را می‌شناسد، نور می‌دهد، روشنگر است، تاریكی وجهل را می‌زداید.
و حضرت امیرالمؤمنین ـ علیه السلام ـ نیز كه یك روشنفكر راستین است می‌فرماید: «من با نور الهی و روشنگری خدایی به راه افتادم آنگاه كه همه ایستادند و توقف نمودند»[1] و راه رسیدن به واقع‌بینی و روشنفكری، را تقوا و پرهیزكاری معرفی می‌فرمایند: «كسی كه تقوی پیشه كند و از خدا بترسد، خدا او را از فتنه‌ها رهایی داده و نوری در دل تاریكیها، به او می‌بخشد»[2] با توضیحات یاد شده، روشنفكران قشر خاصی نباید باشند، رشته جدابافته‌ای نیستند، هر آن كس كه روشن ضمیر و واقع‌بین باشد، مصالح و مفاسد را بشناسد، آینده‌نگر باشد، دوست و دشمن را بتواند درك كند روشنفكر است.[3] البته در این میان كسانی نیز با ادعای روشنفكری در واقع به دور از تمامی خصوصیات یك روشنفكر در صحنه‌های تاریخ ایران وارد شدند ولی نتوانستند ماهیت واقعی خود را پنهان نمایند لذا لازم است در شناخت و تمیز این افراد دقت بسیار نمود.
ما روشنفكرانی را كه در یك قرن اخیر نقش حساس و مهمّی حركتهای سیاسی و اجتماعی داشتند را به دو گروه تقسیم می‌كنیم:
1 . گروهی كه دنباله‌رو روحانیت شیعه بودند و انگیزه آنها حفظ دین و مبارزه با فساد و جنایات رژیم‌های مستبد بود این طیف از روشنفكران باكسب قدرت ویژه توانسته‌اند نقش حساس و مهمی در حركت‌های سیاسی ـ اجتماعی یك قرن اخیر بازی نمایند و به همین دلیل است كه هر زمان كه روحانیون شیعه ایران با قدرت سیاسی حاكم به مبارزه پرداخته‌اند قدرت سیاسی نبرد را باخته است قدرت روشنفكران روحانی و كسانی كه مانند آنها می‌اندیشیدند قابل قیاس و برابری با قدرت رهبران سیاسی غیر مذهبی نیست و همین امر موجبات رشك و حسد آنها را فراهم نموده و در عین نیازی كه به آنها داشته‌اند هر زمان كه توانسته‌اند در حذف آنها و خیانت به آنها دریغ نكرده‌اند.
2 . گروه دیگر رهبران سیاسی غیر مذهبی بودند كه از اینان بیشتر می‌توان با عنوان رهبران ملی نام برد این رهبران كه عموماً لیبرال و غربزده بودند و تحت تأثیر فرهنگ و تمدن غرب بودند و بسیاری از نظریات خود را با الهام از جامعه اروپایی كسب كرده بودند. به این نتیجه رسیده بودند كه بدون حمایت روحانیون و علماء امكان ندارد، با توده‌های مردم ارتباط برقرار كنند و آنها را به حركت درآورند فلذا با آنها یك نوع تفاهم تاكتیكی برقرار كرده تا آنها فعالانه توده‌های مردم را در جهت نیل به اهداف ملّی تحریك نمایند. نهضت مشروطه و ملی شدن نفت از جمله مواردی است كه روحانیون نقش رهبری مردم را بر عهده داشتند و رهبران غیر مذهبی میوه‌چینان آن جنبشها بوده‌اند. از طرف دیگر روحانیون برای رژیمهای سیاسی از همه مخالفین خطرناكتر بوده‌اند زیرا كه آنها كمتر اهل سازش و تسلیم بوده و نه تنها با دوز و كلكهای ماكیاولی آشنا نبوده بلكه اصولاً در مفهوم و معنای ماكیاولی تربیت سیاسی نیافته‌اند و اگر هم وارد گود سیاست می‌شوند صرفاً به این دلیل است كه برای ملت و مذهب احساس خطر می‌نمایند.[4] اگر یك قرن به عقب برگردیم، به روشنی می‌توان سیر تكاملی روحانیت مبارز را با یك هدف ولی با شیوه‌های متفاوت و آن هم تحت تأثیر اوضاع و احوال زمان خود مشاهده كرد، هدف همه آنها اجرای شریعت اسلامی،‌و برقراری حكومت عدل الهی وكوتاه كردن دست بیگانگان و استعمارگران بوده است. سید جمال‌الدین اسد آبادی برای رسیدن به این هدف تلاش خود را در نصیحت،‌هدایت و تشویق حكام كشورهای اسلامی در ایجاد وحدت جهان اسلام قرار داده بود و بیهوده تلاش می‌كرد كه شاهان ایران و امپراطوران عثمانی و خدیوهای مصر را نصیحت نموده و آنها را وادار كند كه در مقابل سیل بنیان‌كن فرهنگ و تمدن غربی مجدداً به دژ مستحكم فرهنگ و تمدن اسلام پناه برند.[5]
اما لیبرالها در عمل و حتی در میان ایده و نظر عكس سید جمال و روحانیت شیعه عمل می‌كردند در این مورد گفته مهندس بازرگان قابل توجه است كه می‌گوید: «زندگی كه ما امروز داریم همه‌اش فرنگی است طرز فكر ما، درس خواندن ما، مبارزة ما،‌انقلاب ما، ضدیت ما با استعمار و استثمار، تمام ارمغان غرب است.»[6]
روحانیت صدر مشروطیت كه از شاهان بریده بودند به دو دسته تقسیم شده، دسته‌ای همچون مرحوم بهبهانی و طباطبائی درصدد محدود كردن قدرت پادشاهان خودكامه وكسب و تضمین برقراری نظامی دموكراتیك و یاددادن حق نظارت به مجتهدین بودند به این امید كه از وضع و اجرای قوانین خلاف شرع و اسلام جلوگیری گردد. ولی در همان حال میدان را به لیبرالها و غرب‌زده‌ها سپرده و خود كناره گرفتند. دسته دیگر چون مرحوم شیخ فضل الله نوری كه از حاكمیت لیبرالیسم وحشت داشته و نگران بود،‌تلاش می‌كرد تا حكومت شرع اسلام برقرار شده، و عاقبت هم بر سر آن جان خود را فدا كرد.
مرحوم آیت الله كاشانی راه را در همراهی و مساعدت، با لیبرالها برای كسب آزادی و كوتاه كردن دست بیگانگان دیده بر این امید كه با نظارت و تلاش خود متعاقباً در ایجاد حكومت با قوانین اسلامی موفق گردد ولی غافل از آنكه لیبرالها دیگر فرصتی به او و فدائیان اسلام نخواهند داد كه به خواسته خود برسند و از روحانیت صرفاً به عنوان نردبانی برای رسیدن به رهبری مردم و قبضه كردن قدرت بهره خواهند برد. امام خمینی(ره) كه تاریخ پر از تجربه روحانیت مبارز را پشت سرگذاشته بود، در این زمان خود رأساً رهبری را بدست گرفت و اجازه نداد كه دیگران از جمله لیبرالها در رهبری و بهره‌برداری از ثمره مبارزات مردم شریك شوند.[7]
و پس از انقلاب روشنفكران، مانند گذشته با پیروی از امام و تكیه بر اصول و مبانی دینی و اسلامی، انقلاب را به پیش می‌برند كه برای حفظ انقلاب از جان خویش نیز دریغ نداشته و ندارند، شخصیتهایی كه اوائل انقلاب به شهادت رسیدند مانند شهید مرتضی مطهری، شهید باهنر،‌شهید رجایی، شهید مفتح، شهید بهشتی، و ... و رزمندگانی كه پیرو راستین امام و شهدا بودند و در طول هشت سال دفاع مقدس در حفظ نظام و انقلاب كوشیدند. و شخصیت‌های برجسته‌ای كه امروزه برای رشد و تكامل انقلاب می‌كوشند از جمله مقام معظم رهبری، آیت الله جوادی آملی، آیت الله مصباح یزدی و ....از چهره‌های درخشان حوزه و دانشگاه كه به چیزی جز حفظ و تداوم ثمره خون شهدا (انقلاب) نمی‌اندیشند.
برای اطلاع بیشتر به كتاب مذهب و روشنفكری نوشته محمد دشتی و كتاب تاریخ معاصر آقای مدنی مراجعه بفرمائید.

--------------------------------------------------------------------------------
[1] . دشتی، معجم المفهرس، نهج‌البلاغه، خطبه 37 / 1.
[2] . دشتی، معجم المفهرس، نهج‌البلاغه، خطبه 183 / 12.
[3] . محمد دشتی، مذهب روشنفكری، مؤسسه تحقیقاتی امیرالمؤمنین ـ علیه السلام ـ اول 1373، صفحات 15 ـ 13.
[4] . محمدی،‌منوچهر، تحلیلی بر انقلاب اسلامی، صفحة 96،‌تهران،‌انتشارات امیركبیر، چاپ اول، 1365.
[5] . محمدی، منوچهر، تحلیلی بر انقلاب اسلامی، ص 96، تهران، انتشارات امیركبیر، چاپ اول، سال 1365.
[6] . محمدی، منوچهر، تحلیلی بر انقلاب اسلامی، ص 132، تهران،‌انتشارات امیر كبیر، چاپ اول، سال 1365.
[7] . محمدی، منوچهر، تحلیلی بر انقلاب اسلامی، ص 97،تهران، چاپ اول، سال 1365.

========================================================================


4- غیر از امام خمینی كدامیك از مراجع نجف و قم با شاه مخالف بودند؟

هیچ یك از مراجع تقلید هرگز در طول تاریخ با كسی كه علناً مخالف و دشمن دین باشد موافق و سازگاری نداشته‌اند، خصوصاً در تاریخ معاصر چنین چیزی اتفاق نیفتاده است كه احدی از مراجع شیعه با سلاطین جور عصر خاصی مانند پهلوی موافق بوده باشند.
البته مخالفت علنی با دین اسلام و علمای اسلام و توهین به دین در دورة پهلوی دوم بعد از رحلت مرجع عالیقدر شیعه حضرت آیت الله العظمی بروجردی آغاز شد وگرنه در دورة حیات آن مرجع عالیقدر شیعه، محمدرضا پهلوی جرأت توهین آشكار به دین را نداشت، بعد از رحلت آن مرجع عظیم‌الشأن اهانتهای دربار پهلوی و طرفداران او آغاز شد (رحلت ایشان در سال 1340 بود)[1]كه با هشیاری و بیداری حضرت امام خمینی(ره) نقش مرجعیت دینی ایفا شد و مقاومت و افشاگری در مقابل توطئه‌های داخلی و خارجی علیه استقلال كشور و فرهنگ اسلام آغاز گردید و بعد از پیدایش آن مرجع عظیم‌الشأن اكثر مراجع تقلید در سراسر ایران و حوزه‌های دیرپای ایران مانند حوزه قم، مشهد، اصفهان، تبریز و... به زعامت علمای بزرگ از حضرت امام خمینی حمایت نموده و مردم را در برابر این توطئه‌ها آگاه نمودند. مراجع تقلید نجف نیز با صدور بیانیه‌ و اطلاعیه‌های حمایت‌گرانه در برابر این توطئه‌ها ایستادگی و روشنگری نموده و حمایت‌های بسیار پرشور از امام خمینی(ره) نمودند. امام در آغازین راه مبارزه خود كتاب كشف‌الاسرار را می‌نویسد و بذرهای حكومت اسلامی را در جامعه اسلامی می‌پاشد و از آگاهی كاملی كه از جریانات استعماری و استبدادی در ایران داشت تئوری جهاد مسلحانه علیه ظلم و استبداد و دفاع از استقلال را در این كتاب نگاشته و به گوش تمام نخبگان می‌رساند[2] مبارزه‌ی جدی امام و مخالفتشان با حمایت قاطبه‌ی علمای اسلام و مراجع بزرگ با قانون انجمن‌های ایالتی و ولایتی شكل تازه گرفت و آیات عظام امام خمینی، شریعتمداری و گلپایگانی در منزل مرحوم آیت الله حائری مؤسس حوزه تشكیل شد و تصمیم گرفته شد كه به شاه در این طی تلگرافی اعتراض و خواستار لغو آن شده و به علمای شهرستانها نیز اعلام خطر نموده و هر هفته جلساتی برای حفظ وحدت نظر در مبارزه تشكیل شود. و همچنین آیات عظام نجفی مرعشی و گلپایگانی و شریعتمداری مكرراً طی تلگرافی از دولت علم خواستار لغو این قانون شدند و در راستای همین هدف مراجع بزرگ تقلید نجف آیات عظام خوئی، حكیم و بهبهانی...[3] طی تلگرافی از خواسته مراجع ایران حمایت نموده با توجه به اسناد و مدارك معتبر تاریخی اكثر مراجع بزرگ و معروف حوزه‌های قم و نجف در تمام مراحل انقلاب از امام خمینی و نهضت بیدارگر او حمایت نمودند.
در جریان حادثه هجوم به مدرسه فیضیه و حبس امام و وقایع پانزده خرداد تمام مراجع از جمله مرحوم آیت الله گلپایگانی و نجفی مرعشی حمایتهای بی‌دریغ از نهضت امام و شخص امام خمینی و مرحوم قمی و محلاتی كه در حبس بودند انجام دادند كه در صفحات اسناد تاریخی موجود است.[4] پس این حوادث خونین كه تمام طبقات مردم بر علیه رژیم ستمشاهی بسیج می‌شدند با حمایتهای مراجع قم و نجف این بسیج عمومی گرمتر و جدی‌تر می‌شد، در جریان قانون كاپیتولاسیون نیز امام خمینی با مقاومت سرسختانه در برابر استبداد و استعمار با حمایت یكدست مراجع نهضت را رهبری كرد. بنابراین در طول آغاز انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی از سال 41 تا پیروزی انقلاب علمای بزرگ كه در حدّ مرجعیت شیعه و دارای جایگاه عظیم مرجعیت در بین مردم و معروف بودند. هیچ یك مخالفت با امام خمینی و نهضت او نداشتند، و همگی مخالف حكومت استبدادی شاه بودند، حضرات آیات شاهرودی، میلانی، سید عبدالله شیرازی و تمام مراجع تقلید و مدرسین حوزه‌های قم و نجف با اعمال وحشیانه شاه مخالفت نموده و با دادن اعلامیه مخالفت و نفرت خویش را به مردم ابلاغ می‌كردند.[5] برای مطالعه بیشتر می‌توانید به كتاب اسناد انقلاب اسلامی، جلد اول كه حاوی اسناد معتبر حمایت علما و مراجع قم و نجف از نهضت امام خمینی و مخالفت با شاه است مراجعه كنید.
امام زمان(عج): اما در حوادث واقعه رجوع كنید به راویان حدیث ما (فقها و مجتهدین) كه آنان حجت من بر شما و من حجت خدا بر آنان.
كتاب غیبت شیخ طوسی

--------------------------------------------------------------------------------
[1] . مدنی، سیدجلال‌الدین، تاریخ سیاسی معاصر، چاپ سوم، قم، جامعه مدرسین، 1360، ج 1، ص 609.
[2] . همان، ص 617، و كشف الاسرار امام خمینی، چاپ قدیم، صفحات 223 و 224.
[3] . همان، ج 1، ص 42-624.
[4] . همان، ج 2، ص 55 و 73.
[5] . مركز اسناد انقلاب اسلامی، اسناد انقلاب اسلامی، چاپ اول، تهران، سازمان تبلیغات، 1369، ج 1، ص 63. و علی دوانی، نهضت روحانیون ایران، تهران، بنیاد فرهنگی امام رضا ـ علیه السّلام ـ ج 7، ص 192-111. و ص 206 و ص 25


منبع : http://www.aviny.com/Occasion/Enghelab_Jang/Fajr/88/Porsesh_Pasokh.aspx




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

«حجّت بر شما تمام است»

نویسنده :
تاریخ:یکشنبه 10 بهمن 1395-01:15 ب.ظ


پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR در یادداشتی به مناسبت پیام رهبر انقلاب به پنجاه‌ویکمین نشست اتحادیه‌ی انجمن‌های اسلامی دانشجویان در اروپا، به تبیین وظایف «جوانان مؤمن انقلابی» در میدان جنگ نرم بر اساس بیانات رهبر انقلاب پرداخته است.

http://farsi.khamenei.ir/ndata/home/1395/139511091711d9fcd.jpg

بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر رژیم اشغالگر صهیونیستی با انتشار فیلمی خطاب به ملت ایران مدعی شده: ما [اسرائیل] دوست شما هستیم نه دشمنتان. این پیام یک‌بار دیگر درگیری بین دو جبهه‌ی «حق و باطل» را به ما یادآوری کرد: «امروز درگیری جهانی، بین حرکت استکباری و حرکت ارزشی و استقلال ملّی و هویّتی است که مظهرش انقلاب اسلامی یا جمهوری اسلامی است... دعوای اصلی این است.» ۹۴/۹/۴

* ما را «هدف» گرفته‌اند
دشمنی که علی‌رغم همه‌ی توطئه‌ها نتوانسته به ملت ضربه وارد کند، حالا با تمام قوا به میدان آمده تا با «نفوذ» به مقصود خود برسد: «ما در جنگِ نرمیم؛ در جنگِ سیاسی هستیم، در جنگِ فرهنگی هستیم، در جنگِ امنیّتی و نفوذی هستیم؛ فکرها و اراده‌ها دارند با هم می‌جنگند.» ۹۵/۳/۳۱ دشمنان در این عرصه «تغییر باورها، آرمان‌ها و سبک زندگی» را «هدف» گرفته‌اند: «عمده‌ترین وسیله دو چیز [است‌]؛ یکی پول، یکی هم جاذبه‌های جنسی... [برای اینکه افراد مؤثّر را] بکشانند به آن سمت مورد نظر خودشان. آن سمت مورد نظر چیست؟ آن عبارت است از تغییر باورها، تغییر آرمان‌ها، تغییر نگاه‌ها، تغییر سبک زندگی» ۹۴/۹/۴ و به‌دنبال این هستند: «کاری کنند که این شخصی که مورد نفوذ قرار گرفته است، تحت تأثیر نفوذ قرار گرفته، همان چیزی را فکر کند که آن آمریکایی فکر می‌کند.» ۹۴/۹/۴

* شمشیر کشیده‌ام
اما در سوی دیگرِ این میدان، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، خود با تمام قوا به میدان آمده‌اند: «من شمشیر را کشیدم، مشغولیم، ما از چپ و راست داریم می‌زنیم» ۹۵/۳/۳۱ تنها راهِ مقابله «جهاد» است: «جهاد همیشه لازم است. گاهی جهاد، جهاد سیاسی است، گاهی جهاد فرهنگی است، گاهی جهاد نرم است... امّا در همه‌ی این‌ها باید توجّه داشت که این جهاد، علیه دشمن است.» ۹۵/۹/۲۷ در زمانه‌ای که رهبر انقلاب به‌عنوان مقتدا این‌گونه در میانه‌ی میدانِ «مجاهدت» وارد شده، تکلیفِ مؤمنین انقلابی و به‌خصوص «جوانانِ مؤمن انقلابی» روشن و «حجّت تمام است»: «حجّت بر شما تمام است. انتظار از شما عزیزان کاری بیش از خودسازی علمی و دینی و اخلاقی است؛ انتظار آن است که بر محیط پیرامونی خود اثر گذارید و بر رهروان راه خدا با گفتار و عمل خود بیفزائید. در نبرد نامتقارن جبهه‌ی کفر و استکبار با پرچم برافراشته‌ی اسلام ناب، این وظیفه‌ی همه‌ی ما است.» ۹۵/۱۱/۱

* هم خودسازی، هم دگرسازی
خطاب رهبر انقلاب به جوانان مؤمن انقلابی این است که: «هم خودسازی کنید، هم دگرسازی کنید.» ۹۵/۲/۱ «تربیت و پرورش» جوانانی با «هویّت و شاکله‌ی اسلامی و انقلابی» وظیفه است و اگر: «چنانچه حرکتی در جهت عکس بکند یا در این جهت کوتاهی بکند، برخلاف وظیفه‌اش عمل کرده است؛ برخلاف آنچه خدا از او می‌خواهد، عمل کرده است.» ۹۵/۲/۱

برای حضور مؤثر و مفید در عرصه‌ی «جنگِ نامتقارن اسلام و کفر» اما باید الزاماتی را رعایت کرد. اول اینکه: «اگر می‌خواهیم در مقابل جبهه‌ی استکبار ایستادگی کنیم، مقاومت کنیم، به آن عزّت، آن شرف، آن اقتداری که جمهوری اسلامی لایق آن است و انقلاب به ما وعده‌ی آن را داده برسیم، احتیاج داریم به اینکه در رفتار شخصی خودمان رعایت‌های لازم را بکنیم؛ آن تقوا را حفظ کنیم.» ۹۵/۴/۱۲ و دوم اینکه باید «اراده و عزم راسخ» را حفظ کرد: «در جنگ نامتقارن، اراده‌ها هستند که با هم می‌جنگند... نگذارید اراده‌تان سست بشود، نگذارید تبلیغات دشمن و وسوسه‌های دشمن، در اراده و عزم راسخ شما تزلزل ایجاد کند؛ این اراده‌ی مستحکم را نگه دارید؛ این ضامن پیروزی است.» ۹۵/۳/۳ علاوه بر این باید «دایره‌ی مخاطبان» را در این جهاد گسترش داد و حتی برای «قشر خاکستری» جامعه هم کار مؤثر انجام داد: «مخاطبانتان را افزایش بدهید... گاهی اوقات حتّی لازم می‌شود که انسان [فقط] با یک مخاطب حرف بزند؛ یعنی برای اقناع یک مخاطب.» ۹۵/۴/۱۲ طوری که: «"گر آن بیگانه هم با ما نشیند آشنا خیزد"؛ این‌جوری باید باشد. آن بیگانه هم اگر با شما نشست، باید آشنا بلند شود.» ۹۵/۸/۱۹

* عاقبت ایستادگی پیروزی است
اگر با فهم درست و عمل بهنگام در «میدان جهاد فرهنگی و تبیینی» حاضر شویم و «ایستادگی» کنیم، وعده‌ی رهبر به ما «پیروزی» است: «بنده‌ی حقیر وظیفه‌ی دینی‌ای دارم، وظیفه‌ی شرعی‌ای دارم، وظیفه‌ی اخلاقی‌ای دارم؛ در مواجهه‌ی با ضدّ انقلاب و معارضین انقلاب ایستاده‌ام و تا جان در بدن دارم این ایستادگی وجود دارد... و عاقبت ایستادگی هم پیروزی است.» ۹۵/۴/۱۲


منتشرشده در شماره‌ی ۶۷ نشریه‌ی خط حزب‌الله



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


  • تعداد صفحات :232
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  


Admin Logo
themebox Logo
/