امام خمینی رحمت الله علیه : بسیج میقات پابرهنگان و معراج پاك اندیشه اسلامی است .

ماجرای گم‌شدن دسته‌کلید یک عارف

نویسنده :
تاریخ:چهارشنبه 5 خرداد 1395-05:19 ب.ظ

در عالم رویا دیدم که یک دسته کلید به من دادند،‌ بعد همه این دسته کلیدها ته یک چاه افتاد! با خود گفتم: عجب! حالا چه کسی درون این چاه عمیق می‌رود و کلیدها را بیرون می‌آورد؟! یک مرتبه دیم آقایی آمد و گفت: آقا میرزا غصه نخور!

ماجرای گم‌شدن دسته‌کلید یک عارف
مرحوم آیت‌الله عبدالکریم حق‌شناس در یکی از درس‌های اخلاق خود به موضوع «گام‌های تهذیب نفس» اشاره کرد که مشروح آن در ادامه می‌آید:

*راه گام به گام تهذیب نفس
در روایتی آمده با این حکمت‌های بدیع است که دردهای شما معالجه خواهد شد، درد را کاملاً درک می‌کنیم، دوا را هم خوب می‌شناسیم، اما دانستن نسخه طبیب که به تنهایی ما را معالجه نمی‌کند، باید به نسخه طبیب قیام کرد و آن را به کار بست، یقیناً اگر شما نسخه طبیب را بگیرید و داوها را کنار بگذارید، معالجه نخواهید شد.

*تصفیه و ترک منیت راه باز شدن قلب است
وقتی نفس تصفیه شد، وقتی قلب و عمل از رذایل اخلاقی پاک شد،فوراً راه ارتباط با علام الغیوب باز خواهد شد! بعضی گفته‌اند که با عقل فعال یعنی جبرئیل رابطه پیدا می‌شود و او علوم جدید را افاضه می‌کند، قرآن هم می‌فرماید: «وَ اتَّقُوا اللهَ وَ یُعَلِّمُکُمُ الله»؛ یعنی وقتی قلب با عالم مرتبط شد، علوم حقیقه به آن افاضه می‌شود.

جمال یار ندارد نقاب و پرده ولی/غبار ره بنشان تا نظر توانی کرد

تا توجه به کثرات است، مقام وحدت را نمی‌توانی دریابی

بر باد فنا تا ندهی گرد خودی را/هرگز نتوان دید جمال احدی را

اول باید از خودیت درست برداری و «منم» را کنار بزنی وگرنه هرگز جمال را نخواهی دید! پیش از این، باید صفات رذیله دیوی و شیطانی را از خودت دور کنی تا ترک منیت برایت کارساز شود.

*خداخواهی کسالت دل را برطرف می‌کند
حضرت فرمود: همان طور که بدن‌های شما کسل می‌شود، جان‌ها و قلب‌های شما هم کسل می‌شود، متأسفانه ما در مکتب الهی و نورانی اهل بیت، آن طور که باید در مقام تعلم برنیامده‌ایم، برای همین است که ما از کسالت قلبمان مطلع نمی‌شویم! ما تربیت اخلاقی نشده‌ایم و چون حساب کار ما دل‌بخواهی است، نه خداخواهی وضعمان این طور شده است.

رسد آدمی به جایی که به جز خدا نبیند/بنگر که تا چه حد است مکان آدمیت

باید یک نقطه را هدف گرفت و مدام در همان مسیر پیش رفت، آن هم راه مراقبه است که علامه طباطبایی فرمود: «اول مراقبه، وسط مراقبه و آخر هم مراقبه»، باید من خودم را در حضور و محضر پروردگار ببینم، اگر تو خدا را نمی‌بینی، او تو را می بیند، باید مراقبه داشت، اما متاسفانه:

هستی اسیر چاه طبیعت چگونه باز/قرب ومقام موسی عمرانت آرزوست

*کلید همه مشکلات در دست خداست
پریشب بنده در عالم رویا دیدم که یک دسته کلید به من دادند،‌ بعد همه این دسته کلیدها ته یک چاه افتاد! کلید در خواب، علامت گشایش کار است، وقتی یک دسته کلید به تو می‌دهند، علامت این است که إن‌شاءالله در تمام کارهایت گشایش می‌شود، من در همان عالم رویا با خود گفتم: عجب! حالا چه کسی درون این چاه عمیق تقریباً 500 متر برود و دیوارش صاف بود، می‌رود و کلیدها را بیرون می‌آورد؟! یک مرتبه دیم آقایی آمد و گفت: آقا میرزا غصه نخور، من خودم می‌روم و کلیدها را می‌آورم، حالا او چطور رفت ته چاه و کلید را آورد؟! آن ‌آقا به قدرت پروردگار رفت و دسته کلید را آورد و گفت: این دسته کلید! خیلی بنده از پروردگار تشکر کردم! تمام گرفتاری‌های آن روز من، یکی بعد از دیگری گشایش پیدا کرد، کلید تمام گرفتاری‌ها و همه مشکلات در دست خداست.



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

خرمشهر شقایقی خون رنگ

نویسنده :
تاریخ:دوشنبه 3 خرداد 1395-10:05 ق.ظ

خرمشهر را خدا ازاد کرد

خرمشهر شقایقی خون رنگ
نویسنده: سید مرتضی آوینی
خرمشهر شقایقی خون رنگ است كه داغ جنگ بر سینه دارد.... داغ شهادت.
ویرانه های شهر را قفسی در هم شكسته بدان كه راه به آزادی پرندگان روح گشوده است تا بال در فضای شهر آسمانی خرمشهر باز كنند، زندگی زیباست، سلامت تن زیباست، اما پرنده عشق، تن را قفسی می بیند كه در باغ نهاده باشند، ومگر نه آن كه گردنها را باریك آفریده اند تا در مقتل كربلای عشق آسانتر بریده شوند؟ و مگر نه آنكه از پسر آدم، عهدی ازلی ستانده اند كه حسین را از سر خویش بیش تر دوست داشته باشد؟ و مگر نه آن كه خانه تن راه فرسودگی می پیماید تا خانه روح را آباد شود؟ و مگر این عاشق بی قرار را بر این سفینه سرگردان آسمانی ، كه كره زمین باشد، برای ماندن در اصطبل خواب و خور آفریده اند؟ و مگر از درون این خاك اگر نردبانی به آسمان نباشد، جز كرم هایی فربه و تن پرور برمی آید؟ پس اگر مقصد را نه این جا، در زیر سقف های دل تنگ و در پس این پنجره های كوچك كه به كوچه هایی بن بست باز می شوند نمی توان جست، بهتر آن كه پرنده روح دل در قفس نبندد، پس اگر مقصد پرواز است، قفس ویران بهتر، پرستویی كه مقصد را در كوچ می بیند، از ویرانی لانه اش نمی هراسد. زندگی زیباست، اما از مجید خیاط زاده باز پرس كه زندگی چیست.
اگر قبرستان جایی است كه مردگان را در آن خاك سپرده اند، پس ما قبرستان نشینان عادات و روز مرگی ها را كی راهی به معنای زندگی هست؟ اگر مقصد پرواز است، قفس ویران بهتر، پرستویی كه مقصد را در كوچ می یابد از ویرانی لانه اش نمی هراسد... سید صالح موسوی نمی توانست شهادت مجید را ببیند و ندید، خبر شهادت او را در پرشن هتل آبادان به سید صالح رساندند... اما تو می دانی كه هر تعلقی، هر چند بزرگ، در برابر آن تعلق ذاتی كه جان را به صاحب جان پیوند می دهد كوچك است.
پیكر مجید را برادرش رضا غسل داد كه اكنون خود او نیز به قبیله كربلاییان الحاق یافته است.
اینجا زمزمی از نور پدید آمده است.... و در اطراف آن قبیله ای مسكن گزیده اند كه نور می خورند و نور می آشامند، زمزم نور در عمق خویش به اقیانوسی از نور می رسد كه از ازل تا ابد را فرا گرفته است و بر جزایر همیشه سبز آن جاودان حكومت دارند.
این نامها كه بر زبان ما می گذرند، تنها كلماتی نگاشته بر شناسنامه هایی كه بر آن مهر « باطل شد» خورده است، نیستند، ما جز با صورتی موهوم از عوالم راز آمیز مجردات سروكار نداریم و از درون همین اوهام سراب مانند نیز تلاش می كنیم تا روزنی به غیب جهان بگشاییم، و توفیق این تلاش جز اندكی بیش نیست.
پروانه های عاشق نوربال در نفس گل هایی می گشایند كه بر كرانه سبز این چشمه ها رسته اند و نور در این عالم، هر چه هست، از آن نور اللانوار تابیده است كه ظاهرتر و پنهان تر از او نیست، و مگر جز پروانگان كه پروای سوختن ندارند، دیگران را نیز این شایستگی هست كه معرفت نور را به جان بیازمایند؟ و مگر برای آنان كه لذت این سوختن را چشیده اند، در این ماندن و بودن جز ملالت و افسردگی چیزی هست؟
كتابخانه مسجد امام جعفر صادق (علیه السلام ) بر تقوا اساس گرفته بود و این است زمزم نور، و اینانند قبیله نور خواران و نور آشامان، و قوام این عالم اگر هست در اینان است و اگر نه، باور كنید كه خاك ساكنان خویش را به یكباره فرو می بلعید، مسجد جامع خرمشهر قلب شهر بود كه می تپید و تا بود، مظهر ماندن و استقامت بود و آن گاه نیز كه خرمشهر به اشغال متجاوزان درآمد و مدافعان ناگریز شدند كه به آن سوی شط خرمشهر كوچ كنند، باز هم مسجد جامع مظهر همه آن آرزویی بود كه جز در باز پس گیری شهر برآورده نمی شد، مسجد جامع، همه خرمشهر بود.
خرمشهر از همان آغاز خونین شهر شده بود، خرمشهر خونین شهر شده بود تا طلعت حقیقت از افق غربت و مظلومیت رزم آوران وبسیجیان غرقه در خون ظاهر شود، و مگر آن طلعت را جز از منظر این آفاق می توان نگریست؟ آنان در غربت جنگیدند وبا مظلومیت به شهادت رسیدند و پیكر هاشان زیر شنی تانكهای شیطان تكه تكه شد وبه آب و باد و خاك و آتش پیوست اما.... راز خون آشكار شد، راز خون را جزء شهدا در نمی یابند. گردش خون در رگهای زندگی شیرین است. اما ریختن آن در پای محبوب شیرین تر است و نگو شیرین تر، بگو بسیاربسیار شیرین تر است. راز خون در آنجا ست كه همه حیات به خون وابسته است، اگر خون یعنی همه حیات و از ترك این وابستگی دشوارتر هیچ نیست، پس بیش ترین ازآن كسی است كه دست به دشوارترین عمل بزند، راز خون در آنجاست كه محبوب، خود را به كسی می بخشد كه این راز را دریابد، و آن كس كه لذت این سوختن را چشید، در این ماندن و بودن جز ملالت و افسردگی هیچ نمی یابد. آنان را كه از مرگ می ترسند از كربلا می رانند، مردان مرد، جنگاوران عرصه جهادند كه راه حقیقت وجود انسان را از میان هاویه آتش جسته اند. آنان ترس را مغلوب كرده اند تا فتوت وكربلاییان پای در آزمونی دشوار می گذارند.
كربلا مستقر عشاق است و شهید محمد علی جهان آرا چنین كرد تا جز شایستگان كسی در آن كربلا استقرارنیاید. شایستگان آنانند كه قلبشان را عشق تا آنجا انباشته است كه ترس از مرگ جایی برای ماندن ندارد.
شایستگان جاودانانند ؛حكمرانان جزایر سرسبز اقیانوس بی انتهای نور كه پرتوی از آن همه كهكشان های آسمان دوم را روشنی بخشیده است.
ای شهید، ای آنكه بر كرانه ازلی و ابدی وجود بر نشسته ای، دستی بر ار و ما قبرستان نشینان عادات سخیف را نیز از این منجلاب بیرون كش.
منبع: http://www.sabokbalan.com

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------


خرمشهر را خدا ازاد کرد  

(امام خمینی  ره)

مطالعه تاریخ معاصر ایران و بررسی جنگ‌های متعددی که بر کشورمان تحمیل شده است نشان می‌دهد، آزادی خرمشهر در سوم خرداد ۱۳۶۱ بزرگترین پیروزی نظامی کشورمان در طول یک و نیم قرن گذشته محسوب می‌شود.

در طول یک و نیم قرن گذشته به علت ضعف حاکمان وقت و استفاده نکردن از توان و قدرت مردم، نیروی نظامی ایران در تمامی جنگ‌هایی که دشمنان بر ایران تحمیل کردند، شکست خوردند و مجبور به عقب نشینی و بعضا واگذاری بخشی از خاک کشورعزیزمان به بیگانگان شدند.
آزادسازی خرمشهر، بزرگترین پیروزی ایران در ۱۵۰سال اخیر است که باعث شگفتی و حیرت جهانیان شد.

‏این پیروزی بزرگ در حالی به دست آمد که قدرت‌های بزرگ و بسیاری از کشورهای منطقه، به طور همه جانبه از رژیم بعثی عراق پشتیبانی می‌کردند و کمک‌های مالی، تسلیحاتی و اطلاعاتی زیادی را در اختیار رژیم عراق گذاشته بودند و حتی از نفوذ خود در سازمان‌های بین المللی نیز برای حمایت از این کشور استفاده می‌کردند.

‏بنابراین آزادی خرمشهر تنها در مقابل عراق معنا پیدا نمی‌کند، بلکه رویارویی با کشوری است که در سطح گسترده از حمایت قدرت‌های بزرگ برخوردار بود.

اهمیت فتح خرمشهر

پس از تجاوز ارتش عراق به خاک ایران، خرمشهر پس از ۳۴ روز مقاومت دلیرانه سپاه و نیروهای مردمی در ۴ آبان ۱۳۵۹ به اشغال دشمن در آمد و ۱۹ ماه پس از اشغال در سوم خرداد ۱۳۶۱ با عملیات بیت المقدس آزاد شد.
این عملیات با رمز یاعلی بن ابیطالب(ع)، ساعت ۳۰ دقیقه بامداد ۱۰ اردیبهشت ۱۳۶۱ ‏آغاز شد و طی ۴ مرحله و ۲۵ روز به نتیجه رسید.

‏منطقه عملیاتی بیت المقدس با ۵۴۰۰ کیلومتر مربع وسعت، ازشمال به کرخه نور و هویزه، از جنوب به شط العرب و خرمشهر، از شرق به رود کارون و از غرب به هورالعظیم و دژ مرزی عراق، محدودمی شود. نقاط حساس و استراتژیک منطقه عبارت است از: بندر خرمشهر، اروند رود،جفیر، کرخه نور، جاده اهواز خرمشهر، رودخانه کارون.

مهمترین نقطه این منطقه عملیاتی، خرمشهر است که یکی ازشهرهای زیبای جنوب بوده و جزء بزرگ ترین بنادر خاورمیانه و خلیج فارس به حساب می‌آید. رزمندگان اسلام برای آزادسازی این شهر مهم، عملیات بیت المقدس را که بزرگترین عملیات درون مرزی است در سه مرحله انجام دادند. این عملیات، اوج ذلت دشمن و روحیه تجاوزگرانه او را به نمایش گذاشت و درعین حال، سر فصل جدیدی از شیوه‌های خاص جنگ مردمی و تاکتیک‌های منحصر به فرد آن را در دفاع مقدس گشود.
در اهمیت فتح خرمشهرهمین بس که، نیروهای متجاوزعراق پیش از نبرد سرنوشت ساز رزمندگان ما برای آزادی خرمشهر در اطلاعیه‌ای به نیروهای خود دستور داده بودند، که دفاع از خرمشهر را به منزله دفاع از بصره، بغداد و تمام شهرهای عراق بدانند.

‏همچنین تجهیزات و امکانات دفاعی دشمن در این منطقه نشان می‌داد که عراق خرمشهر را به عنوان نماد پیروزی خود در جنگ به حساب آورده و قصد داشته است به هر قیمت، این شهر را در تصرف نیروهای خود نگهدارد.
نبرد بزرگ، سرنوشت ساز و غرورآفرین بیت المقدس که برای رهاسازی خرمشهر از سلطه نیروهای مهاجم عراقی انجام شد، از ۱۰ اردیبهشت تا ۳ خرداد ماه ۱۳۶۱ به طول انجامید. این نبرد حماسی علاوه بر پایان بخشیدن به ۱۹ماه اشغال بخشی از حساس ترین مناطق خوزستان و آزادسازی خرمشهر، ضربه‌ای سهمگین و کمرشکن به توان رزمی و جنگ طلبی‌های دشمن مهاجم وارد ساخت.
عملیات پیروزمندانه بیت المقدس که منجر به آزادسازی خرمشهر پس از ۵۷۵ روز شد، ضربه اساسی و تعیین کننده‌ای بر پیکر دشمن وارد ساخت و تمامی معادلات، باورها و تصوراتی را که در مورد توانایی و قابلیت‌های نظامی جمهوری اسلامی ایران وجود داشت، تغییر داد.

بسیاری از کارشناسان نظامی و تحلیلگران رسانه‌های خارجی، در برابر سرعت عمل و ویژگی‌های عملیاتی نیروهای ایرانی به هنگام فتح خرمشهر، غافلگیر، مبهوت و شگفت زده شدند.
رادیو دولتی صدای آمریکا پس از پنج روز سکوت و امتناع از انعکاس خبر آزادی خرمشهر توسط نیروهای ایرانی، سرانجام در گزارش ویژه ۸ خرداد خود گفت: به رغم مشکلات تدارکاتی، ناآرامی‌های ناشی از انقلاب و کاهش تدریجی قدرت عملیات نیروی هوایی ایران، ماشین نظامی ایران به گونه‌ای اعجاب آور عمل کرد.

روزنامه گاردین چاپ انگلستان درباره فتح خرمشهر نوشت: سقوط خرمشهر یعنی سقوط آخرین و مهمترین افتخار جنگی عراق که ایرانی‌ها با بازپس گرفتن آن، این برگ برنده را که به وسیله آن عراق می‌کوشید ایران را به پای میز مذاکره بکشاند، از دست بغداد ربودند.  در جریان آزادی خرمشهر، ارتش عراق با به جای گذاردن بیش از ۱۶ هزار کشته و زخمی و ۱۹ هزار اسیر، مجبور به عقب نشینی شد.

صدام در مراسم اعطای نشان به حمید شعبان فرمانده نیروی هوایی عراق، در این باره گفت:سال ۱۹۸۲ میلادی(۱۳۶۱)، برای ما سال خیلی دشواری بود. در آن سال، از محمره (خرمشهر) عقب نشینی کردیم که از بوق و کرناهای ایران، آهنگ اشغال بصره و اشغال سرزمین‌های عراق شنیده می‌شد. به زعم همه اینها، تصمیم گرفتیم فقط از بغداد دفاع کنیم، چون با خود گفتیم باید به فکر آن لحظه بود که سربازان ایرانی به پیش می‌تازند و به سوی بغداد می‌آیند. از این رو گارد ریاست جمهوری را فقط برای دفاع از بغداد بسیج و آماده کردیم.  بنا داشتیم گارد ریاست جمهوری را در اطراف شهر بغداد مستقر کنیم تا بتواند در خارج از پایتخت همراه با دیگر پرسنل ارتش، با دشمن پیکار کند.

به هرحال، آزادی خرمشهر سبب شد دشمن خیال خام پیروزی بر ایران و فتح تهران را به فراموشی بسپارد و رژیم بعثی عراق و حامیان خارجی قدرتمند آن در برابر اراده و ایمان ملت عظیم ایران سر فرود آوردند.





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

فوائد پیشوای غایب

نویسنده :
تاریخ:شنبه 1 خرداد 1395-06:44 ب.ظ

فوائد پیشوای غایب

یكی از شبهه‌هایی كه در مورد امام زمان علیه السلام، مطرح می‌شود این است كه: امام غایب رهبر و پیشوا است و وجود رهبر در صورتی می‌تواند مفید باشد كه حضور عادی در میان پیروان خود داشته باشد. امامی كه دیده نمی‌شود، چگونه می‌تواند نقش رهبری را در جامعه ایفا كند؟به تعبیر دیگر زندگی امام در دوران غیبت به منزله چشمه آب زلالی است كه در ظلمات بوده و كسی را توان دسترسی به آن نیست.


به تعبیر دیگر زندگی امام در دوران غیبت به منزله چشمه آب زلالی است كه در ظلمات بوده و كسی را توان دسترسی به آن نیست.
وجود مخفیانه آن چشمه چه سودی برای عموم مردم دارد و مردم چگونه از وجود پنهان او بهره مند می‌شوند؟ این سؤال تنها امروز برای ما مطرح نیست بلكه از روایات استفاده می‌شود كه حتی پیش از تولد حضرت مهدی علیه السلام در عصر امامان نیز مطرح بوده و ائمه اطهار با آغوش باز به آن پاسخ می‌داده اند.
نمونه‌های روائی

1. جابر بن عبدالله انصاری از پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله پرسید: آیا شیعه در زمان غیبت از فیوضات قائم آل محمد صلی الله علیه و آله برخوردار می‌شوند؟ پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: «آری، قسم به پروردگاری كه مرا به پیامبری برگزید، از وی نفع می‌برند و از نور ولایتش كسب نور می‌كنند، همچنان كه از خورشید استفاده می‌كنند هنگامی كه در پشت ابرها قرار گیرد..» (1)
2. از امام سجاد علیه السلام پرسیدند: شیعیان در زمان غیبت از وجود حضرت ولی عصر علیه السلام چگونه استفاده می‌كنند؟ فرمود: «آنچنان كه از خورشید استفاده می‌شود، هنگامی كه در پشت ابرها پنهان گردد..»
3. امام باقر علیه السلام فرمود: «از روزی كه خداوند متعال حضرت آدم را آفریده تا روز قیامت زمین خالی از حجت نبوده و نخواهد بود، یا حجت ظاهر و روشن و یا غایب و پنهان..» راوی پرسید از امام غایب چگونه استفاده می‌شود؟ فرمود: «آن چنان كه از خورشید هنگامی كه پشت ابر است استفاده می‌شود..» (2)
4. در توقیع مباركی كه از ناحیه مقدسه امام زمان علیه السلام توسط دومین نائب خاص، محمد بن عثمان به اسحاق بن یعقوب صادر شده است چنین نوشته شده: «اما چگونگی استفاده مردم از من مثل استفاده آن‌ها از خورشید هنگامی كه در پشت ابر پنهان شود می‌باشد..» (3)
نكته اساسی این جاست كه چرا امام زمان علیه السلام در زمان غیبت به خورشید پنهان در پشت ابر تشبیه شده است؟


وجوه شباهت امام زمان علیه السلام به خورشید پشت ابر
1. خورشید در منظومه شمسی مركزیت دارد و كرات و سیارات به دور او در حركتند، چنان كه وجود گرامی حضرت حجت علیه السلام در نظام هستی مركزیت دارد. «ببقائه بقیت الدنیا و بیمنه رزق الوراء و بوجوده ثبتت الارض و السماء؛(4)
به بقای او دنیا باقی است و به یمن وجود او بقیه موجودات روزی داده می‌شوند و به واسطه وجود او زمین و آسمان پایدارند..»
2. خورشید در این مجموعه منافع فراوانی دارد مانند: جاذبه كه مایه ثبات و بقای نظام است، گرما و حرارت كه پشت انبوه ابر غلیظ نیز به زمین می‌رسد و نیز باد و باران، روئیدن گیاهان و امثال آن از بركت تابش خورشید است كه ابرگرفتگی در آن اثر مهمی ندارد. بله، نورافشانی از پشت ابر كمتر خواهد بود. بدین ترتیب ابرگرفتگی فقط یكی از منافع آفتاب را تقلیل می‌دهد، نه این كه از بین ببرد. امام زمان علیه السلام نیز غیر از حضور عادی‌اش در میان مردم منافع فراوانی برای مردم دارد كه در پرتو وجود حضرتش از وجود او استفاده می‌برند.
3. ابر هرگز آفتاب را نمی‌پوشاند بلكه ما را می‌پوشاند، در نتیجه ما را از دیدن آن محروم می‌كند، نه آن كه در منفعت رسانی آن خلل ایجاد كند. چگونه می‌توان گفت كسی كه عالم وجود در قبضه قدرت اوست و می‌تواند هر لحظه‌ای در هر جا حضور داشته باشد، غایب است؟
كی رفته‌ای ز دل كه تمنا كنم تو را // كی بوده‌ای نهفته كه پیدا كنم تو را
غیبت نكرده‌ای كه شوم طالب حضور // پنهان نگشته‌ای كه هویدا كنم تو را
با صد هزار جلوه برون آمدی كه من // با صد هزار دیده تماشا كنم تو را (5)
4. پوشاندن ابر اختصاص به كسانی دارد كه در زمین هستند نه كسی كه بر فراز ابر حركت می‌كند. غیبت آن حضرت نیز برای كسانی است كه به دنیا و طبیعت چسبیده اند، اما كسانی كه بر ابر شهوات و غبار هواهای نفسانی پا می‌گذارند و در آسمان معنویت پرواز می‌كنند هر لحظه كه بخواهند در حضور هستند.
جمال یار ندارد نقاب و پرده ولی // غبار ره بنشان تا نظر توانی كرد (6)
5. آفتاب لحظه‌ای از نورافشانی غفلت نمی‌كند. هر كس به اندازه ارتباطی كه با خورشید دارد از نور آن بهره می‌برد و اگر بتواند همه موانع را كنار بزند و در برابر آفتاب بنشیند، بهره كاملی می‌برد. چنان كه حضرت ولی عصر مجرای فیض الهی است و در این جهت فرقی بین بندگان خدا نمی‌گذارد لیكن هر كس به اندازه ارتباط خود استفاده می‌برد. (7)


فایده تكوینی و تشریعی
فواید وجود امام زمان علیه السلام را می‌توان به دو قسم تكوینی و تشریعی تقسیم نمود. در فایده تكوینی شناخت و عدم شناخت دخالت ندارد، بلكه مسلمان و كافر، همه به طور مساوی از آن بهره مند هستند. ولی در فایده تشریعی، شناخت و معرفت، در استفاده از وجود حجت الهی دخالت مستقیم دارد، هر چه انسان نسبت به وجود امام عصر علیه السلام شناخت كامل تری داشته باشد و به ایشان عشق و علاقه بیشتری نشان دهد، بهره مندی او از وجود ایشان بیشتر است.


فواید تكوینی امام زمان علیه السلام
1 - واسطه فیض:
خداوند متعال، نظام دنیا را به گونه‌ای قرار داده است كه بدون وجود امام علیه السلام امكان زندگی روی زمین وجود ندارد، چرا كه زمین به بركت امام علیه السلام قرار و آرام پیدا كرده است.
شواهد نقلی این مطلب بسیار است. به عنوان نمونه امام باقر علیه السلام فرمود: «جعلهم الله اركان الارض ان تمید باهلها؛ (8)
خداوند ایشان را اركان زمین قرار داده تا اهلش را به اضطراب و تزلزل در نیاورد..»
امام صادق علیه السلام فرمود: «جعلهم الله اركان الارض ان تمید بهم؛(9)
خداوند ایشان را اركان زمین قرار داده است، تا این كه آن‌ها را به تزلزل و اضطراب نیندازد..»
پس اگر امام نباشد، زمین قرار و آرامش نخواهد داشت. خداوند به وسیله اهل بیت علیه السلام زمین را مستقر ساخته، تا در آن آرامش برقرار شود.
امام صادق علیه السلام وضعیت دنیا را بدون امام و حجت خدا چنین ترسیم می‌كند:
«لو بقیت الارض بغیر امام لساخت؛ اگر زمین بدون امام بماند فرو می‌ریزد..» (10)
البته باید بدانیم كه نه تنها زمین، بلكه آسمان هم به بركت امام علیه السلام نگه داشته شده است. پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله در روایتی كه یكایك امامان را به جابر معرفی فرمودند، تصریح كرده اند كه:
«بهم یمسك الله السماء ان تقع علی الارض الا باذنه و بهم یحفظ الله الارض ان تمید باهلها؛ خداوند به وسیله ایشان، آسمان را از این كه بدون اجازه او بر زمین افتد، نگه می‌دارد و به وسیله ایشان زمین را حفظ می‌كند كه اهل خود را به تزلزل در نیاورد..» (11)
افتادن آسمان به زمین نشانه به هم خوردن نظام آفرینش است.
نه تنها نظام آسمان و زمین به بركت امام باقی است، بلكه بقیه اموری كه برای حیات انسان ضرورت دارد نیز متوقف بر وجود امام علیه السلام است.
امام صادق علیه السلام فرمود: «بنا اثمرت الاشجار و انیعت الثمار و جرت الانهار بنا ینزل غیث السماء و ینبت عشب الارض؛ (12)
به سبب ما درختان میوه می‌دهند و میوه‌ها به ثمر می‌رسند و رودها جاری می‌شوند، و به سبب ما باران از آسمان می‌بارد و گیاهان و سبزیجات زمین می‌رویند..»
بنابراین بهره بردن از هر یك از نعمت‌های الهی، موكول به نعمت وجود امام علیه السلام است و به واسطه وجود مقدس ایشان، همه موجودات زنده (اعم از گیاهان و حیوانات و انسان ها) می‌توانند زنده و باقی بمانند. این نوع انتفاع از امام علیه السلام متفرع بر شناخت آن حضرت نیست. افراد، چه امام را بشناسد و چه نشناسند، چه تسلیم ایشان بشوند و یا هیچ اعتقادی به ایشان نداشته باشند، به بركت وجود او بر روی زمین سكونت داشته و از نعمت‌های مختلف آن بهره مند می‌گردند. (13)

2 - نفوذ روحانی
یك رهبر بزرگ آسمانی خواه پیامبر صلی الله علیه و آله باشد یا امام، علاوه بر تربیت تشریعی كه از طریق گفتار و رفتار و تعلیم و تربیت عادی صورت می‌گیرد، یك نوع تربیت روحانی و از راه نفوذ معنوی در دل‌ها و فكرها دارد كه می‌توان آن را تربیت تكوینی نام گذاشت. در اینجا الفاظ و كلمات و گفتار و كردار كار نمی‌كند بلكه تنها جاذبه و كششی درونی مؤثر است.
در حالات بسیاری از پیشوایان بزرگ الهی می‌خوانیم كه گاه بعضی از افراد منحرف و آلوده با یك ارتباط مختصر با آن‌ها به كلی تغییر كرده و مسیر خود را عوض می‌كردند.
این دگرگونی سریع و همه جانبه، آن هم با یك نگاه و تماس مختصر، نمی‌تواند نتیجه تعلیم و تربیت عادی باشد، بلكه معلول یك اثر روانی نامرئی و یك جذبه ناخودآگاه و قهری است كه گاهی از آن به نفوذ شخصیت نیز تعبیر می‌شود.

داستان برخورد اسعد بن زراره بت پرست با پیامبر صلی الله علیه و آله در كنار خانه كعبه و تغییر سریع طرز تفكر او و یا داستان سرگذشت زن خواننده‌ای كه هارون او را به گمان خام خود برای منحرف ساختن ذهن امام كاظم علیه السلام به زندان اعزام داشته بود، و منقلب شدن روحیه او در یك مدت كوتاه، تا آنجا كه قیافه و طرز سخن و منطق او هارون را به حیرت و وحشت افكند و داستان‌های دیگری از این قبیل نمونه‌هایی از همین تاثیر ناخودآگاه است كه می‌توان آن را شعبه‌ای از «ولایت تكوینی.» پیامبر صلی الله علیه و آله یا امام علیه السلام دانست.
وجود امام غایب در پشت ابرهای غیبت نیز این اثر را دارد كه از راه اشعه نیرومند و پردامنه ولایت، دل‌های آماده را تحت تاثیر جذبه معنوی و روحانی خود قرار داده و به تربیت و تكامل آن‌ها بپردازد.
ما قطب‌های مغناطیسی زمین را با چشم خود نمی‌بینیم ولی اثر آن‌ها را بر روی عقربه‌های قطب نما مشاهده می‌كنیم كه در دریا راهنمای كشتی و در صحراها و آسمان راهنمای هواپیما و وسائل دیگر است تا در سراسر كره زمین از بركت این امواج مغناطیسی، میلیون‌ها مسافر راه خود را به سوی مقصد پیدا كرده و از سردرگمی رهائی یابند.
آیا تعجب دارد اگر وجود امام علیه السلام در زمان غیبت با امواج جاذبه معنوی خود، افكار و جان‌های زیادی را كه در دور یا نزدیك قرار دارند هدایت كند، و از تحیر رهائی بخشد؟
نباید فراموش كرد كه همان گونه كه امواج مغناطیسی زمین روی هر آهن پاره بی ارزشی اثر نمی‌گذارد، بلكه روی عقربه‌های ظریف و حساس قطب نما كه آب مغناطیسی خورده اند و یك نوع سنخیت و شباهتی با قطب فرستنده امواج مغناطیسی پیدا كرده اند اثر می‌گذارد، همینطور جذبه روحانی قطب عالم امكان بر دل‌های پاكی كه با طهارت ظاهری و باطنی، آمادگی پیدا كرده اند، اثر گذاشته و آن‌ها را به رشد و تعالی می‌رساند. (14)


فایده‌های تشریعی امام غایب
این جهت از نعمت بودن امام بستگی به معرفت و شناخت نسبت به ایشان دارد. هر كس بخواهد از این نعمت استفاده كند، باید در مرحله اول امام را بشناسد و سپس تسلیم شده و در امور روزانه خود رضایت و توجه آن حضرت را مد نظر خود داشته باشد. به عبارتی جنبه تشریعی نعمت بودن امام، بدون عمل اختیاری افراد، تحقق نمی‌یابد. نمونه‌هایی از فوائد تشریعی امام غایب را بررسی می‌كنیم:

1 - امیدبخشی:
ایمان به مهدی غایب و انتظار ظهور امام زمان علیه السلام، مایه امیدواری و آرامش دل‌های مسلمین است و این امیدواری یكی از بزرگترین اسباب موفقیت و پیشرفت در راه رسیدن به هدف می‌باشد. هر گروهی كه روح یاس و ناامیدی خانه دلشان راتاریك نموده باشد و چراغ امید و آرزو در آن نتابد، هرگز روی سعادت را نخواهند دید.
اوضاع آشفته و اسف بار جهان و سیل بنیان كن مادیت و كسادی بازار علوم و معارف و محرومیت روزافزون طبقه ضعیف و توسعه فنون استعمار و جنگ‌های سرد و گرم و مسابقه تسلیحاتی جهانی، خیرخواهان بشر را مضطرب كرده است، به طوری كه ممكن است گاهی در اصل قابلیت اصلاح بشر تردید نمایند. تنها روزنه امیدی كه برای بشر مفتوح است و یگانه برق امیدی كه در این جهان تاریك جستن می‌كند، همان انتظار فرج و فرا رسیدن عصر درخشان حكومت توحید و نفوذ قوانین الهی است.
انتظار فرج قلب‌های مایوس و لرزان را آرامش بخشیده و مرهم دل‌های زخمدار طبقه محروم می‌گردد.
نویدهای مسرت بخش حكومت توحید عقاید مؤمنین را نگهداری نموده، در دین پایدارشان می‌كند.
ایمان به غلبه حق، خیرخواهان بشر را به فعالیت و كوشش وادار می‌نماید.
استمداد از آن نیروی غیبی، انسانیت را از سقوط در وادی هولناك یاس و ناامیدی نجات می‌دهد.
ایمان به مهدی موعود، آینده روشن و فرح بخشی را برای مسلمانان بالاخص شیعیان مجسم نموده، روح یاس و شكست را از آنان سلب نموده، به كار و كوشش در راه رسیدن به هدف ترغیبشان می‌كند.

2 - پاسداری از آئین خدا:
با گذشت زمان و پیدایش سلیقه‌های مختلف و آمیختن آن‌ها با مسائل مذهبی و گرایش‌های متفاوت به سوی برنامه‌های ظاهر فریب مكتب‌های انحرافی، و دراز شدن دست مفسده جویان به سوی مفاهیم آسمانی، اصالت پاره‌ای از این قوانین از دست رفته و دستخوش تغییرات زیان باری می‌گردد.
این آب زلال كه در قالب دین الهی از آسمان نازل شده، با عبور از مغزهای این و آن، تدریجا بعضی از قوانین آن از مسیر واقعی خارج گردیده و صفای نخستین خود را از دست داده است و این نور پر فروغ و هدایت گر با عبور از شیشه‌های ظلمانی افكار تاریك و ضیق بشر، بی رنگ و كم فروغ شده است. در این فرض آیا ضروری نیست كه در میان جمع مسلمانان كسی باشد كه مفاهیم دائمی تعالیم اسلامی را در شكل اصلیش حفظ و برای آیندگان نگهداری كند؟
مگر مجددا وحی آسمانی بر كسی نازل می‌شود؟ مسلما خیر، موضوع وحی با مساله خاتمیت برای همیشه بسته شد. پس چگونه باید آئین اصیل اسلامی حفظ گردد، جلوی تحریفات و تغییرها و خرافات گرفته و برای نسل‌های آینده محفوظ بماند؟ آیا جز این است كه باید این كار توسط یك پیشوای معصوم ادامه یابد؟ خواه آشكار و مشهور باشد یا پنهان و ناشناس.
معمولا در هر موسسه مهمی «صندوق آسیب ناپذیری.» وجود دارد كه اسناد مهم آن موسسه را در آن نگهداری می‌كنند، تا از دستبرد دزدان محفوظ بماند، یا هرگاه آتش سوزی در آن جا روی دهد از خطر حریق مصون باشد كه اعتبار و حیثیت آن موسسه ارتباط نزدیكی با حفظ آن اسناد و مدارك دارد. (15)
قلب امام و روح بلندش صندوق آسیب ناپذیری برای حفظ اسناد آئین الهی است كه همه اصالت‌ها و واقعیت‌های نخستین و ویژگی‌های آسمانی این تعلیمات را در خود نگهداری می‌كند تا حجت‌های الهی باطل نگردد.

3 - تصرف امام در كارها:
تصرف امام زمان علیه السلام در كارها به واسطه وكلاء خاص یا عام است. بدیهی است كه رئیس و سرپرست قومی لازم نیست كه شخصا در امور مداخله كند، بلكه سیره رهبران همیشه بر این منوال بوده كه با واسطه در امور دخالت می‌كردند. رسول اكرم صلی الله علیه و آله و امیرالمؤمنین علیه السلام از طرف خود در شهرهائی كه حاضر نبودند، نمایندگانی را منصوب می‌كردند، همچنین ائمه دیگر در زمان خودشان در شهرهای مختلف وكلائی داشتند.
امام غایب؛ مهدی موعود نیز به این طریق كارهای مردم را سرپرستی می‌كند و لذا در زمان غیبت صغری وكلاء خاصی را برای رسیدگی به امور مردم معین فرمود و مقام نیابت خاصه را به آن‌ها عنایت كرد و در زمان غیبت كبری به طور عام فقهاء و علماء عادل را كه دانا به احكام الهی هستند برای قضاء و فصل خصومات و حفظ مصالح عامه مسلمین نصب و تعیین فرموده كه مراجع امور مسلمانان باشند. (16)
چنانكه در برخی احادیث از امام عصر علیه السلام رسیده است كه آن حضرت در توقیع مبارك چنین فرمودند:
«و اما الحوادث الواقعة فارجعوا فیها الی رواة حدیثنا فانهم حجتی علیكم و انا حجة الله؛ (17)
در رویدادهای تازه به راویان حدیث ما (علماء و مجتهدین) رجوع كنید، زیرا آنان حجت من بر شما می‌باشند و من حجت خدا هستم..»
و نیز در توقیع دیگر فرموده است: «فاما من كان من الفقهاء صائنا لنفسه حافظا لدینه، مخالفا علی هواه مطیعا لامر مولاه فللعوام ان یقلدوه؛(18)
مردم از فقیهانی كه بر نفس خود مسلط اند و حافظ دین و مخالف هوای نفس و مطیع امر مولای خود می‌باشند، تقلید كنند..»



پی نوشت :

1) بحار الانوار، چاپ قدیم، ج 13، ص 129؛ كمال الدین، ج 1، ص 253.
2) بحار الانوار، ج 52، ص 92؛ كمال الدین، ج 1، ص 207.
3) احادیث الامام المهدی (عج) ، ج 4، ص 294؛ كمال الدین، ج 2، ص 322؛ غیبت، شیخ طوسی، ص 117.
4) مفاتیح الجنان، دعای عدیله.
5) دیوان حافظ، ص 195، غزل 144.
6) فروغ بسطامی.
7) عصاره خلقت، آیت الله جوادی آملی، مركز نشر اسراء، چاپ دوم، ص 85.
8) اصول كافی، كتاب الحجة، باب ان الائمه هم اركان الارض، ج 1.
9) اصول كافی، كتاب الحجة، باب ان الائمه هم اركان الارض، ج 1.
10) اصول كافی، كتاب الحجة باب ان الارض لا تخلو من الحجة، ج 10.
11) بحار الانوار، ج 27، ص 120.
12) اصول كافی، كتاب الحجة، باب النوادر، ج 5.
13) آفتاب در عزیمت، سید محمد بنی هاشمی،انشارات میقات، ص 115.
14) حكومت جهانی مهدی علیه السلام، آیت الله مكارم شیرازی، انتشارات مدرسه الامام علی بن ابیطالب، ص 261.
15) همان، ص 257.
16) آخرین تحول با حكومت ولی عصر علیه السلام، نشر كوكب، چاپ چهارم، ص 79.
17) وسائل الشیعه، ج 18، ص 101؛ احتجاج طبرسی، ج 2، ص 283.
18) وسائل الشیعه، ج 18، ص 95، حدیث 20، باب 10.

منبع : ماهنامه اطلاع رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان شماره 22 .




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

با فضیلت ترین عمل صالح در زمان غیبت امام عصر(عج)

نویسنده :
تاریخ:شنبه 1 خرداد 1395-09:44 ق.ظ

همه انسان ها به گستره کره زمین، زیر چتر ولایی امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و در سایه سار حکومت اسلامی می توانند به کمال برسند. جامعه ای که به لطف حضور امام، دین اسلام در آن احیا شده باشد. زندگی در جامعه ای سالم و آباد و با نشاط معنوی، که تضمین کننده رشد فضیلت های اخلاقی و کرامت های انسانی است. پس می توان نتیجه گرفت که حرکت در مسیر فراهم کردن شرایط و مقدمات ظهور حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف بارزترین مصداق عمل صالح، به دست آوردن رضایت خداوند متعال، مهمترین عمل در زمان غیبت امام معصوم و با فضیلت ترین و پر اجرترین عمل ها نزد خداوند متعال است.

بخش مهدویت تبیان
زمان غیبت امام عصر

بهترین عمل عملی است که برای رضای خداوند متعال باشد. به نظر شما چه عملی رضایت خداوند را جلب می کند؟ رضایت خداوند در عملی است که در جهت تحقق اهداف الهی باشد. تحقق اهداف الهی در چیست؟ هدف از آفرینش به کمال رسیدن و تعالی انسانهاست. چه زمانی انسان ها می توانند به کمال برسند؟ زمانی همه انسان ها به کمال می رسند، که شرایط رشد و تعالی در جامعه وجود داشته باشد. چه زمانی جامعه ای سالم در جهت تعالی انسانها خواهیم داشت؟ جامعه سالم زمانی محقق می شود که آموزه های دینی توسط امام یا نائب امام نهادینه شده باشد. آموزه های دینی چگونه توسط امام یا نائب امام در جامعه نهادینه می شود؟ امام یا نائب او زمانی می تواند قوانین اسلامی را در جامعه نهادینه نماید که حکومت اسلامی تشکیل شده باشد.

حکومت مهدوی بستر فیض الهی

خداوند متعال وعده تشکیل حکومت فراگیر اسلامی در عرصه کره خاکی را منوط به ظهور حضرت مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف دانسته است. انسان ها در سایه عدالت، مساوات، امنیت و سلامت اجتماعی که به واسطه اجرای دستورات دینی در حکومت اسلامی ایجاد شده است، می توانند به تعالی برسند. همچنین در دور حکومت مهدوی، هم موانع موجود بر سر اتصال فیض میان خداوند سبحانه و تعالی و مردم از طریق امام، برطرف خواهد شد.
شاید گفته شود که در مواردی ظلم به فرد یا پایمال کردن حق افراد موجب شده تا آنها به پروردگار خویش رجوع کرده و به همین سبب به کمال برسند. در یک جمله اینگونه پاسخ می دهیم که ممکن است در مواردی این اتفاق رخ دهد ولی ظلم و تعدی به گستره یک جامعه، مردم را به سوی هرج و مرج، دریده شدن پرده حیا و ابتذال سوق می دهد.
پس می توان نتیجه گرفت که حرکت در مسیر فراهم کردن شرایط و مقدمات ظهور حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف بارزترین مصداق عمل صالح، به دست آوردن رضایت خداوند متعال، مهمترین عمل در زمان غیبت امام معصوم و با فضیلت ترین و پر اجرترین عمل ها نزد خداوند متعال است.
در این نوشتار کوتاه امکان اثبات این نظریه به روش برهان سبر و تقسیم از طریق کشف علت نیست. ولی طرح مسئله هر چند کلی و موجز در آستانه میلاد حضرت ولی عصر (عج) خالی از لطف نیست.

عمل صالح

با کنکاش اصطلاح قرآنی عمل صالح در آیات متعدد و روایات ماثوره، در میابیم که خداوند متعال عملی را صالح می داند که صرفا تضمین کننده سعادت فردی نبوده و در جهت تکامل معنوی همه آحاد جامعه باشد. کلمه صالح نیز که به معنی نیکوکاری و عمل حسنه انجام دادن است نیز موید همین معناست. چنانکه در اغلب لغتنامه ها صالح ضد فاسد قرار داده شده است. همانگونه که آثار تباهی و ضلالت انسان فاسد، اجتماعی است، آثار نیک و شایستگی معنوی افراد نیز در جامعه تاثیرگذار خواهد بود.

تاکید اسلام بر اعمال جمعی و اجتماعی

از سوی دیگر با رجوع به آموزه های دینی، شاهد اهتمام جدی و تاکید شارع مقدس بر انجام اعمال جمعی یا اجتماعی هستیم. نماز جماعت، فریضه سیاسی نماز جمعه، اجتماع عظیم مسلمانان در مناسک حج، حضور در جبهه مبارزه از جمله اعمال جمعی است و اعمال اجتماعی نیز مانند، اهتمام به امور دیگران، امر یا نهی کردن، دستگیری از نیازمندان، رعایت حقوق مردم و ... می باشد که از اهمیت بالایی در دین اسلام برخوردار است.
همچنین می بینیم که شارع مقدس جهت ترغیب و تشویق مومنین به انجام اعمال جمعی و اجتماعی، اجر و ثواب بسیار زیادی قرار داده که قابل قیاس با اجر اعمال فردی نیست. به عنوان مثال، آیا اجر بجا آوردن نماز به صورت فرادا قابل مقایسه با نماز جماعت است؟! رسول اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: هرگاه دو نفر نماز جماعت را برگزار كنند، خداوند عالمیان براى هر كدام در مقابل هر ركعت، و ثواب 150 نماز عطا مى فرماید. اگر جماعت با سه نفر بر پا گردد، براى هر یك از آنان در برابر هر ركعت، ثواب 600 نماز نوشته خواهد شد. هرگاه چهار نفر، نماز را با جماعت بخوانند، خداوند براى هر یك از ایشان در برابر هر ركعت، ثواب 1200 نماز مى نویسند. اگر نماز را پنج نفر بر پا كنند خداوند براى هر یك كدام از ایشان در مقابل هر ركعت 4800 نماز در نامه عمل هر كدام مى نویسد. هرگاه با هفت نفر جماعت بر پا شود براى هر یك از آنان در عوض هر ركعت، ثواب 9600 نماز منظور مى دارند. اگر جماعت هشت نفر باشد، هر ركعت آنان ، ثواب 19200 نماز دارد. چنانچه نماز با نه نفر برگزار گردد ثواب هر ركعت آن 38400 نماز پاداش دارد. اگر عدد جماعت به ده نفر برسد ثواب هر ركعت از نماز آنان 76800 نماز دارد. عدد جماعت كه از ده نفر تجاوز كند، اگر تمام آسمان ها و زمین ها كاغذ، تمام دریاها مركب، تمام درختان قلم، تمام جن و انس و ملائكه نویسنده شوند، قادر نخواهند بود ثواب یك ركعت از نمازشان را بنویسند.

بارزترین عمل صالح

همه و همه حاکی از بی تفاوت نبودن و کمک به اصلاح یکدیگر برای دستیابی به زندگی در جامعه ای سالم، پاک، سرشار از نشاط معنوی و آزاد از قیود گناه، پلیدی و آزاد از یوغ استبدادی و استکباری ایادی کفر است. در یک جمله تشکیل جامعه الهی، جامعه ای پویا و پیشرفته که بر اساس قوانین نظام اسلامی در صدد از بین بردن فسق، فجور، ظلم و هرگونه پلیدی و نهادینه شدن عدالت، مساوات، سلامت روحی و جسمی، آبادانی و همه فضیلت هاست. به راستی در چنین جامعه ای است که انسان رشد پیدا کرده و نهایتا به دست ولایی امام به کمال می رسد.
بارها شنیده ایم که یکی از شرایط ظهور حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف وجود یاران است. آری! جمع شدن و همدلی یاران حضرت است که قیام جهانی حضرت مهدی علیه السلام را پیروز می گرداند. 313 نفر یار درجه اول، ده هزار نفر یاران درجه دوم و فوج عظیمی از یاران که به مرور به سپاه حضرت اضافه می گردند، پرچم حکومت جهانی را تا روز قیامت به احتزاز در خواهند آورد و این از بارزترین عمل های صالح در پیشگاه خداوند متعال است.

عهد و پیمان با حضرت

بیاییم... در آستانه میلاد منجی عالم بشریت با پروردگار یکتا و بقیه الله، خلیفه الله، ولی الله الاعظم پیمان ببندیم، برای نزدیک شدن فرج حضرت و مقدمه چینی تشکیل حکومت جهانی، دست در دست همه مومنین، در مسیر نیل به نهادینه شدن اسلام ناب محمدی در جامعه قدم برداریم و تا تحقق ظهورش از پای ننشینیم. زیرا عون و کمک یکدیگر بودن در زمان غیبت، مصداق اتم عمل صالح است که خشنودی و رضایت خداوند متعال را به همراه دارد و به یقین نصرت الهی را در پی خواهد داشت.

خلاصه سخن:

در خاتمه بحث می توان با اهمیت ترین عمل در زمان غیبت را این گونه معرفی کرد: همه انسان ها به گستره کره زمین، زیر چتر ولایی امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و در سایه سار حکومت اسلامی می توانند به کمال برسند. جامعه ای که به لطف حضور امام، دین اسلام در آن احیا شده باشد. زندگی در جامعه ای سالم و آباد و با نشاط معنوی، که تضمین کننده رشد فضیلت های اخلاقی و کرامت های انسانی است. پس می توان نتیجه گرفت که حرکت در مسیر فراهم کردن شرایط و مقدمات ظهور حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف بارزترین مصداق عمل صالح، به دست آوردن رضایت خداوند متعال، مهمترین عمل در زمان غیبت امام معصوم و با فضیلت ترین و پر اجرترین عمل ها نزد خداوند متعال است.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

فضایل حضرت علی اکبر(ع)

نویسنده :
تاریخ:سه شنبه 28 اردیبهشت 1395-03:39 ب.ظ


بعضی افرادبرروی بیوگرافی شخصیتهابسیارمانور می دهند. مابه این مسائل چندان اهمیت نمی دهیم. مثلا در مورد امام سجاد(ع) می گویند زن ایشان ایرانی بوده؛ اما اولا اختلاف روایت است. شهید مطهری این مسئله راتایید نمی کنند ودکترجعفرشهیدی درکتاب زندگانی امام سجاد(ع) دلایلی بررداین مسئله راآورده است.

درموردزندگانی حضرت علی اکبر(ع) نیزاختلاف است مثلا سن ایشان را برخی زیر20سال وبرخی 25 یا 27 یا 29 سال نوشته اندوبرخی گفته اند نام مادر ایشان آمنه است وبرخی گفته اند شهربانو و برخی گفته اند لیلا

است.

مهم فضایل اخلاقی و روحی ایشان است

شمایل حضرت علی اکبر:

ایشان چهره ای نورانی وپیشانی پهن داشتند که موهای ایشان ازروی نرمه ای گوش بیشترنبوده این خصوصیات ظاهری ایشان است که خصوصیات ظاهری برای ما نسبت به خصوصیات اخلاقی ازدرجه اهمیت کمتری برخورداراست

فضایل حضرت علی اکبر(ع):

نمود حضرت علی اکبر(ع)وحضرت اباالفضل(ع) درصحنه ی کربلاست مورخین نقل کرده اندزمانی که لشکرعمر سعد چهره ی بابرکت حضرت رادیدندگفتند(فتبارک الله احسن الخالقین) این قدر حضرت علی اکبرشبیه پیامبر(ص)بودندکه لشکرعمرسعدگمان کردند پیامبر(ص)است که حضرت علی اکبر(ع)فرمود:اناعلی بن الحسین بن علی(ع)وبعدبحث ولایت وتوحید راعنوان کردوفضایل امام حسین(ع)راتوصیف فرمود فضایل حضرت علی اکبر(ع)به قدری بودکه درزیارت عاشورابه ایشان سلام داده شده السلام علی الحسین وعلی علی بن الحسین لفظ علی بن الحسین اشاره به وجود بابرکت حضرت علی اکبر(ع)دارد و قبرحضرت نیز پایین قبرامام حسین(ع) است. برای روشن فضایل حضرت به معرفی  جعفرکذاب می پردازیم جعفرکذاب فرزند امام هادی(ع) بود که به دروغ ادعای نبوت کردوخودرابه جای امام زمان(عج)معرفی کردپس می رساندکه درست است که پدرجعفر معصوم بودامام جعفر کذاب شدوادعای امامت کردپس اگربگوییم فضایل حضرت علی اکبر(ع)فقط به خاطراین بوده که فرزندامام حسین(ع)بوده درست نیست لذاحضرت علی اکبر(ع) خودشان خودسازی داشته اندوشرایط مساعدبوده ولقمه حلال خورده اند ولی مهم اختیار انسان است حضرت به اختیارخود اینگونه شده بودند وبه همین دلیل امام حسین در وصف ایشان فرمودند:

« اللهم اشهدعلی هولاءالقوم فقدبرزعلیهم غلام اشبه الناس خلقاوخلقاومنطقابرسولک » خدایا شاهد باش بر این قوم به سوی آنها آشکار می شود پسری که شبیه ترین فرد از نظر ظاهر واخلاق وگفتار به پیامبر(ص) است.

درنظربگیریم که خلقت پیامبرهیچ نقصی نداشته وحضرت علی اکبر(ع)شبیه ترین فردبه پیامبر(ص)بوده پیغمبری که قرآن درمورداخلاق ایشان فرموده:

انک لعلی خلق عظیم حضرت علی اکبر(ع) ازنظراخلاق هم شبیه ترین فردبه پیامبر(ص)بوده است ازنظرمنطق هم شبیه ترین فردبه پیامبر(ص) بوده گفتارپیامبربه فرموده ی قرآن ازروی هوای نفس نبوده امام حسین دروصف علی اکبرفرمود:علی اکبرشبیه ترین فرد از نظر گفتار به پیامبراست یعنی ماینطق علی الهوی (بدون هوای نفس)است ودرادامه فرمود:وکنااذاشفقناالی بنیک نظرناالی وجهه خدا این پسررابا این ویژگی به میدان می فرستم هرگاه دلمان برای پیامبرتنگ می شدبه جمال اونگاه می کردیم.

علی رغم اینکه برامام حسین(ع)بسیار سخت گذشت امام حتی یک کلمه نمی گوید که عدم رضایت بر خداوند را برساند طبق آیه قرآن معصوم هم احساس دارد چرا که می فرماید:

انابشر مثلکم یوحی الی پیامبرفرمودمن هم بشری مثل شما هستم پس امام حسین(ع)نیز احساس داردولی چون  می داند رضای خدادراین بوده ناراضی نیست.

حضرت علی اکبر(ع)اولین شهید بنی هاشم درصحنه ی کربلا بود. حضرت علی اکبر(ع)چنان مقام ویژه ای نزد امام حسین (ع) داشت که هیچ گاه نفرین نکرده بودبعدازشهادت حضرت علی اکبر(ع)برلشکریان یزید نفرین کرد وفرمود:

قطع الله رحمک ونفرین کرد که خداعمرسعدرامقطوع النسل کند که مقطوع النسل هم شد از حضرت علی اکبر(ع)الگو بگیریم جوان باید گفتار و رفتار و اخلاقی شبیه حضرت علی اکبر(ع)داشته باشدحضرت علی اکبر(ع)ازنظرشجاعت بی نظیربودوشهادت راسعادت می دانست و از مرگ هراسی نداشت و امام حسین(ع)فرمود:لااری الموت الا سعاده والحیاه مع الظالمین الابرما(من مرگ راجزسعادت نمی بینم وحیاه باظالمین راجزذلت نمی بینم )

روزی معاویه درجمعی نشسته بودو پرسیدچه کسی به خلافت برازنده تراست گفتند معاویه بن ابوسفیان معاویه گفت:ای دغل بازان چاپلوس خودتان می دانید که دروغ می گویید بما اولی الناس بهذا الامر علی بن الحسین بن علی جده رسول الله (شایسته ترین فردبرای خلافت علی بن الحسین بن علی (علی اکبر)که جد اورسول الله است می باشد)در ادامه سخنش معاویه گفت:

و فیه شجاعه بنی هاشم و سخاه بنی امیه و... ثقیف (شجاعت بنی هاشم و سخاوت بنی امیه و خوش رویی قبیله ثقیف را دارد).

در وصف فضایل حضرت علی اکبر(ع)همین بس که دشمنان مدحش کردند چه رسد به دوستان.

  على بن الحسین (على اكبر)

كنیه اش ابوالحسن ، مادرش لیلى دختر ابى مرة بن مسعود ثقفى ، و مادر لیلى میمونه دختر ابوسفیان بود، و مادر میمونه دختر ابى العاص بن امیه بوده است . على اكبر نخستین كسى بود كه از بنى هاشم در معركه كربلا به شهادت رسید.
محمد بن محمد بن سلیمان به سندش از مغیره براى من حدیث كرد كه روزى معاویه به اطرافیان خود گفت : چه كسى در این زمان سزاوارتر به خلافت است ؟ گفتند، تو معاویه گفت : نه سزاوارترین مردم به خلافت على بن الحسین است كه جدش رسول خدا صلى الله علیه و آله است و در او گرد آمده شجاعت بنى هاشم ، سخاوت بنى امیه ، زیبائى قبیله ثقیف .

یحیى بن حسن علوى و دیگر از طالبین گفته اند: آن على بن الحسین كه در كربلا كشته شد مادرش كنیزى بود. ام ولد و آنكه مادرش لیلى بود فرزند دیگر حضرت بود و او جد یحیى بن الحسن و سایر كسانى است كه نسبشان به حسین بن على علیه السلام مى رسد.
در مدح على بن الحسین اشعار زیر را گفته اند:

لم تر عین نظرت مثله

من محتف یمشى و من ناعل

یغلى بنى ء اللحم حتى اذا

انضج لم یغل على الاكل

كان اذا شبت له ناره

یوقدها بالشرف القابل

كمیما یراها بائس مرمل

او فرد حى لیس بالاهل

اعنى ابن لیلى ذا السدى و الندى

اعنى ابن بنت احسب الفاضل

لا یوثر الدنیا على دینه

و لا یبیع الحق بالباطل

 

1. هیچ دیده اى مانند او را در میان پابرهنگان و كسانى كه كفش به پا دارند ندیده اند.
2. گوشت نیم پخته را قبل از حضور میهمان نیك مى پزد تا پخته گردد و براى خوردن گران و گلوگیر نباشد و نیز در حضور میهمان نجوشد تا وى به انتظار بنشیند.
3. هر گاه براى راهنمایى گذر كنندگان آتشى برافرزود در مرتفعترین نقاط یا آشكارا مى افروزد و روشن مى كند ( عرب را رسم بود كه در بیابان در اطراف خیمه خویش ‍ براى راهنمایى مهمانان آتشى بر مى افروختند و مهمانان را از دور راهنمایى مى شدند.)
4. تا هر مستمند بینوایى و یا در از عشیره و درمانده اى آن را ببیند ( و خود را بدو برساند و در سایه كرم و خانه جودش ‍ به آسایش زندگى كند).
5. مقصود من از همه اینها فرزند لیلى آن صاحب جود و كرم است ، یعنى فرزند زنى پاك نهاد و گرانمایه و كه حسب او برترین حسب هاست .
6. آن كس كه دنیا را بر دین خویش مقدم ندارد و حق را به باطل نفروشد.
على بن الحسین در زمان خلافت عثمان به دنیا آمد، و او از جدش على بن ابیطالب علیه السلام و عایشه نقل كرده كه چون ذكر آنها از وضع تدوین این كتاب خارج بود، صرف نظر كردیم .

شبیه‏ ترین افراد به پیامبر (ص)

على اكبر نخستین نفر از بنى هشام بود كه به میدان جنگ رفت، او 19 سال یا 18 سال یا 25 یا 27 سال داشت، نزد پدر آمد و اجازه طلبید، امام حسین علیه السلام به او اجازه داد، سپس نگاه مایوسانه به اكبرش كرد و دو انگشت اشاره را به طرف آسمان كرد و گفت:

«اللهم كن انت الشهید علیهم، فقد برز الیهم غلام اشبه الناس خلقا و خلقا و منطقا برسولك و كنا اذا اشفقنا الى نبیك نظرنا الیه‏». (1)

على اكبر به میدان آمد و با دشمن مى‏جنگید رجز مى‏خواند:

انا على بن الحسین بن على نحن و بیت الله اولى بالنبى تالله لا یحكم فینا ابن الدعى اضرب بالسیف احامى عن ابى

ضرب غلام هاشمى علوى

ضربات خورد كننده‏اى بر دشمن وارد ساخت، و 120 نفر از سوران دشمن را كشت، تشنگى بر آنحضرت چیره شد، نزد پدر برگشت و عرض كرد:

«یا ابه! العطش قتلنى و ثقل الحدید اجهدنى‏».

امام حسین علیه السلام گریه كرد و فرمود: «محبوب دلم صبر كن بزودى رسولخدا صلى الله علیه و اله و سلم تو را سیراب خواهد كرد كه بعد از آن هرگز تشنه نخواهى شد».

امام زبان جوانش را در دهان مبارك گذاشت و مكید و انگشتر خود را به او داد و فرمود: آن را در دهان خود بگذار به سوى دشمن برگرد.

على اكبر در حالى كه دست از جان شسته و دل به خدا بسته به سوى میدان رفت، و از هر سو بر دشمن حمله كرد، و از چپ و راست بر آنها یورش برد و جماعتى را كشت در این هنگام تیرى به گلویش رسید كه گلویش را پاره كرد، آنحضرت در خون خود مى‏غلطید، همچنان تحمل مى‏كرد تا اینكه روحش به گلوگاه نزدیك شد صدا بلند كرد:

یا ابتاه علیك منى السلام هذا جدى رسول الله یقرئك السلام و یقول عجل القدوم الینا.

: «اى پدر! سلام بر تو باد، هم اكنون این جد من رسول خدا صلى الله علیه و اله و سلم به تو سلام مى‏رساند و مى‏فرماید: به سوى ما شتاب كن‏».

«قد سقانى بكاسه الا وفى شربة لا ظما بعدها ابدا».

:«مرا از جام خود سیراب كرد كه هرگز بعد از آن تشنه نخواهم شد». (2)

در روایت دیگر آمد: وقتى كه ضربات على اكبر، دشمن را تار و مار كرد، مره بن منقذ عبدى گفت: گناه عرب بر گردن من باشد كه اگر این جوان با این وصف بر من بگذرد و من داغ او را بر دل پدرش ننهم، مره بن منقذ با نیزه خود در كمین آنحضرت قرار گرفت و او كه گرماگرم جنگ بود، مره چنان نیزه بر او زد كه آن بزرگوار به زمین افتاد، دشمنان گرد آنحضرت را گرفتند، فقطعوه باسیافهم: «با شمشیرهاى خود، بدن او را پاره پاره كردند».

در روایت دیگر آمده: هنگامى كه مره بن منقذ بر سر مقدس آنحضرت ضربه زد، آنحضرت نتوانست بر مركب بنشیند، خم شد و سرش را روى یال اسب نهاد، اسب او وحشت زده به سوى لشگر دشمن روانه شد.

«فقطعوه بسیوفهم اربا اربا».

«دشمنان با شمشیرهاى خود بدن نازنینش را پاره پاره كردند»

آنگاه وقتى كه روحش به گلوگاه رسید صدا زد:

«یا ابتاه هذا جدى رسول الله قد سقانى بكاسه الاوفى ...».

و سپس صدائى از گلویش برخاست و جان سپرد. (3)

امام حسین علیه السلام با شتاب به بالین جوانش آمد و ایستاد و فرمود:

«قتل الله قوما قتلوك، یا بنى ما اجراهم على الرحمان و انتهاك حرمه الرسول‏».

: «خداوند آن قوم را بكشد كه تو را كشتند، اى پسرم چه بسیار این مردم بر خدا و دریدن حرمت رسول خدا، گستاخ و بى‏باك گشته‏اند؟».

اشك از دیدگان امام سرازیر شد، سپس فرمود:

در این حال زینب علیها السلام از خیمه بیرون دویده، فریاد مى‏زد: اى برادرم، و اى فرزند برادرم، با شتاب آمد و خود را به روى پیكر به خون طپیده آن جوان افكند.

حسین علیه السلام سر خواهر را بلند كرد و او را به خیمه بازگردانید. (4)

و در نقل دیگر آمده: امام خون پاك اكبر را مى‏گرفت و به طرف آسمان مى‏ریخت و از آن هیچ قطره‏اى به زمین نمى‏ریخت و فرمود:

یعز على جدك و ابیك ان تدعوهم فلا یجیبونك و تستغیث بهم فلا یغیثونك‏».

: «بر جد و پدر تو سخت است كه آنها را صدا بزنى و به تو پاسخ ندهند و از آنها دادرسى كنى، ولى به داد تو نرسند».

امام صورت اشك آلود خود را روى چهره خون آلود على اكبرش گذاشت، و بقدرى بلند گریه كرد كه تا آن روز كسى این گونه صداى گریه بلند را از او نشینده بود. (5)

سپس امام، پیكر خون آلود اكبرش را در آغوش گرفت و فرمود:

یا بنى لقد استرحت من هم الدنیا و غمها و بقى ابوك فریدا وحیدا».

:«پسرم، از غم و اندوه دنیا راحت‏شدى ولى پدرت غریب و تنها باقى ماند». (6)

آنگاه امام حسین علیه السلام جوانان بنى هاشم را صدا زد و فرمود:

«تعالوا احملوا اخاكم‏».

: «جوانان بنى هاشم! بیائید و برادرتان را به سوى خیمه‏ها ببرید».

جوانان آمدند و جنازه على اكبر را برداشته تا جلو خیمه كه پیش روى آن جنگ مى‏كردند بر زمین نهادند.

حمید بن مسلم نقل مى‏كند زنى از خیمه‏هاى حسین علیه السلام بیرون آمد صدا مى‏زد: واى بچه‏ام، واى كشته‏ام، واى از كمى یاور، واى از غریبى ...

امام حسین علیه السلام به سرعت نزد او رفت و او را به خیمه‏اش بازگردانید، پرسیدم: این زن چه كسى بود؟ گفتند: این زن زینب علیها السلام دختر امیر مؤمنان على علیه السلام بود، امام حسین علیه السلام از گریه او به گریه افتاد و فرمود:

«انا لله و انا الیه راجعون‏» (7)

بیتابى پدر

پدر از دیده جارى اشك غم بهر پسر می كرد ولى زینب در آنجا گریه بر حال پدر مى‏كرد پدر فریاد مى‏كرد و پسر خاموش بود اما سكوت او به قلب باب كار كار نیشتر میكرد پدر عمرى دلش مى‏خواست رخسار پسر بوسد ولى چون شرم مانع بود از آن صرف نظر مى‏كرد از آن رو تا كه لب را بر لبش بگذاشت دیدن داشت یكى ایكاش بود آنجا و زینب را خبر میكرد پدر را از پسر زینب جدا كرد ار مكن منعش كه از بهر برادر زینب احساس خطر میكرد

كرده بیتاب مرا آه دل با اثرت ز اشتیاق رخت از خیمه دویدم به برت اى ذبیح من و اى شبه رسول مدنى ز چه آلوده به خون صورت قرص قمرت نوجوان دیده گشا دیده گریانم بین اى پسر یك نظرى كن تو بحال پدرت من كه خود خضر رهم پیر شدم از غم تو واى بر حال دل مادر خونین جگرت


پی نوشتها:

1- و در بعضى از عبارات در آغاز این فراز آمده: «اللهم اشهد على هؤلاء ...».

2- اعیان الشیعه ج 1 / ص 607، مقتل الحسین مقرم: ص 312، منتهى الآمال ج 1 / ص 272، مثیر الاحزان ابن نما: ص 69.

3- كبریت الاحمر ط اسلامیه: ص 185.

4- ترجمه ارشاد مفید ج 2 ص 110، مثیر الاحزان ابن نما: ص 69.

5- نفس المهموم: ص 62،محدث قمى مى‏گوید:اما اینكه مادر على اكبر در كربلا بود یا نبود، چیزى در این باره نیافتم (همان مدرك: ص 165).

6- ترجمه مقتل ابى مخنف: ص 129.

7- تاریخ طبرى ج 6 / ص 256، ترجمه مقتل ابى مخنف: ص 129.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


  • تعداد صفحات :209
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  


Admin Logo
themebox Logo
/