امام خمینی رحمت الله علیه : بسیج میقات پابرهنگان و معراج پاك اندیشه اسلامی است .

5 دلیل منطقی ایران برای عدم حضور در ائتلاف ضد داعش

نویسنده :
تاریخ:سه شنبه 25 شهریور 1393-10:28 ق.ظ

نخست نباید فراموش کرد آمریکا تا همین چند ماه پیش داعش را یک تهدید نمی‌دانست. تا زمانی که داعش به عنوان یک نیروی مخوف ضدشیعی با اسد می‌جنگید، تا وقتی که درعراق صرفا دولت شیعه را تهدید می‌کرد و تا وقتی که داعش اعتبار ایدئولوژیک سعودی را به چالش نکشیده و به مرزهای سعودی و اردن نزدیک نشده بود، آمریکایی‌ها حتی یک کلمه درباره تهدیدی به نام داعش نگفتند.
5 دلیل منطقی ایران برای عدم حضور در ائتلاف ضد داعش
 
تلاش برای درک تفاوت‌های راهبرد اعلامی و اعمالی آمریکا علیه داعش، از وضعیت پیچیده منطقه، تا حدود زیادی ابهام‌زدایی می‌کند.

باراک اوباما روز چهارشنبه یک راهبرد ۵ ستونی برای مبارزه با داعش اعلام کرد.

۱- اوباما تاکید کرد آمریکا بدون محدودیت جغرافیایی به داعش حمله هوایی خواهد کرد.
۲- وی گفت آمریکا از نیروهایی که با داعش می‌جنگند حمایت اطلاعاتی، آموزشی و تجهیزاتی خواهد کرد. از جمله مهم‌ترین گروه‌هایی که اوباما به آن اشاره کرد آن دسته از معارضان سوری هستند که آمریکا ادعا می‌کند با داعش در حال نبردند. بنا شده این گروه‌ها با بودجه‌ای ۵۰۰ میلیون دلاری در خاک سعودی و اردن آموزش ببینند.
۳- رئیس‌جمهور آمریکا اضافه کرد آمریکا برای نبرد با داعش یک ائتلاف منطقه‌ای تشکیل خواهد داد.
۴- او گفت آمریکا به همراه دیگر کشورهای غربی قصد دارد توان ضدتروریسم خود را با ابزارهای مالی، حقوقی و اطلاعاتی تقویت کند. بلافاصله منابع غربی خبر دادند در روزهای آینده اوباما در نشستی در شورای امنیت شرکت خواهد کرد که هدف از آن محدود کردن وضعیت شهروندی کسانی است که مشکوک به ارتباط با داعش هستند.
۵- در نهایت اوباما ادعا کرد آمریکا همچنان به کمک به غیر نظامیانی که تحت حمله داعش هستند ادامه خواهد داد.

واضح است آنچه اوباما اعلام کرد در واقع یک استراتژی نیست بلکه شیوه‌ای است برای بیان بخشی از آنچه آمریکا عملا انجام می‌دهد و همچنین ادبیات‌سازی برای کارهایی که آمریکا انجام نمی‌دهد ولی دوست دارد جهانیان فکر کنند در حال انجام آن است.
در عمل و روی زمین، موضوع چندان شباهتی به آنچه رئیس‌جمهور آمریکا گفت ندارد.

چند نکته زیر تا حدودی مساله را روشن می‌کند.

اول- نخست نباید فراموش کرد آمریکا تا همین چند ماه پیش داعش را یک تهدید نمی‌دانست. تا زمانی که داعش به عنوان یک نیروی مخوف ضدشیعی با اسد می‌جنگید، تا وقتی که درعراق صرفا دولت شیعه را تهدید می‌کرد و تا وقتی که داعش اعتبار ایدئولوژیک سعودی را به چالش نکشیده و به مرزهای سعودی و اردن نزدیک نشده بود، آمریکایی‌ها حتی یک کلمه درباره تهدیدی به نام داعش نگفتند.

همه‌چیز از وقتی شروع شد که داعش از برنامه خارج شد، به سمت اربیل حرکت کرد و ویدئوهایی منتشر شد که نشان می‌داد نیروهای آن در حال سر بریدن اتباع انگلیس و آمریکا هستند. من در اینجا قصد بحث درباره این ویدئوها را ندارم ولی اگر همین یک نکته را در نظر بگیریم که قاعدتا هدف اصلی داعش اکنون تثبیت وضعیت خود در عراق و سوریه است، انتشار پی در پی این ویدئوها که بهانه لازم برای حمله هوایی را در اختیار آمریکا قرار داده کاملا به ضرر داعش است بنابراین منطقی است که بپذیریم «تروریست‌های باهوش داعش» - به تعبیر اوباما- این مقدار می‌فهمند که چنین کاری در مقطع فعلی به نفعشان نیست.

پس سوال این است که این ویدئوها را چه کسی تولید و منتشر می‌کند؟ همچنین اگر امروز آمریکا از تهدید داعش سخن می‌گوید، باید تامل کرد که چه چیزی ارزیابی اولیه آمریکا را تغییر داده است. آیا داعش که روز اول توسط آمریکایی‌ها ساخته شد، آموزش دید و تجهیز شد از کنترل خارج شده است؟ یا اینکه نه، آیا هنوز هم باید داعش را به مثابه یک ابزار در اختیار دست‌هایی پس پرده تحلیل کرد؟ ما هدف‌های آمریکا از بازی جدیدی را که به راه انداخته تنها زمانی خواهیم شناخت که بدانیم محاسبات آمریکا درباره داعش چگونه شکل گرفته و چگونه تغییر می‌کند.

دوم- واضح است که اکنون آمریکا داعش را یک تهدید ارزیابی می‌کند اما مهم این است که بدانیم واشنگتن داعش فعلی را دقیقا چه نوع تهدیدی می‌داند. آنچه از ارزیابی وضعیت عملیاتی و اطلاعاتی آمریکا می‌توان فهمید این است که آمریکا داعش را یک تهدید امنیتی قریب‌الوقوع نمی‌داند بلکه معتقد است داعش فعلا یک تهدید ژئوپلیتیک است که می‌تواند در آینده به یک تهدید امنیتی بدل شود.

اصلی‌ترین نکته‌ای که می‌توان آن را قلب ارزیابی امنیتی آمریکا دانست این است که اگر داعش بتواند بر سرزمینی نسبتا وسیع، در مدتی حدود یک تا ۳ سال مسلط شود، معلوم نیست که از دل آن سرزمین چه تهدیدهایی علیه غرب برخواهد خاست. همانطور که ارزیابی موسسه رند می‌گوید، از دل این تحلیل چیزی جز این بیرون نمی‌آید که آمریکا به هیچ‌وجه قصد ندارد داعش را از بین ببرد بلکه می‌خواهد داعش یک گروه «شورشی بدون سرزمین تحت کنترل» باقی بماند. بنا بر این منظر راهبردی، هدف از کل این ماجراها، به کنترل درآوردن مجدد داعش است نه از بین بردن آن.

سوم- قبل از هر چیز از دید آمریکا داعش باید جذب نیرو از غرب را متوقف کند. پس از آن، داعش باید از موضع ایدئولوژیک خود درباره ضرورت بسط خلافت به تمام جهان بازگردد و ایدئولوژی خود را بر تقابل با شیعه استوار کند. به لحاظ عملیاتی، آمریکا عقیده دارد داعش حالا که ماموریت خود را در عراق انجام داده باید به سوریه بازگردد. بمباران‌هایی هم که تا امروز علیه داعش انجام شده همه دارای این پیام بوده است که اگر به مناطقی مشخص در سوریه یا لبنان بروید و با دشمنانی مشخص یعنی حزب‌الله و اسد بجنگید، در امنیت خواهید بود. از این به بعد هم بسیار بعید است که آمریکا در سوریه به گونه‌ای به داعش حمله کند که معادله میدانی کاملا به نفع اسد تغییر کند. بنابراین آمریکا می‌خواهد داعش را به چارچوب مدنظرخود بازگرداند. به این معنا نه جنگی در کار است و نه از بین بردنی.

چهارم- ائتلافی هم که آمریکا تشکیل داده یک ائتلاف علیه داعش نیست. هیچ کدام از اعضای این ائتلاف پیوندهای خود را با داعش قطع نکرده‌اند. ترکیه با داعش دارای پیوندهای اقتصادی و لجستیکی است، اردن با آن پیوند اطلاعاتی دارد، ارتباط سعودی با آن مالی و اطلاعاتی است، امارات و قطر هم با آن پیوند سیاسی و مالی دارند. مسخره است که در حالی که این پیوندها به طور عمیق برقرار است کسی از این کشورها بخواهد با داعش بجنگند!

احتمالا هدف آمریکا هم این نیست و روی هیچ‌کدام از این کشورها در حمله هوایی به داعش حساب نکرده است. هدف آمریکا ۲ چیز است؛ نخست همانطور که داعش را تنظیم می‌کند، حامیان منطقه‌ای آن را هم تنظیم کند. بدون داشتن یک راهبرد منطقه‌ای، هیچ هدفگذاری عملیاتی در عراق یا سوریه موفق نخواهد شد. دوم، آمریکا تصور می‌کند فرصتی به دست آورده است که سرکشی‌های ژئوپلیتیک کشورهایی مانند ترکیه و سعودی را مهار کند. پس از آغاز انقلاب‌های اسلامی در منطقه، این کشورها در مواردی از چارچوب‌های ژئوپلیتیک مدنظر آمریکا خارج شدند و راهبردهای اختصاصی خود را در منطقه تعریف و اجرا کردند. اکنون آمریکا تصور می‌کند می‌تواند به بهانه نبرد با داعش نوعی یکپارچگی سیاسی - ژئوپلیتیک در منطقه ایجاد کند و کشورهای تا حدودی متمرد را دوباره گرد خود جمع کند.

پنجم- همه این نکات نشان‌دهنده این است که نه آمریکا حریف داعش است و نه اساسا جنگی با داعش در میان است. آمریکا قصد دارد یک نظم جدید را به بهانه داعش در منطقه پیاده کند. اخذ آزادی عمل نظامی از کشورهای منطقه بخشی از این نظم است. بخش دیگر آن هم این خواهد بود که به کشورهای منطقه تفهیم کند تنها زمانی امنیت خواهند داشت که بخشی از راهبرد منطقه‌ای آمریکا باشند. اگر فرض کنیم داعش از ابتدا یک طراحی سرویسی بوده، حالا می‌توان گفت بازتعریف نقش‌ها در منطقه اصلی‌ترین هدف این طراحی بوده است.
اما تنها ایران است که بیرون از بازی است. در این باره سخن خواهیم گفت.

منبع: وطن امروز



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

پشت پرده ائتلاف علیه داعش

نویسنده :
تاریخ:یکشنبه 23 شهریور 1393-09:29 ق.ظ

دولت آمریکا به همراه همپیمانان غربی و عربی خود تلاش می‌کند با ائتلاف بین المللی علیه داعش به منافع مداخله جویانه خود در سوریه ومنطقه دست یابد و افکار عمومی را فریب دهد.

پشت پرده ائتلاف علیه داعش

حسین ملاح، در مقاله‌ای در "المنار" در این باره نوشت: دولت آمریکا به همراه همپیمانان غربی و عربی خود تلاش می کند با راه اندازی ائتلافی بین المللی علیه داعش به منافع مداخله جویانه خود در سوریه ومنطقه دست یابد همچنین کارنامه جنایات گروه های مسلح سوری را پاک کند. البته هدف اصلی چنین توطئه ای گمراه کردن و فریب مردم کشورهای منطقه و همه دنیا است.

هدف دیگر باراک اوباما از اعلام آمادگی برای حمله هوایی به مواضع داعش در سوریه، افزایش کمک های نظامی به مخالفان به اصطلاح "میانه‌رو سوری" است که این امر مورد توافق اعضای نشست آمریکا و کشورهای عربی در جده عربستان سعودی قرار گرفت.

پایگاه خبری شبکه العالم به نقل از المنار نوشت: ایجاد آمادگی برای مقابله با گروه تروریستی ابوبکر بغدادی به ویژه در سوریه با تصمیم آمریکا و کشورهای عربی با شعار حمایت از مخالفان میانه رو سوری علیه نظام سوریه همراه شده است؛ و بعید به نظر می رسد که دولت سوریه نقشی برای متوقف کردن تهدیدات داعش در این ائتلاف بر عهده داشته باشد.

ازاین رو از ماشین تبلیغاتی غرب و کشورهای عربی خواسته شده است تا چهره گروه های مسلح در سوریه را با پوشاندن لباس میانه روی از هر خطایی پاک کنند. البته در این میان اختلافاتی در مورد روش های مقابله با داعش به وجود آمده است. ایران و سوریه درباره طرح های واشنگتن برای مقابله با داعش تردید دارند، زیرا آمریکا از اقدامات تروریستی گروه های مسلح در سوریه چشم بسته است، اما با آنها در عراق می جنگد.

تناقض دیگر نیز میان کشورهای شرکت کننده درنشست جده به ویژه عربستان سعودی و قطر به چشم می خورد که به صورت مستقیم و غیر مستقیم از گروههای مسلح در سوریه حمایت می کنند.

اگر گفته می شود که داعش وحشی گری واقدامات جنایتکارانه خود را به اوج رسانده است باید در نظر داشت که دیگر گروه های تروریستی به ویژه آنهایی که در سوریه حضور دارند ازنظر فکری و رفتاری به این گروه تروریستی بسیار نزدیک هستند.

ماه های اول بحران در سوریه شاهد روند روبه رشد خشونت مسلحانه بود به گونه ای که برخی گروه های به اصطلاح "مخالف"، مراکز دولتی سوریه را هدف قرار داده و جنایت هایی را در این کشور مرتکب شدند. جنایت تروریست ها در تابستان سال ۲۰۱۱ در "جسرالشغور" در حومه ادلب و قربانی شدن بیش از ۱۲۰ نفر از نیروهای امنیتی و پلیس سوریه نمونه ای از این جنایات است که با سانسور رسانه های غربی و عربی مواجه شد. البته بعدها هدف قرار دادن مراکز نظامی و غیر نظامی و زیرساخت های کشور سوریه در مناطق مختلف این کشور در دستور کار گروه های مسلح قرار گرفت.

تابستان سال ۲۰۱۲ نیز افراد مسلح جنایتی را در حق کارمندان اداره پست در شهر الباب در حومه شرقی حلب انجام دادند. آنها کارمندان را اعدام کرده و اجساد آنها را از بالای ساختمان چند طبقه اداره پست به پایین پرتاب کردند.

سریال هدف قرار دادن کارمندان دولت به حمله به اماکن مذهبی انتقال یافت؛ مراکز نفتی، شرکتهای گاز، برق و حتی کارخانه ها و بیمارستانها از جمله بیمارستان الکندی حلب که بزرگترین بیمارستان خاورمیانه در درمان "تومور" بود و مراکز داروسازی ازجمله مرکز داروسازی "تامیکو" در الملیحه که ۹۵ درصد نیاز دارویی سوریه را تامین می کرد، همگی هدف قرار گرفته و تخریب شد.

میزان جنایت های افراد مسلح در سوریه فراتر از این رفت و به تخریب سدهای آب برای غرق کردن مناطقی مسکونی رفت. مناطقی که محل سکونت مخالفان گروه های تروریستی بود. افراد مسلح همچنین تلاش کردند سد الحسکه را ویران کنند و در صورت عدم مداخله نیروهای سوری، فاجعه بزرگی در منطقه رخ می داد.

شهروندان سوریه بیشترین ضربه را در حملات گروه های تروریستی متحمل شدند و در عملیات انتحاری گروه های تروریستی شامل جبهه النصره، احرارالشام و جیش الاسلام در مناطق تحت کنترل دولت مانند المرجه، المزرعه و المیدان در دمشق، حمص، ادلب، درعا و حلب قربانی شدند.

جنایتهای گروههای مسلح بسیار گسترده شد و شهرها و روستاهای امن را نیز فرا گرفت، به گونه ای که در حملات گروه موسوم به جنبش احرارالشام و دیگر گردانهای مسلح صدها شهروند در حومه شمالی لاذقیه ربوده شده و زنان نیز در معرض تجاوز قرار گرفتند. گروه های مسلح حتی به زنان باردار هم رحم نکردند.

چندین ماه بعد افزون بر جبهه النصره، گروههای مسلح تحت لوای مخالفان، جنایتی دیگر را در حق شهروندان در عدرا واقع در حومه دمشق مرتکب شده و دهها نفر را اعدام و صدها نفر را از جمله زنان ربودند.

در فوریه گذشته نیز تروریستهای احرار الشام و گروه جند الاقصی به منطقه معان در حومه شهر حماه حمله کرده و بیش از ۷۰ شهروند را کشته و برخی را از پشت بام ها بر روی زمین پرتاب کردند و دهها نفر را ربودند.

این انفجارها و حملات نتوانست حرص گروه های مسلح را کم کند. بنابراین آنان این دفعه به عبادتگاهها، مدارس و دانشگاههای دمشق، حلب، حمص و لاذقیه یورش بردند.

اماکن مذهبی اسلامی و مسیحی و آثار باستانی نیز از شر افکار تکفیری گروههای مسلح در امان نماند و مقبره صوفی ها و مراقد یاران پیامبر مانند حجر بن عدی، عمار بن یاسر و اویس قرنی نیز تخریب شدند. شماری از علمای سرشناس مانند محمد سعید رمضان البوطی به دست تروریستها به قتل رسیدند و مسجد اموی در حلب نیز به آتش کشیده شد.

دهها کلیسا در معلولا، الرقه، براد و ام الزنار تخریب شد، و آثار باستانی دیر الزور و حلب به غارت رفت، گروه های مسلح مخالف نظام سوریه حتی بازار باستانی حلب را نیز به آتش کشیدند.

اینها همه نمونه ای از اقدامات گروه های تروریستی در خاک سوریه است، و امروز آمریکا و ائتلاف بین المللی همپیمانش می خواهند جبهه النصره، جبهه اسلامی و "ارتش آزاد" را میانه رو توصیف کنند. در حالی که یکی از اعضای همین گروه موسوم به ارتش آزاد بود که برای اولین بار سینه یک سرباز ارتش سوریه را شکافت و جگر وی را به دندان گرفت.

مشکل اساسی در اینجا، دیدگاه تکفیری داعش، النصره و جبهه اسلامی و دیگرانی است که از یک چشمه سیراب می شوند. اگر چه روش ها و تاکتیک ها با یکدیگر تفاوت دارند اما سؤال اینجا است که آیا آمریکا سفیر صلح و انسانیت در منطقه است یا در راس تروریست ها قرار دارد؟ سؤال دیگر هم این است که رژیم صهیونیستی در فرهنگ تاریخ تروریستها، در کجای معادله قراردارد؟



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

لبخند حضرت آقا حفظه الله

نویسنده :
تاریخ:چهارشنبه 19 شهریور 1393-02:40 ب.ظ

\عکس/ لبخند حضرت آقا
عکس/ لبخند حضرت آقا

عکس/ لبخند حضرت آقا



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

جهاد پیشوای هشتم در صحنه غبارآلود جنگ نرم

نویسنده :
تاریخ:شنبه 15 شهریور 1393-04:30 ب.ظ

امام رضا

نبرد میان حق و باطل همیشه ی تاریخ در دو جنبه ‌ی سخت افزاری و نرم افزاری وجود داشته است. نبرد سخت افزاری مانند جنگ های نظامی و محاصره های اقتصادی و نبرد نرم افزاری مانند فشارهای سیاسی و هجوم های فرهنگی. نبردهای سخت افزاری به علت ماهیت مادی آشکارشان به آسانی شناخته می ‌شوند؛ اما گاه اثبات هجمه ‌های فرهنگی نیازمند دقت بیشتری است.[1]

در قرآن کریم چنین آمده است که تخریب شخصیتی فرستادگان الهی، که نوعی عملیات فرهنگی است، در میان تمامی اقوام بوده، همه پیامبران مورد این هجمه قرار داشته‌اند.[2] در بررسی اوضاع اجتماعی دوران امام رضا علیه السلام نیز می توان هر دو نوع مبارزه را مشاهده کرد.

جهاد در دو جبهه نبرد سخت افزاری و نرم افزاری

یکی از مشکلات حکومت بنی عباس قیام های علویان بود. شکنجه و قتل و فشارهای اقتصادی شدید به شیعیان از سویی و قیام های زیدی ها و اسماعیلیان با حکومت بنی عباسی، میدان نبردهای سخت افزاری را به طور وسیعی در این دوران باز کرده بود. از سوی دیگر جریان باطل در ابعاد وسیعش، تهاجم فرهنگی عظیمی نیز بر ضد امام رضا علیه السلام و شیعیان دوران ایشان طراحی کرده بود. این تهاجم، طیفی عظیم داشت، از یاران امام کاظم علیه السلام گرفته تا دستگاه عباسی.

شبیه خونی از درون

جریان وقف و واقفی ها، که حتی برای مدتی برخی بزرگان شیعه را متزلزل کرد جامعه شیعی را سخت تحت تاثیر قرار داد. جریانی که عامل اصلی آن سه تن از وکلای امام کاظم علیه السلام بودند. علی بن ابی حمزه بطائنی، زیاد بن مروان قندى و عثمان بن عیسى رواسى.‏ در زمان امام کاظم علیه السلام وکیلان ایشان در مناطق خود بوده، شیعیان وجوهات شرعی خود را به آنان می دادند.[3] پس از شهادت امام کاظم این سه نفر با انکار امامت حضرت رضا علیه السلام و ادعای زنده بودن و غایب شده امام کاظم علیه السلام از تحویل دادن اموال به امام رضا علیه السلام خودداری کردند. این انگیزه مادی موجب تولید شبهه بزرگ وقف (توقف بر امامت امام کاظم علیه السلام) در میان جامعه شیعی شد خصوصا که مدعیان آن سه تن از بزرگان اصحاب امام کاظم علیه السلام بودند.[4]

تهمتی باورنکردنی به امامان شیعه

علاوه بر این شبهه فرهنگی که یاران سابق امام کاظم علیه السلام با طراحی آن، مشکلی برای امام رضا علیه السلام ایجاد کردند، حکومت عباسی نیز در تخریب جایگاه ائمه علیهم السلام و شیعیان در جامعه تلاش می کرد تا مردم از دور علویان فاصله بگیرند و برخورد با قیام ‌های آنان آسان ‌تر شود.

پراکندن این شایعه که امامان شیعه سایر مردم را عبد و برده خود می دانند، و جعل و نسبت دادن احادیثی با مضامین منحرف به ائمه علیهم السلام، از جمله شیوه ‌هایی بود که جبهه باطل در جنگ فرهنگی بر ضد امام رضا علیه السلام از آنها استفاده می‌کرد. عباسیان سعی داشتند با ترویج این فکر که امامان شیعه سایر مردم را تحقیر کرده، آنان را برده خود می دانند، از گرایش مردم به تشیع جلوگیری کنند.

محمد بن ادریس شافعی طی مسافرتی به یمن رفت. ماموران حکومتی به هارون الرشید چنین گفتند که شافعی قصد دارد به همراه یکی از علویان بر ضد او قیام کند. هارون بر شافعی سخت گرفته، دستور توقیف او به پایتخت را صادر کرد. اما زمانی که شافعی نزد هارون حاضر شد گفت:

«مگر چنین نیست که تمام علویان مردم را برده خود می ‌دانند، پس چگونه کسی را به قیام بر ضد تو ترغیب کنم که می خواهد مرا برده خود کند!»

هارون نیز چنان از این کلام خشنود شد که خلعت عالمان بر تن شافعی کرد! [5] هرچند «ممكن است شافعى از روى تقیه چنین مطلبى را اظهار كرده باشد، اما به هر روى چنین به دست مى‏آید كه روزگارى این شایعه در جامعه رواج داشته»[6] است.

ابوصلت نیز روزی به محضر امام رضا علیه السلام رسیده، عرض می کند: مردم می گویند شما ادعا دارید که آنها بردگانتان هستند!

امام با شنیدن این کلام رو به سوی آسمان کرده خدا را گواه می گیرند که نه خودشان و نه پدرانشان چنین ادعایی نداشته ‌اند. حضرت رضا علیه السلام سپس برای دفع این ادعا استدلال نیز می آورد.[7]

 

دام‌های نامرئی

ساختن و سپس پراکندن احادیثی که در آنها مضامین مبالغه آموز در مورد ائمه علیهم السلام آمده است یا احادیثی که مرتبه امامان را مانند سایر مردم قرار داده، یا روایاتی که با صراحت عیوب دشمنان اهل بیت علیهم السلام را بیان کرده است نیز یکی از راهکارهای جنگ فرهنگی بر ضد شیعه است که امام رضا علیه السلام خود به شیعیان تذکر می دهد تا در مواجه با آن آماده بوده، ندانسته خودشان به دشمنان کمک نکنند.

ابراهیم بن ابی محمود به امام رضا علیه السلام عرض می کند: روایاتی در فضیلت امام علی و سایر اهل بیت علیهم السلام در دست شیعیان است که راوی آنها مخالفین اهل بیت علیهم السلام هستند و مانند آن را از شما نشنیده ‌ایم. آیا می‌توانیم به مضمون این روایات معتقد باشیم؟ امام در جواب ابراهیم می فرماید:

«.... مخالفان ما سه دسته روایت در فضل ما جعل کرده‌اند: روایات مبالغه، روایات اشتباه و کوتاهی، و روایاتی در عیب و فحش به دشمنان ما. آنگاه که مردم روایات مبالغه ای در مورد ما را می شنوند، شیعیان ما را تکفیر کرده، به آنان چنین نسبت می دهند که قائل به ربوبیت ما هستند. و چون روایات تقصیر و اشتباه ما را بشنوند، باور می‌کنند ما چنین هستیم و وقتی روایات بدگویی به دشمنان ما را می شنوند که نام دشمنان ما صریحا در این روایات [جعلی] آمده است، نام ما را صریحا آورده، به ما ناسزا می گویند و این در حالی است که خدا فرموده است:

"شما مومنان به آنان كه غیر خدا را مى‏خوانند دشنام مدهید تا مبادا آنها از روى دشمنى و نادانى خدا را دشنام گویند"[8]».[9]

این روایت نیز به خوبی نشان می دهد جامعه اسلامی در زمان امام رضا علیه السلام چگونه مورد هجوم فرهنگی جبهه ی باطل قرار گرفته است.

 

جهاد در مقابل هجوم بی‌امان دشمن

دنیاطلبی یاران سابق و ایجاد فرقه وافقیّه از سویی و دشمنی مخالفان اهل بیت علیهم السلام و برنامه ریزی در شایعه سازی و جعل احادیثی گمراه کننده یا تفرقه انگیز توسط آنان از سوی دیگر، جهات مختلفی بود که مردم عصر امام رضا علیه السلام را از چندین جهت مورد تهاجم فرهنگی قرار دهد. هجومی که خود امام برای مقابله با آن وارد میدان مبارزه شد.[10]

 

پی نوشت:

[1] - البته توجه به این نکته ضروری است که گاه فرماندهان جبهه حق بنا بر دلایلی از شرکت یا دامن زده به نبرد سخت افزاری سرباز می زدند اما جبهه نبرد فرهنگی را هرگز رها نکرده دائما در این سنگر مشغول به دفاع و بلکه حمله نیز بوده اند.

[2] - ذاریات 52: كَذلِكَ ما أَتَى الَّذینَ مِنْ قَبْلِهِمْ مِنْ رَسُولٍ إِلاَّ قالُوا ساحِرٌ أَوْ مَجْنُونٌ.

[3] - سید محمد صادق عارف، "تحلیلی از زندگانی امام رضا علیه السلام"، ص 77.

[4] - برای اطلاع بیشتر از جریان وقف ر.ک: محمد فضل الله (مترجم:سید محمد صادق عارف)، "تحلیلی از زندگانی امام رضا علیه السلام"، صص 77 تا 89.

[5] - رسول جعفریان، "حیات فكرى و سیاسى ائمه"، صص:447و 448.

[6] - همان ص 448.

[7] - عیون أخبار الرضا علیه السلام، ج‏2، ص: 18.

[8] - انعام 108.

[9] - بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج‏26، ص: 239.

[10] - بر خلاف تهاجم‌های نظامی که در بسیاری موارد (تقریبا تمامی موارد پس از واقعه عاشورا) اهل بیت علیهم السلام مستقیم یا حتی غیر مستقیم از آنها حمایت نکردند، در تمامی دوران حیات اهل بیت علیهم السلام مبارزه سنگین نرم افزاری و فرهنگی اهل بیت علیهم السلام با جبهه باطل کاملا مشهود است به طوری که دستگاه حاکم نهایتا ناچار به ترور شخص امام می‌شود زیرا قدرت برتر امام در نبرد فرهنگی موجب پیشرفت روزافزون جبهه حق می گردد. این امر خود بیانگر اهمیت و جایگاه مهم فرهنگ در جامعه است.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

کاش باز هم در شلوغی حرم گم می شدم ...

نویسنده :
تاریخ:چهارشنبه 12 شهریور 1393-10:49 ق.ظ

آن روزها من دخترکی بودم که بخاطر همبازی شدن با کبوتران صحن و سرایت، و آب خوردن از سقاخانه ی ‏حرمت با آن کاسه‏ های طلایی و قشنگ‏، تو را دوست می ‏داشتم.

آنچه از تو در خیال کودکانه ‏ام تصویر بسته بود، نوازش پرهای رنگارنگ گردگیر خادمانت بود بر روی صورتم، و عطر بهشتی گلابی که موقع زیارت، لباس هایم را خوشبو می‏ کرد.

بر روی شانه‏ های پدرم سوار می‏شدم تا از میان سیل جمعیتی که دور ضریح زیبایت می ‏چرخیدند، دست های کوچکم را به شبکه‏ های ضریحت برسانم و آن را ببوسم. بعد که پدرم یک گوشه ‏می‏ نشست و با چشمانی خیس و صدایی بغض کرده، زیارتنامه می‏ خواند، من لی‏ لی‏ کنان روی سنگ‏ های صحن گوهرشاد بازی می ‏کردم.

زیارت امام رضا

یادم نمی رود آن موقعی را که هنگام بازگشت از زیارت، وقتی پدرم کفش‏ هایمان را از کفشداری حرم می ‏گرفت، دستم از دست او رها شد و سیل جمعیت، من را با خود برد. هر چقدر چشم به اطرافم چرخاندم، پدرم را ندیدم.

با پای برهنه شروع به دویدن در حیاط حرم کردم، با چنان دلهره و شتابی که کبوترهای صحن که مشغول دانه خوردن بودند، ترسیدند و یک دفعه پریدند به هوا. هر چه پدرم را صدا زدم، جوابی نشنیدم. کم کم فریادم رنگ بغض و گریه به خود گرفت. وقتی فهمیدم گم شده ام، ترس وجودم را گرفت. به خودم گفتم:

"حتما دختر بدی شدی که پدرت تو را فراموش کرده".

از فکر اینکه مرا به حال خود رها کرده و از یاد برده باشند، گریه ‏ام بیشتر و بیشتر شد.

ناگهان یاد حرف های بی‏ بی ام افتادم، همیشه می ‏گفت:

"امام هشتم خیلی مهربونه، خیلی مهموناشو دوست داره، زائراشو تنها نمیذاره...".

این روزها، دیگر آن معصومیت و صفای کودکانه ‏را احساس نمی کنم، و دیگر نمی‏ توانم با آن سادگی و صداقت زیبای بچه گانه با تو حرف بزنم. انگار که مدت هاست زیر قول خود زدم و باز هم دختر بدی شدم. دلم برای آن کودکی که مثل بّره آهو خود را به آغوش امن تو می انداخت، تنگ شده. کاش یک بار دیگر در شلوغی حرمت گم می شدم

یاد آن قصه قشنگ آهو و صیاد افتادم که بی ‏بی بارها برایم تعریف کرده بود و پدرم عکس آن را روی دیوار خانه زده بود.

از همان جا با دل شکسته به طرف حرمت رو کردم و چشم های پر از اشکم را به گنبد طلایت دوختم و مثل آن وقت هایی که مادرم با دل شکسته تو را صدا می زد، گفتم:

"یا امام رضا! اگه کمکم کنی بابامو پیدا کنم قول میدم که دیگه دختر خوبی بشم".

هنوز آن شیرینی وصف ناپذیر خلوت با تو را در دل کوچکم احساس می کردم که ناگهان جمعیت شکافته شد و دست گرم پدرم را روی گونه های خیسم حسّ کردم...

حالا بعد از سال ها، همه می‏ گویند که برای خودم خانمی شدم و یک سری تو سرها درآورده ای. اما هنوز هم وقتی صدای نقاره‏ خانه به گوشم می ‏رسد و چشمم به گلدسته های بلند حرم می افتد و با کاسه ‏های با صفای سقاخانه‏ ات جرعه ای آب می نوشم، یاد همان قولی که مدت ها پیش به تو داده بودم، می‏ افتم و آهی از دل می کشم و از خجالت سر به زیر می اندازم.

این روزها، دیگر آن معصومیت و صفای کودکانه ‏را احساس نمی کنم، و دیگر نمی‏ توانم با آن سادگی و صداقت زیبای بچه گانه با تو حرف بزنم.

انگار که مدت هاست زیر قول خود زدم و باز هم دختر بدی شدم.

دلم برای آن کودکی که مثل بّره آهو خود را به آغوش امن تو می انداخت، تنگ شده.

کاش یک بار دیگر در شلوغی حرمت گم می شدم.

دلم برای آن گریه های معصومانه تنگ شده.

امروز می خواهم باز با همان صداقت و سادگی کودکانه، عقده دل باز کنم و با تو درد و دل کنم.

یا ضامن آهو! بشنو صدایم را آقاجان! ...

         

اگر تو در حرم امام رضا علیه السلام بودی، به امام مهربان چه می گفتی، درد دلت را بگو، از همین راه دور...

السلام علیک یا معین الضعفاء، یا علی بن موسی الرضا!

 

منبع : تبیان




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


  • تعداد صفحات :145
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  


Admin Logo
themebox Logo