امام خمینی رحمت الله علیه : بسیج میقات پابرهنگان و معراج پاك اندیشه اسلامی است .

آقای اوباما! اگر قلب داری، یک شب به بیمارستان غزه بیا

نویسنده :
تاریخ:دوشنبه 30 تیر 1393-11:14 ق.ظ

هر چقدر هم که درباره غزه بنویسیم و بخوانیم و بشنویم، نمی‌توانیم عمق فاجعه صهیونیست​ها را به تصویر بکشیم. باید در میان آتش باشیم تا سوزش درد بزرگ و فاجعه انسانی را لمس کنیم، همان طور که یک پزشک نروژی وقتی داوطلبانه برای کمک به مردم غزه به این منطقه سفر کرده، در نامه‌ای تکان‌دهنده به رییس‌ جمهور آمریکا می‌خواهد به این وضع پایان دهد.

متن نامه تاثرانگیز «مدز گیلبرت» را بخوانید:

دیشب افتضاح بود. «تهاجم زمینی» به غزه باعث شد تا انبوهی از فلسطینی ها از هر سنی با همه نوع مجروحیتی از راه برسند؛ نقص عضو، بدن های پاره پاره، خونریزی، رعشه و در آستانه مرگ. همه آنها هم غیرنظامی و بی گناه بودند.

قهرمانان در آمبولانس ها و تمام بیمارستان های غزه برای ۱۲ تا ۲۴ ساعت پشت سر هم فعالیت می کنند و صورت هایشان از خستگی و بار کاری ناجوانمردانه تیره شده است (آن هم بدون آن که در چهار ماه گذشته حقوقی دریافت کرده باشند).

آنها از بیمارها مراقبت می کنند، وضع آن ا را بررسی می کنند و سعی می کنند هرج و مرج غیرقابل درک پیکرها، اندازه ها، اعضا، راه رفتن یا نرفتن، نفس کشیدن یا نکشیدن، خونریزی کردن یا نکردن آدم ها را بفهمند.

آدم ها! همان آدم هایی که «اخلاق مدارترین ارتش جهان»[!] یک بار دیگر با آنها مثل حیوان رفتار کرده است.

بودنم در کنار «مقاومت» فلسطینی به من قدرت می دهد، هرچند که می خواهم فریاد بکشم، کودکی آغشته به خون را محکم به آغوش بکشم، بگریم و بوی پوست و موی او را استشمام کنم و هر دویمان یکدیگر را در آغوشی بی انتها محافظت کنیم، اما نه ما می توانیم این کار را کنیم، نه آنها.

صورت های خاکستری، آه، نه! باز هم محموله ای از بدن های پاره پاره و در حال خونریزی، نه، همین حالا هم دریایی از خون، کوهی از گوشت، بانداژهای آغشته به خون کف اورژانس را پوشانده است. آه، نظافتچی ها همه جا هستند، سریع زمین را از خون پاک می کنند و باندها، موها، لباس و هر چیزی که از کشته ها مانده را بیرون می ریزند... تا دوباره آماده شوند، تا همه چیز دوباره تکرار شود.

در ۲۴ ساعت گذشته، بیشتر از صد مورد به بیمارستان «شفا» آمده اند. اگر یک بیمارستان بزرگ و مجهز بود، اوضاع روبه راه بود، اما اینجا، تقریبا هیچ چیز نداریم: نه برق، نه آب، نه مواد یکبار مصرف، نه دارو، نه تخت، نه ابزار، نه نشانگرهای درمانی.

این جملات را در حالی برای شما می نویسم که روی تختی دراز کشیده و سیل اشک هایم جاری است؛ اشک هایی گرم، اما بی فایده درد و رنج و خشم و وحشت. همین حالا، سمفونی نفرت انگیز ارکستر ماشین جنگی اسرائیل دوباره شروع شد.

همین الان: صدای شلیک مداوم توپ قایق های نیروی دریایی در نزدیکی های ساحل، غرش اف ـ۱۶ها، پهپادهای تهوع آور و آپاچی های گوش خراش. بیشتر آنها ساخت آمریکا و خریداری شده با پول آمریکا هستند.

آقای اوباما؛ قلب داری؟ شما را دعوت می کنم، یک شب، فقط یک شب با ما در [بیمارستان] شفا باشی. شاید با لباس مبدل یک نظافتچی. من مطمئنم که این، ۱۰۰ درصد، تاریخ را تغییر می دهد.

امکان ندارد که کسی قلب و قدرت داشته باشد، یک شب در شفا بماند و پس از آن برای پایان دادن به سلاخی مردم فلسطین مصمم نشود.

نهرهای خون در شب های آینده هم جاری خواهند بود. می توانم حس کنم که آنها ابزارهای خود را برای کشتن آماده کرده اند.


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

اهمیت شب قدر

نویسنده :
تاریخ:یکشنبه 29 تیر 1393-04:16 ب.ظ

آیت‌الله العظمی جوادی‌آملی در گفتاری با موضوع اهمیت شب قدر گفت: در شب قدر اگر بار خودبینی را بر زمین بگذاریم، پرواز آسان است.

متن کامل سخنان مرجع تقلید بزرگ شیعیان، به شرح زیر است:

«بسم الله الرحمن الرحیم

در شب قدر، سخن از «لَیلَة القَدرِ خِیر مِنْ ألفِ شَهر است» که انسان یک شبه ره هشتاد ساله می‌رود، این راه دشوار نیست. اگر دشوار بود ما را امر نمی‌کردند، دعوت نمی‌کردند. دشواری مال کسی است که کوله بار خود را بر دوش دارد. اگر بار خودبینی را به زمین بگذارد، سبک می‌شود. وقتی سبک شد، پروازش آسان است! این پرکشیدن با سنگین بال و سنگین بار بودن ممکن نیست.

اگر قرآن به سر می‌گذاریم، هدف تنها این نباشد که خدا گناهان ما را بیامرزد، ما را به جهنم نبرد، ما را به بهشت ببرد. اینها ریخت و پاش سفره شب قدر است. وقتی یک دوستی سفره‌ای پهن می‌کند، مائده الهی و مَأدبة الهی می‌چیند، مهمان‌های خود را به بهترین وجه پذیرایی می‌کند. وقتی مهمان‌ها برخاستند، سفره برچیده می‌شود، آن ریزه‌های سفره را می‌ریزند؛ مرغ‌ها آن ریزه‌های سفره را می‌چینند.

ریزه سفره شب قدر این است که کسی نسوزد، به جهنم نرود. اینها شب قدر نیست. شب قدر آن است که انسان طیّار گونه دست هزارها نفر را بگیرد و به بهشت ببرد. در دنیا رفتار او، گفتار او، سیرت او، سریرت او، سنّت او آموزنده باشد. هزارها نفر را زنده کند و در آخرت هم هزارها نفر را به همراه خود به بهشت ببرد. اگر ما بتوانیم در کنار سفره الهی و دولت قرآن بنشینیم، چرا در ته صفوف و صَفُّ النِعال قرار بگیریم به دنبال آن ریزه‌های سفره تکان‌ها باشیم که از سفره تکانده شده چیزی به ما برسد؟!

به ما گفتند: هر کسی به اندازه قدر خود شب قدر را درک می‌کند و قدر هر کسی هم به اندازه قدر همت اوست. اگر ما به اندازه همت مان دولت قرآن را و دولت قدر را می‌توانیم ادراک کنیم، چرا همت نطلبیم ما قبل از اینکه از خدا مظروف بخواهیم، ظرف و ظرفیت هم طلب بکنیم. هرگز نمی‌توان گفت: چون ما ظرفیت‌مان اینقدر بود، خدا به ما اینقدر داد. این سخن نیمی از ثواب است، نه هر ثوابی و همه ثواب.

سخن صائب، ثواب، منزه از خطا، مبرّای از اشتباه آن است که هم ظرف بخواهیم، هم مظروف، یعنی خدا دو فیض دارد: با یک فیض ظرفیت می‌دهد با فیض دیگر این ظرف را پُرِ از مظروف می‌کند و به تعبیر اهل معرفت اگر هر فیضی به اندازه ظرفیت باشد که ما اِبداع نخواهیم داشت. ما هم از خدا قابلیت طلب بکنیم، هم مقبول را بخواهیم. هم ظرف طلب بکنیم، هم مظروف طلب بکنیم. این همت اگر در ما زنده شد؛ هرگز نمی‌گوییم لیاقت ما همین مقدار بود. از ما خواستن و از ذات أقدس إله اِجابت کردن!

بنابراین دولت قرآن دولتی است که لِیلة القَدرِ خِیر مِنْ ألفِ شَهر است. ریزه‌های این سفره، ریخت و پاش این مائده همان است که کسی نسوزد، حوائج‌اش برطرف بشود، بیماران شِفا پیدا کنند، دُیون تَادیه بشود، مشکلات معیشت و تورّم و مسکن و ازدواج حلّ بشود شب قدر یعنی شبی که خِیر مِنْ ألفِ شَهر. اگر وَ مَا أدراکَ مَا لِیلَهُ القَدر، اگر فهمیدن او مشکل است، پیدا کردن‌اش هم مشکل‌تر. منتها اگر کسی با مفهوم اُنس گرفت، درک این معانی برای او مشکل است. اگر کوله بار خودبینی و خودخواهی و دنیا طلبی بر دوش او بسته است، طی این راه برای او مشکل است. اینها را که بگذارد کنار، هم فهمیدنش آسان است، هم پرکشیدنش.»



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

خطبه امام حسن(ع) بعد از شهادت پدر

نویسنده :
تاریخ:یکشنبه 29 تیر 1393-09:30 ق.ظ


خداوند مودت اهل بیت علیهم السلام را بر هر مسلمانى واجب كرده است .


امام حسن(ع) بعد از شهادت پدر طی خطبه ای می فرماید: من از اهل بیتى هستم كه خداوند مودت آنها را بر هر مسلمانى واجب كرده است و خداوند تبارك و تعالى به پیامبرش چنین خطاب فرموده است: بگو من از شما هیچ مزدى را نمى ‏خواهم مگر مودت به ذوى القُربی.

هویت و كیان مكتب تشیع تسلیم و انقیاد مطلق از امام معصوم علیه السلام است؛ به نحوى كه انسان هیچ وجودى و اثرى را در قبال وجود و آثار او مد نظر قرار ندهد و ولایت و اراده او را در جمیع شوائب وجود و حیات بر سلیقه و اختیار خود ترجیح دهد و از هر فرصتى جهت تحكیم پیوند و علقه بین خود و امام خود بهره ببرد چرا که آنان اسوه حسنه می‌باشند و یگانه راه رسیدن به سر منزل هدایت. مرحوم علامه حسینی طهرانی(ره) در مجلد چهارم کتاب معاد شناسی درباره خصوصیات امیرالمومنین می نویسند: أمیرالمؤمنین علیه السلام در شب ضربت خوردن، رؤیا و خواب مُوحش و مُدهش خود را براى امام حسن علیه السلام نقل كردند و فرمودند: من دیدم مثل اینكه جبرائیل علیه السّلام از آسمان نزول كرد و بر روى كوه أبوقبیس قرار گرفت و از آن كوه دو پاره سنگ‏ برداشت و آنها را در كعبه آورد و بر بام كعبه رها كرد و آن دو سنگ را چنان به هم كوفت كه مانند خاكستر نرم شد و آن گردها را به باد داد و هیچ خانه‏ اى در مكه و در مدینه نماند مگر آنكه در آن از آن گرد و خاكستر داخل شد. حضرت مجتبى(علیه السلام) عرض كرد: اى پدر جان! تعبیر این رؤیا چیست؟ حضرت فرمود: اى نور دیده من! اگر این رؤیا صادق باشد تعبیرش آن است كه لا محاله پدرت كشته خواهد شد، و هیچ خانه‏ اى در مكّه و مدینه نمى ‏ماند مگر آنكه از مصیبت شهادت من، در آن غم و اندوهى وارد می شود.(۱)

موعظه أمیرالمؤمنین علیه السلام پس از ضربت خوردن‏

امام(ع) در ضمن موعظه خود پس از ضربت خوردن می فرماید: «و أَنا بِالامسِ صاحبكُم و أَنا الیَومَ عبرَةٌ لَكُم و غَدًا مُفارقُكُم؛ غَفَرَ اللَهُ لِى و لَكُم؛ و من دیروز مصاحب و همنشین با شما بودم و امروز عبرت براى شما هستم و فردا از میان شما مفارقت می‌كنم؛ خداوند مرا و شما را بیامرزد.»

«إنْ تَثبُتِ الوَطأَةُ فى هذهِ المزَلّةِ فذاكَ، و إن تَدحَضِ القَدمُ فإنَّما كُنَّا فى أَفیاءِ أَغصانٍ و مَهَبِّ ریاحٍ و تحتَ ظِلِّ غمامٍ اضمحَلَّ فى الجوِّ مُتَلفِّقُهَا و عفا فى الارضِ مَخطُّهَا؛ اگر در این لغزشگاه، قدم استوار بماند (و از این جراحت بهبود یابم) پس امر همان است، و اگر قدم بلغزد (و از این دنیا بروم) پس جز این نیست كه در سایه‏هاى شاخه‏هاى درختان سر سبز و محلّ وزش نسیم‏هاى جانفزا و در زیر سایه ابرهائى نشسته‏ایم كه در جوّ آسمان آن ابرهاى به هم چسبیده از بین رفته و اثرى از آن نمانده است، و محلّ عبور و مخطّ آن بادها در روى زمین نمانده و مندرس شده است.»

«و إنّما كنتُ جارًا جاورَكُم بدنى أَیَّامًا و ستعقبونَ مِنّى جُثَّةً خلاءً، ساكنَةً بعدَ حَراكٍ، و صامتةً بعدَ نُطقٍ. لِیعِظكُم هدُوِّى و خُفُوتُ أَطرافِى و سُكونُ أَطرافِى؛ و به درستی كه من فقط همسایه ‏اى بودم كه بدن من چند روزى با شما همسایه شد و از این پس از من چیزى جز بدنى بدون روح و جسمى ساكن بعد از حركت و جثّه‏ اى ساكت پس از سخن گفتن نخواهید یافت. باید این فروكش كردن من شما را پند دهد و موعظه كند و این به هم افتادن و سكون چشم‏هاى من و بدون حركت درآمدن دست و پا و جوارح من براى شما عبرتى عظیم و اندرزى بزرگ باشد.» «فإنّهُ أَوعظُ للمُعتبرینَ مِن المنطقِ البلیغِ، و القول المسموع؛ و بنابراین این حالت من براى عبرت گیرندگان از هر سخن بلیغ و رسائى و از هر گفتار شنوائى مؤثرتر و اندرز دهنده تر است.»(۲)

خطبه امام حسن(علیه السلام) بعد از شهادت پدر

فرزندان آن حضرت پس از آنكه جسد مطهرش را در نجف اشرف دفن كردند، گرد آلود با چهره‏ هاى پریشان به كوفه بازگشتند و حضرت امام حسن(علیه السلام) به مسجد كوفه آمد و برفراز منبر رفت و در حالی كه جمعیت در مسجد موج می زد خطبه مفصلى ایراد فرمود. در ابتداى خطبه گریه گلویش را گرفت.(۳) و سپس بعد از درنگ و حمد بر خداوند فرمود: اى مردم! بدانید كه دیشب پدر من از دنیا رفت؛ همان شبى كه وصى حضرت عیسى، یوشع بن نون از دنیا رفت. پدر من از دنیا رفت نه درهمى باقى گذاشت و نه دینارى؛ لَا صَفْرَآءَ وَ لَا بَیْضَآءَ (نه زردى و نه سپیدى) جز هفتصد درهم كه می خواست براى اهل خود خادمى بخرد.(۴)

حاكم در «مستدرَك» چنین آورده است كه: خَطَبَ الحسنُ بنُ على النَّاسَ حینَ قُتِلَ على، فَحَمِدَ اللَهَ و أَثنَى علیهِ، ثُمَّ قال: لَقد قُبِضَ فى هذهِ اللیلَةِ رَجُلٌ لا یَسبِقهُ الاوَلونَ بِعَملٍ، و لا یدرِكُهُ الاخِرُونَ. و قد كانَ رسولُ اللَهِ صلَّى اللَهُ علیهِ و آلهِ و سَلَّمَ یُعطیهِ رَایَتَهُ، فَیُقاتلُ و جِبریلُ عَن یَمینهِ و میكائیلُ عن یسارِهِ، فما یَرجعُ حتّى یَفتحُ اللَهُ علَیهِ. و ما تَرَكَ علَى أَهلِ الارضِ صفراء و لا بیضاءَ إلَّا سبعَ مِئةِ درهمٍ فَضلَت مِن عطایاهُ أَرادَ أَن یبتاعَ بِها خادمًا لاهلهِ. ثُمّ قالَ: أَیُّهَا النَّاسُ! مَنْ عَرفَنِى فَقد عَرفَنِى؛ و مَن لَم یَعرِفنى فأَنا الحَسنُ بنُ على، و أَنَا ابنُ النّبِى، و أَنا ابْنُ الوصىّ، و أَنا ابنُ البَشیرِ، و أَنا ابنُ النّذیرِ، و أَنا ابنُ الدّاعى إلَى اللَهِ بِإذنِهِ، و أَنا ابنُ السّراجِ المُنِیرِ، و أَنا مِن أَهلِ البیتِ الَّذِى كانَ جبریلُ یَنزِلُ إلینَا و یَصعَدُ مِن عندنا، و أَنا مِن أَهل البیتِ الَّذِى أَذهَبَ اللَهُ عنهُمُ الرِّجسَ و طهَّرهُم تَطهیرًا، و أَنا مِن أَهلِ البیتِ الَّذِى افترَضَ اللَهُ مَوَدّتَهُم على كُلّ مُسلمٍ فقال تَباركَ و تعالَى لنَبیّهِ صلَّى اللَهُ علَیهِ و آلهِ و سلَّمَ: قُل لا أَسئلكُم علَیهِ أَجرًا إِلَّا المَودّةَ فى القُربَى‏ و من یَقتَرِفْ حَسنَةً نَزِد له و فیها حُسنًا؛ فاقتِرافُ الحَسنَةِ مَوَدّتُنا أَهلَ البیت. (۵)

«بعد از شهادت أمیرالمؤمنین(علیه السلام)، امام حسن مجتبى(علیه السلام) خطبه‏ اى ایراد فرمودند و پس از حمد و ثناى حضرت بارى تعالى شأنه چنین به سخن پرداختند: به تحقیق كه در این شب گذشته، روح مردى به سراى جاودانى شتافت كه هیچ یك از پیشینیان به كردار و عمل او نرسیده‏ اند و در میدان مسابقه تقوى و عمل صالح از برابرى و پیشى گیرى بر او عاجز و فرو مانده‏ اند و نیز هیچ یك از پسینیان در این مضمار سبق به او نخواهند رسید. مردى بود كه رسول الله(صلّى الله علیه و آله و سلّم) رایت جنگ را به او می‌داد و در میدان كارزار با دشمنان خدا مى ‏جنگید در حالی كه جبرائیل از طرف راستش و میكائیل از جانب چپش او را مدد مى ‏نمودند و هیچ گاه پشت به جنگ نمى‏ نمود و از نبرد باز نمى ‏گشت مگر وقتی كه خداوند به دست او فتح می كرد و براى مردم روى زمین به عنوان ارثیه چیزى نگذاشت نه سفیدى و نه زردى مگر هفتصد درهم كه از عطایا و بخشش‏هاى او زیاد آمده بود و می خواست با آن براى اهل خود خادمى بخرد.

سپس فرمود: اى مردم! هر كه مرا مى ‏شناسد كه مى ‏شناسد و كسى كه مرا نمى‏ شناسد پس من حسن بن على هستم و من فرزند پیغمبر خدایم و من فرزند وصى رسول الله‏ ام و من فرزند بشارت دهنده به بهشت هستم و من فرزند ترساننده از عذاب خدا هستم و من فرزند دعوت كننده مردم به سوى خدا به اذن او هستم و من فرزند چراغ تابناك و مشعل فروزان هدایتم و من از اهل بیتى هستم كه جبرائیل در خانه ما هبوط می كند و از منزل ما از نزد ما صعود مى‏ نماید و من از اهل بیتى هستم كه خداوند اراده كرده است هر گونه رجس و پلیدى را از آنان بردارد و آنها را به مقام طهارت مطلقه برساند و من از اهل بیتى هستم كه خداوند مودت آنها را بر هر مسلمانى واجب كرده است و خداوند تبارك و تعالى به پیامبرش چنین خطاب فرموده است: بگو من از شما هیچ مزدى را نمى ‏خواهم مگر مودت به ذوى القُرباى من و كسی كه مرتكب حسنه ‏اى گردد، ما نیكویى را درباره او زیاد می گردانیم؛ ارتكاب حسنه مودت ما اهل بیت(ع) است.»

كشتن ابن ملجم توسط حضرت مجتبى(ع)

بعد از خطبه، حضرت مجتبى علیه السلام یكسره به سراغ ابن ملجم آمدند؛ چون حضرت ام كلثوم آن حضرت را سوگند داده بود كه بعد از شهادت پدرم، به آن خدایى كه عالم را خلق كرده است راضى نیستم یك ساعت در قتل ابن ملجم درنگ كنى. امام فرمود: اى ابن ملجم كه ترا وادار كرد كه دست به چنین كارى زدى؟ گفت: عهدى كه با خدا كرده بودم! حالا اگر مرا اجازه دهى به شام می روم و معاویه را هم مى ‏كشم و به نزد تو بر می گردم، اگر خواهى مرا قصاص كن و اگر خواهى عفو نما! حضرت فرمود: سوگند به خدا كه هیچ مهلت ندارى تا به دوزخ واصل شوى! در این حال فقط با یك شمشیر او را كشتند، و سپس مردم جثه ‏اش را برداشته و در مغاك انداختند. روایاتى كه در عذاب برزخى ابن ملجم وارد شده، از عذابهاى برزخى بسیار شدید است و علمای اسلام در كتب مفصله خود نوشته‏ اند.

پی نوشتها:

بحار الانوار
نهج البلاغه، خطبه ۱۴۷
مقاتل الطّالبیّین» ص ۵۲
تلخیص از روایت وارده در أمالى صدوق
مستدرك حاكم، باب فضآئل حسن بن على علیهما السّلام، ج ۳، ص ۱۷۲



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

بهترین عمل در شب قدر چیست؟

نویسنده :
تاریخ:چهارشنبه 25 تیر 1393-11:58 ق.ظ


زمان هایی در زندگی انسان وجود دارد که انسان با بهره جستن از آن می تواند بهترین هایی، برای باقی روزهای زندگی خویش رقم زند. یکی از این اوقات، لیالی قدر است. شاید شما نیز در زمره افرادی باشید که به دنبال بهترین عمل و عبادت در طول این ایام هستند تا بدین واسطه نهایت استفاده را از این شب ها ببرید. از این رو به دنبال بهترین عمل و عبادت نیز خواهید بود، اگر می خواهید شب قدری متفاوت از شب های پیش داشته باشید، قدری به این نوشتار تأمل کنید.


قدر
شبی بهتر از هزار ماه

امام على علیه السلام مى فرماید: فرصت، چون ابر مى گذرد. پس فرصت هاى خوب را غنیمت شمرید. (منتخب میزان الحکمه) فرصت هایى كه در زندگى براى انسان پیش مى آید مثل طلا و بلكه ارزشمندتر است و باید قدر آن ها را دانست یکی از این فرصت ها شب قدر است اما با چه عملی می توان نهایت استفاده را از این شب برد؟

اعمال شب قدر

شب قدر آداب و اعمالی را به خود اختصاص داده است، از آن جمله می توان به شب زنده داری، غسل، دعا، واسطه قرار دادن قرآن و اهل بیت علیهم السلام، زیارت امام حسین علیه السلام و نماز اشاره داشت. حال آنکه، در کنار این اعمال می توان از عمل دیگری نام برد که به جرأت می توان گفت در میان سایر اعمال غریب واقع شده، و آن (تفکر) است.

بهترین عمل در شب قدر

اکثرا شب های قدر ما به خواندن قرآن و دعای جوشن کبیر، نماز و قرآن به سر گرفتن و استغفار به سر شده است، در خوب و نیکو بودن این اعمال شکی نیست اما سخن جای دیگری است، هدف از خواندن دعا چیست؟ چرا قرآن کریم در این شب نازل شده؟

یکی از دلایل عزت این شب نزول کتاب هدایت قرآن کریم و تمامی کتاب های مقدس در این شب است «ماه رمضان، ماهى كه قرآن در آن نازل شده است، تا هدایتى براى مردم و نشانه هایى روشن از هدایت و جدایى حق از باطل باشد». این شب، عزیز است چرا که، موجبات هدایت انسان به سوی خدا را فراهم می سازد، هدف رسیدن به خداست و این سفر الهی و لقاء خدا جز با قدم های معرفت ممکن نیست. آری اگر دعا، نماز، قرآن را بخوانی اما تدبری و تفکری در آن نباشد راه رسیدن به خدا بس سخت و دشوار خواهد شد.

پس بهترین عمل در این شب ها عبادت همراه با بینش است، اگر قرآنی می خوانیم، دعایی می خوانیم یادمان باشد که در فلسفه همه این ها بیندیشیم، در شبی که عبادتش بهتر از هزار سال است بیاییم به بنیان های فکری خود هم نظمی دهیم بیاییم با خداوند عهد کنیم من بعد همه کارهای ما حرف زدن های ما، رفتار ما همه و همه همراه با  تعقل و تفکر باشد. 

زمانی را به تفکر اختصاص دهید

رسول اكرم (صلی الله علیه و آله) فرمود: تفكر یك ساعت بهتر از عبادت یك سال است. البته كسى موفق به تفكر مى‏شود كه خداوند متعال قلب او را به نور معرفت و توحید روشن كرده، و در راه سلوك و عبودیت باشد. تفكر در خصوصیات مخلوقات: انسان را به مبدأ جهان و صفات عالیه او آشنا مى‏كند، و تفكر در نفس خود مرحله بندگى و وظیفه داشتن و اطاعت اوامر پروردگار متعال را تعلیم مى‏كند، و تفكر در اعمال و رفتار خود و دیگران، نواقص و عیوب و نقاط ضعف خود را نشان مى‏دهد، و تفكر در حالات گذشتگان، انسان را براى عواقب امور و نتائج اعمال و مراحل خوشبختى و گرفتارى و عالم ماوراء طبیعت متوجه مى‏كند. تفكر وسیله‏اى است كه هرگز نظیر آن را براى وصول به مقامات بندگى و عوالم عبودیت نتوان پیدا كرد. (مصباح الشریعة/ ترجمه مصطفوى؛ متن؛ ص115) اولین جاده رسیدن به خدا معرفت است و بهترین عمل در شب قدر کسب معرفت الهی است.

شب های قدر
شب قدر شب علم و معرفت

بالاترین عبادت در شب های قدر، طلب علم و یادگیری احکام خدا و اصول و فروع دین خدا است؛ زیرا علم به معارف الهی باعث می شود که انسان در عرصه های مختلف زندگی نلغزد. بسیاری از بزرگان دین توفیق خود را در بزرگ داشت این شب ها می دانند، چنان که نگارش کتاب دعای با ارزشی مثل جواهر الکلام و المیزان در شب های مبارک قدر به پایان رسیده است.

محدّث بزرگوار، ابن بابویه رحمه‏الله در مجلس 93 از كتاب الأمالى، مى‏گوید: هر كس این دو شب را با گفتگوى علمى احیا بدارد، بهتر است. به نظر مى‏رسد كه این مطلب، برگرفته از سخن پیامبر خدا به ابوذر است كه در آن، برترى علم را بر عبادت به تفصیل، بیان، و در پایان آن فرموده است: اى ابوذر! یك ساعت نشستن براى گفتگوى علمى براى تو، از عبادت یك سال كه روزش را روزه بدارى و شبش را به نماز بِایستى، بهتر است.( جامع الأخبار: 109 / 195)

لیكن براى روشن‏تر شدن این موضوع، توجّه به چند مطلب ضرورى است:

الف ـ كدام علم و كدام عبادت؟

از دیدگاه فقهى، «آموختن علم»، احكام پنجگانه را دارد و بررسى متن احادیث فراوانى كه علم را برتر از عبادت مى‏دانند، به روشنى مى‏رساند كه مقصود، برترى آموختن واجب یا مستحب بر عبادات مستحب است. امام صادق «علیه السلام» فرمودند: اگر مردمان ارزش‏ علم‏ و دانش را مى‏دانستند، به جستجو و طلب آن بر مى‏خاستند، اگر چه به ریختن خون ها بیانجامد و به فرو رفتن در گرداب هاى مرگبار. (الحیاة / ترجمه احمد آرام ؛ ج‏1)

ب ـ نقش عبادت در پیدایش نور علم

از نگاه متون اسلامى، عبادات، نقشى بنیادى در پیدایش و تداوم فروغ علم دارند. از این رو، هدف احادیثى كه علم را برتر از عبادت مى‏دانند، تضعیف یا انكار نقش سازنده عبادت در كنار علم نیست؛ بلكه تأكید بر همراه ساختن عبادت با علم و برحذر داشتن از عبادتِ ناآگاهانه است كه نه تنها بى‏ارزش، بلكه خطر آفرین است. امام علی درود خدا بر او، فرمود: نزدیکترین مردم به پیامبران، داناترین آنان است، به آنچه كه آورده‏اند.(نهج البلاغة / ترجمه دشتى)

دوستان عزیز بیاییم این شب ها را مغتنم بدانیم و اگر دعایی را زمزمه می کنیم قدری بر شرح آن نیز تأمل کنیم اگر قرآنی تلاوت می نماییم زمانی را نیز اختصاص به تفسیر آن دهیم تا از چشمه معرفت الهی نیز سیراب گردیم.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نظریه سد معبر

نویسنده :
تاریخ:یکشنبه 22 تیر 1393-06:11 ب.ظ

یادداشتی از دکتر برزگر، استاد علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی

نظریه سد معبر

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gifhttp://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif رهبر انقلاب در دیدار اخیر خود با کارگزاران نظام با اشاره به دشمنی‌های دشمنان نظام و تشبیه آنان به شیاطین، نسبت به هوشیاری در برابر ابزارهای آنان هشدار دادند: «نگذارید دشمن در دستگاه محاسباتی شما اثر بگذارد؛ نگذارید اغوا کند؛ نگذارید تطمیع او یا تهدید او اثر بگذارد. امروز نبرد جمهوری اسلامی با استکبار - که با انقلاب آغاز شد و همچنان با قوّت ادامه دارد - همان نبرد پیغمبران با طواغیت زمان، با شیاطین انس و جن است.». دکتر ابراهیم برزگر، استاد علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی در این یادداشت با استفاده از «نظریه سد معبر و شیطنت» به توضیح نقش و چگونگی تأثیرگذاری دشمنان در رفتار مؤمنان می‌پردازند.

یکی از موضوعات همیشگی سیاست، وجود دشمن یا رقیب و دیگری است. از این رو «دشمن» یکی از مفاهیم بنیادین علم سیاست و نظیر «پول» در علم اقتصاد است. رفتار سیاسی همواره یک رفتار استراتژیک یعنی یک رفتار معطوف به دیگری است. هیچ بازیگری در سیاست، در خلأ تصمیم­‌گیری نمی­‌کند. بلکه همواره هنگام تصمیم­‌گیری هم خود منافع ملی اهداف راهبردی را مدنظر قرار می­‌دهد و هم به کنش و واکنش دیگرانی می­‌اندیشد که می­‌کوشند او را از آن مسیر و اهداف و منابع راهبردی باز دارند. از این رو شناخت آن دیگری، رقیب یا دشمن یا «ناهمراه»، همواره یکی از دغدغه­‌های هر سیاست­‌ورز به ویژه رهبری یا راه­بران است.

۱.نظریه توطئه
با کمال شگفتی برخی پرداختن به موضوع دشمن و رفتارشناسی دشمنان یا رقبا یا دخالت دادن آنان در تحلیل سیاسی یا تاریخی و برجسته کردن نقش آنان را کاری ناپسند جلوه می­‌دهند. بعد از انقلاب اسلامی و تشکیل جمهوری اسلامی، آن را با عنوان «نظریه توطئه یا توهم توطئه» تئوریزه کرده­‌اند. هر چند جسته و گریخته و به ندرت حضور دشمن در امر سیاسی را می­‌پذیرند با این همه بُعد نفی و سلبی موضوع آنچنان غلبه دارد و کاربرد نظریه توهم توطئه در عمل و ارائه مصادیق از سوی اشاعه­‌دهندگان به نحوی پیش رفته است که به محض اشاره سیاستمداران عالی­‌رتبه جمهوری اسلامی به نقش دشمن، بی­درنگ، شروع به حمله و کوبیدن می­‌کنند و آن سبک تحلیل سیاسی را مبتنی بر نظریه توطئه می­‌دانند.

به نظر آنان،سیاستمداران ایرانی نمی­‌توانندبدون توسل به نظریه توهم توطئه تحلیل سیاسی انجام دهند از نظر آنان واژه‌های دشمن، استکبار جهانی و ... جزو محرمات است و کاربرد آنها در تحلیل سیاسی حرام و جزو مقولات تابویی است.

۲.شیطان­‌انگاری دشمنان
مبنای هستی­‌شناسانه دشمن در ادبیات انقلاب اسلامی و رهبران انقلاب اسلامی شیطان و شیطان­‌شناسی است. اما شیطان و شیطنت خود تحت تاثیر منظومه بزرگتری با  عنوان نظریه صراط است. رابطه شیطان و صراط موضوعی است که از مطالعه قرآن کریم اخذ می­‌شود و در سلوک فردی و راه شخصی هر فرد با خداوند و شیطان جایگاه­‌یابی می­‌شود. مطالعه شیطان شناسی در قرآن کریم و سلوک شخصی مؤمن برای رفتن در راه خدا و سد کردن و وسوسه کردن مستمر شیطان برای انحراف وی از صراط مستقیم و تاکتیک­‌های وی بعداً در سیر و سلوک سیاسی و سیاست بازتولید و مشابه‌سازی می­‌شود و در «نظریه سد معبر» تئوریزه می­‌شود.

۳.هستی شناسی توحیدی
 برخلاف ثنویت و دوبن­‌انگاری در هستی­‌شناسی آئین مزدایی ایران باستان و ایران قبل از اسلام که مبنای نظریه توطئه یا توهم توطئه قرار گرفته است در «نظریه سد معبر و شیطنت» هستی‌شناسی توحیدی مبنای نظریه­‌پردازی قرار دارد در نظریه ثنویت، ما با دو آفریننده خیرات و نیکی­‌ها به نام اهورامزدا و آفریننده شرور یا بدی­‌ها به نام اهریمن مواجه­‌ایم. در این هستی­‌شناسی نیروهای شر خود استقلال ذاتی دارند و آفریننده خاص خود را دارند و آن آفریننده هم شرهای دیگری تولید می­‌کند و با همدستی آنان قدرت زیادی پیدا می­‌کند. از اینجاست که در نظریه توطئه، دشمن اصالت پیدا می­‌کند و همه چیز ما در گرو او قرار می­‌گیرد. زیرا قدرتمند است و سرنوشت کشور ما در دستان او قرار می­‌گیرد اما در هستی‌شناسی اسلامی ما دو آفریننده در عرض هم نداریم بلکه وحدانیت و توحید در خالقیت داریم همه چیز و همه‌ی هستی از جمله شیطان مخلوق خداوند است. بنابراین شیطان همچون اهریمن در دیدگاه ثنویت، قدرتمند نیست و تنها قدرت وسوسه کردن دارد تا رهروان صراط مستقیم را از ادامه مسیر باز دارد. اصالت با صراط است نه با شیطان و شیطان، حاشیه­‌ای بر متن صراط مستقیم است. بنابراین برخلاف نظریه توطئه، تحولات سیاسی داخلی اصالت دارد نه آنکه از بیرون مرزها رقم بخورد. به همین دلیل رهبری بر «ساخت درونی قدرت» تاکید دارند؛ یعنی اگر از درون قدرتمند باشیم، مزاحمت­‌ها و شیطنت­‌های خارجی کاری از پیش نمی­‌برد.

۴.سد معبر
 مُلهم از ادبیات قرآنی، امام خمینی و رهبری معظم دشمنان را عارضه­‌ای بر راه و صراطِ مستقیم اسلام می­‌دانند. مومنان در سطح تحلیل فردی و نظام اسلامی یا جامعه اسلامی در سطح تحلیل اجتماعی می­‌کوشد یا راه مستقیم اسلام یا راه خدا را برود. و راه مستقیم یافته شده توسط انقلاب اسلامی را ادامه دهد؛ اما در این مسیر صراط مستقیم پیمایی، دشمنان یا شیاطین انسی و بیرونی می­‌کوشند سد معبر کنند. راه خدا را برای رهروان آن سد کنند، پر هزینه کنند، منحرف کنند و یا سرعت حرکت آنان را کُند کنند و مسیرهای موازی در کنار مسیر مستقیم اسلامی آنان طراحی کنند.

بنابراین مفهوم دشمن و رقیب اصالت ندارد. اصالت با راه خدا و صراط است دشمنان عَرَض و عارضی بر راه ذاتی اسلامی می­‌باشند. مبارزه با دشمن هدف نیست، هدف سیر و سلوک عرفانی و سیاسی در راه خداست؛ اما چون آنان سد معبر کرده­‌اند و نمی­‌گذارند ما در آن حرکت کنیم بناچار با آنان درگیر شده­‌ایم و می­‌کوشیم سد معبر زدایی کنیم؛ با سد معبر به هدف نمی­رسیم و هنوز در نیمه راهیم.

طُرفه آن که سد معبر یک مفهوم ملموس برای همگان است و خود حاشیه­‌ای بر متن صراط مستقیم است. این موضوع آن را از شائبه توهم و خیال­بافی کردن دشمن دور می­‌کند. بلکه سدکنندگان مشهود راه همان دشمنان­‌اند.

۵.شیطنت
 الگوی تعامل مؤمنان با شیطان به عنوان کسی که همواره می­‌کوشد انسان را از راه خدا باز دارد، در زمینه و بستر سیاسی هم گرته­‌برداری و مشابه­‌سازی می­‌شود. راهبردها و تاکتیک­‌های شیطان علیه انسان که در قرآن کریم به تفصیل بحث شده است این راهبردها و تاکتیک­‌ها در خصوص دشمنان انسی و جهان آفاقی هم انطباق داده می­‌شود و الهام‌بخش در امر سیاسی قرار می­‌گیرد. به همین دلیل امام خمینی در یک نوآوری ماندگار از امریکا به عنوان شیطان بزرگ تعبیر کرد. تعبیری که در روایات در مورد شیطان آمده است و امام آن را در مورد امریکا به کار برد و معنای ضمنی آن، وجود شیطانک­‌ها یا شیطان­‌های کوچک منطقه­‌ای است. همانگونه که یکی از تاکتیک­‌های شیطان برای منحرف کردن مؤمنان استفاده از انحراف قدم‌ به‌ قدم و به تعبیر قرآنی خُطوات جمع خطوه یعنی قدم است کوچکترین واحد طی مسیر صراط مستقیم یا برعکس انحراف از صراط مستقیم «قدم» است. به همین دلیل در تعاملات با دشمنان سیاسی یک قدم همراهی -که در نگاه اول کم­‌اهمیت می­‌نماید- می­‌تواند به تأثیرات ژرف در کژراهه شدن از صراط مستقیم منتهی شود. انحراف از صراط از یک قدم انحرافی ممکن است شروع شود.

۶.بدبینی به دشمنان
 در ادبیات قرآنی همواره به مؤمنان مرتب تِذکار و یادآوری می­‌شود که شیطان دشمن و «عدو» شماست. خوش­بینی که در روابط مؤمنان به یکدیگر اصل است در روابط با دشمنان و کشورهای بیگانه که منافع ملی ما با منافع ملی آنان قابل جمع نیست و «حاصل جمع جبری صفر» بر آن حاکم است؛ یعنی نفع بردن آنان متضمن ضرر کردن ما و برعکس است، در این روابط باید بنا را بر بدبینی گذاشت چون از بنیاد راه ما از راه آنان جداست. بنابراین در اینجا نیز ادبیات قرآنی در مورد توصیه به بدبینی به شیطان، به بدبینی به دشمنان انسی و کشورهای بیگانه نیز تسری پیدا می­‌کند. بدبینی لازمه یک نگاه انتقادی است تا در بازی شطرنج سیاست با آنان بتوان حرکات بعدی آنان را با باریک­‌بینی شناسایی کرد. زیرا این تشخیص در تنظیم رفتار ما در قبال آنان نقشی تعیین کننده دارد و با خوش­بینی به دست نمی­‌آید.

۷.تاکتیک­های سه­‌گانه
 شیطان تاکتیک­های گوناگونی برای اثرگذاری بر مؤمنان برای تغییر مسیر دادن آنان از راه خدا دارد. اما این تاکتیک­‌ها را می‌توان در یک منظومه سه­‌گانه‌ی اغوا یا اغفال، تهدید و تطمیع شناسایی کرد. اغفال یا اغوا بُعد بینشی دارد و به عقل و نیروی محاسباتی ربط دارد. تطمیع بُعد گرایشی دارد و به هوای نفس مرتبط است. تهدید بُعد رفتاری دارد و اشاره به فشارهای فیزیکی و عینی در عالم خارج دارد که وارد می­‌شود تا به «تغییر رفتار» از رفتن به صراط مستقیم فردی یا نظام سیاسی در صراط بینجامد. این سه­‌گانه را می­‌توان با سه­‌گانه زر(تطمیع) زور(تهدید) و تزویر(اغفال یا اغوا) هم مشابه‌سازی و تقریب به ذهن کرد. (برزگر، ۱۳۹۰، ص ۲۸۵)    

البته در ادبیات مغرب زمین با واژه­‌های بعضاً توهین­‌آمیز نظیر چماق(تهدید) و هویج(تطمیع) و یا کَره(تطمیع) و اسلحه (تهدید) هم به آن اشاره شده است. در ادبیات امام خمینی در متنی که مربوط به قبل از انقلاب است این سه­‌گانه که آسیب­‌شناسی رفتار سیاسی مؤمنانه را می­‌رساند به "تهدید، تطمیع و اغفال" تعبیر شده است:

«تمام گفتارتان، نطق­هایتان در مجالس، همه اینها برای شکستن احکام اسلام است، سوءنیت هم اگر ندارید، شما را واداشتند به این معنا؛ إمّا تهدیداً و تطمیعاً یا اغفالاً» (صحیفه امام ۱۳۴۳/۶/۱۸)

در ادبیات رهبری معظم این سه­‌گانه با "اغوا، تطمیع و تهدید" صورت­بندی شده است:

«همه این کارهایی که شیطان انجام می­‌دهد، این اغوا و این تهدید و تطمیع، برای این است که دستگاه­های محاسباتی انسان مؤمن را از کار بیاندازد» (نشست با مسئولان نظام ۱۳۹۳/۴/۱۶) و ایشان اغوا را «ایجاد اختلاف در دستگاه محاسباتی انسان» می­‌دانند که در رفتار فردی دارای تبعات منفی کمتر و در رفتار سیاستمداران دارای تبعات خسارت­‌بار و عظیم است.
 
۸.زبان سیاسی
 الهام­بخشی ادبیات قرآنی بر محوریت صراط و شیطان در قبال دشمنان و بیگانگان در زبان سیاسی هم تسری پیدا می­‌کند و بنابراین امام خمینی از امریکا به عنوان «شیطان بزرگ» و رفتار آن و عوامل منطقه­‌ای یا عوامل داخلی بیگانه با عنوان «شیطنت» و از سازمان­‌های بین­‌المللی که در آن قدرت­های بزرگ دست بالا را دارند به عنوان «مجمع الشیاطین» یاد می­‌کند (برزگر، ۱۳۹۰، ۲۷۲) این زبان سیاسی یکی دیگر از شائبه­‌های نظریه توطئه یا توهم توطئه را خنثی می­‌کند. زیرا آنان کاربرد دشمن و واژه تحلیل سیاسی معطوف به آن را مذمت می­‌کنند؛ اما دیگر در «نظریه سد معبر و شیطنت» نمی­‌توانند بگویند از «شیطان» استفاده نشود! واژه شیطان در قرآن کریم به کَرّات استفاده شده است، رهبری معظم می­‌فرمایند: «برخی در خصوص استفاده از کلمه دشمن و تکرار آن حساسیت دارند در حالی که در قرآن کریم نیز بارها کلمه­‌های شیطان و ابلیس تکرار شده که پیام آن غافل نشدن از شیطان و دشمن است» (در دیدار با اساتید،۱۳۹۳/۴/۱۱)

۹.نفی فرافکنی کاستی­‌ها و علل داخلی
 یکی از نقدهای دیگر نظریه توطئه یا توهم توطئه، آن است که با انساب کاستی­‌ها به عوامل خارجی که خارج از توان ماست، ضعف­ها و سوء مدیریت­‌های احتمالی توجیه و فرافکنی و رفع مسئولیت می­‌شود. اما در «نظریه سد معبر و شیطنت» چنین تفسیری پذیرفته شده نیست. انسان در مقابل شیطان دست‌بسته نیست. حداکثر قدرت شیطان وسوسه است. تا آنجا که به رفتار سیاسی معطوف است البته اقدامات و مزاحمت­‌ها و کارشکنی­‌های دشمن در حجم عظیم آن درخور توجه است - نظیر اقدام بی­‌سابقه تحریم بانک مرکزی ایران که برای اولین­‌بار در تاریخ جهان به ثبت می­‌رسد- اما در «نظریه سد معبر» اصالت با کارگزاران و «ساخت درونی قدرت» و ابتکار عمل در دست ماست. اگر در داخل انسجام درونی و در سیاست داخلی قدرتمند باشیم، مزاحمت­ها و سد معبر کردن­‌های مستمر آنان نمی­‌تواند مانع راهپیمایی ما در صراط مستقیم الهی به سوی تمدن­‌سازی نوین اسلامی شود. «تکیه بر موضوع دشمن به معنای توجه نکردن به مشکلات و عیوب داخلی نیست؛ اما غفلت از دشمن بیرونی، خطای راهبردی عظیمی است که ما را دچار خسارت می­کند» (در دیدار با اساتید،۱۳۹۳/۴/۱۱)

به این ترتیب «شیطان پنداری دشمنان» سکوی نظری مناسبی برای ترسیم صحنه شطرنج سیاست فراهم می­‌کند. در این صحنه رفتارهای ما و دیگران به یکدیگر وابسته می­‌شود. به همین دلیل اشتباه هر بازیگر فرصت برای برد طرف مقابل فراهم می­‌کند در عین حال مرز خود با دیگری را در قالب دو راهی متفاوت ما و دیگران ترسیم می­‌کند. دو راهی نشان­‌دهنده منافع ملی و اسلامی متفاوت ما و دیگران است.

پی‌نوشت:
برای اطلاع بیشتر رجوع کنید به: برزگر، ابراهیم (۱۳۹۰) اندیشه سیاسی امام خمینی: سیاست به مثابه صراط، تهران، سمت



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


  • تعداد صفحات :142
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  


Admin Logo
themebox Logo