امام خمینی رحمت الله علیه : بسیج میقات پابرهنگان و معراج پاك اندیشه اسلامی است .

سخن‌نگاشت | دیدار مردم آذربایجان شرقی

نویسنده :
تاریخ:یکشنبه 29 بهمن 1396-05:49 ب.ظ

هم‌زمان با چهلمین سالگرد قیام مردم تبریز در ۲۹ بهمن ۱۳۵۶، هزاران نفر از قشرهای مختلف مردم استان آذربایجان شرقی، صبح امروز (یکشنبه) با حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر انقلاب اسلامی دیدار کردند.
پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR برش‌هایی از بیانات رهبر انقلاب را در این مجموعه سخن‌نگاشت منتشر می‌کند.






داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

دیدار مردم آذربایجان شرقی با رهبر انقلاب

نویسنده :
تاریخ:یکشنبه 29 بهمن 1396-05:46 ب.ظ

http://farsi.khamenei.ir/ndata/home/1396/1396112915380b50d.jpg

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز (یکشنبه) در دیدار پرشور هزاران نفر از مردم متدین و انقلابی تبریز، درک عمیق و انقلابی ملت در تفکیک میان «انقلاب و نظام» با «عملکرد تشکیلات و دستگاههای مختلف» را از علل اصلی حضور متفاوت و تحسین‌برانگیز مردم در راهپیمایی سراسری ۲۲ بهمن امسال خواندند و سخنان مهمی در چهار محور «انقلاب و کارکرد اصلی آن»، «آسیب شناسی انقلاب»، «اولویتهای مقطع کنونی» و «آینده انقلاب» بیان کردند.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در ابتدای این دیدار با اشاره به تقارن این ایام با شهادت حضرت فاطمه‌زهرا(س)، مقام والای آن بانوی بزرگ را به عنوان برترینِ زنان اهل‌بهشت مورد توافق همه مسلمانان اعم از شیعه و سنی دانستند و گفتند: درس آن بانوی دو عالم به همه مسلمانان، درس شجاعت، فداکاری و معرفت‌آموزی است.

رهبر انقلاب اسلامی در ادامه قیام مردم تبریز در ۲۹ بهمن سال ۱۳۵۶ را سرنوشت‌ساز و تاریخ‌آفرین خواندند و خاطرنشان کردند: اگر این قیام پرعظمت نبود، به احتمال زیاد حادثه ۱۹ دیِ قم فراموش و مسیر تاریخ کشور عوض می‌شد، بنابراین تبریزی‌ها با قیام و فهم درست و اقدام بموقع توانستند حرکت عظیمی را بوجود آوردند که آن حرکت به ۲۲ بهمن ۵۷ و پیروزی انقلاب اسلامی منتهی شد.

ایشان سپس به راهپیمایی پرشور و متفاوت مردم در ۲۲ بهمن امسال اشاره کردند و گفتند: چنین حضور مردمی در دفاع از انقلاب اسلامی آن‌هم در آستانه ۴۰ سالگی انقلاب، شبیه معجزه است و در هیچ‌یک از انقلاب‌های دنیا نظیر ندارد.

رهبر انقلاب اسلامی، علت حضور با انگیزه‌تر مردم در راهپیمایی امسال را بروز دشمنی‌های گوناگون از داخل و خارج از جمله از جانب امریکا و برخی همسایگان ناخلف و بدعهد خواندند و افزودند: البته مردم به برخی مسائل جاری کشور انتقاد دارند و ما کاملاً از انتقادها، گلایه‌ها و شکوه‌های آنها مطلع هستیم اما وقتی پای انقلاب و نظام در میان است، مردم اینگونه در دفاع از انقلاب به صحنه می‌آیند.

ایشان، حضور خردمندانه مردم را ناشی از وجود «آگاهی انقلابی» و «کمال سیاسی» در ملت و توانایی آنها در تفکیک «نظام انقلابیِ امت و امامت» با «تشکیلات دیوانسالاری کشور» دانستند و گفتند: نه فقط از دولت و قوه قضائیه و مجلس، بلکه ممکن است فردی از شخص حقیر نیز انتقاد داشته باشد اما انتقاد هیچ منافاتی با ایستادگی پای نظام اسلامی و انقلابیِ برآمده از پایداری ملت و فداکاری صدها هزار شهید ندارد و به همین علت، مردم با همه وجود از این انقلاب دفاع می‌کنند.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در ادامه با اشاره به سوابق برجسته و انقلابی مردم تبریز، این دیدار را بهترین فرصت برای بیان چند مسئله اساسی در خصوص «کارکردهای انقلاب»، «آسیب‌شناسی انقلاب»، «اولویت‌ها» و در نهایت «آینده انقلاب اسلامی» خواندند.

ایشان با اشاره به عظمت و ابعاد خارج از درک انقلاب اسلامی و تلاش فراوان دشمنان برای انکار خدمات و کارکردهای آن، مهمترین کار انقلاب اسلامی را «تبدیل نظام طاغوت به نظام مردم‌سالار» برشمردند و افزودند: مردمسالاری یعنی در همه چیز «مردم» اصل هستند.

رهبر انقلاب اسلامی، انتخابات و رأی مردم در تعیین مستقیم یا غیرمستقیم رهبری، رئیس‌جمهور و سایر مسئولان را تنها بخشی از مردم‌سالاری دانستند و گفتند: مردم‌سالاری یعنی «مردم را در همه امور زندگی صاحب رأی و تدبیر و تصمیم قرار دادن» و این درست در نقطه مقابل هیچ‌کاره بودن مردم و استبداد مطلق سلاطین و طواغیت در قرنهای متمادی قبل از انقلاب است.

ایشان با یادآوری اضافه‌شدن سلطه و نفوذ خارجی به استبداد داخلی از اواسط دوران قاجار و همه‌کاره‌شدن امریکایی‌ها در دوره پهلوی، افزودند: مردم‌سالاری اجازه استبداد و سلطه خارجی را نمی‌دهد و علاوه بر تغییر اساسی در اداره سیاسی کشور، اثر آن در خدمات شهری و روستایی و زنده کردن روحیه کارهای بزرگ همچون تشکیل سپاه پاسداران، جهاد سازندگی و بسیج نمایان است.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با اشاره به آثار شگرف مردم‌سالاری در پرورش استعدادهای مردمی به یک نمونه در بخش سلامت اشاره کردند و گفتند: در دوران طاغوت کشور بحدی از لحاظ نیروی انسانی ناتوان بود که برای درمان، پزشکان هندی و فیلیپینی به کشور می‌آمدند اما امروز ایران قطب جذاب سلامت در منطقه و جزو چند کشور اول دنیا در برخی دانش‌های کمیاب و نوپدید است که این نتیجه مردم‌سالاری و اعتماد به مردم و زنده‌شدن حس اعتماد به‌نفس ملی است.

ایشان، ابهت و عزت و عظمت ملت ایران را یکی دیگر از کارکردهای انقلاب اسلامی دانستند و گفتند: امروز یک کشور منطقه با وجود فروش روزانه ۱۰ میلیون بشکه نفت و در اختیار داشتن خزانه‌ی پر از پول، کشوری عقب‌مانده است و هیچ حرف و خبری از ملت آن در دنیا نیست اما در اثر مردم‌سالاری دینی، در نگاه عمومی به کشور، مردم ایران برجسته‌ و پیش برنده انقلابند.

رهبر انقلاب اسلامی افزودند: به‌علت وجود این واقعیت، دشمنیِ دشمنان با مردم ایران است و اینگونه نیست که امریکایی‌ها فقط با شخص حقیر یا چند مسئول دولتی دشمن باشند، زیرا همه کارهایی که آنان را به خشم و غضب وامی‌دارد، کار ملت ایران است.

ایشان پیشرفت کشور را نتیجه مردم سالاری دینی خواندند و با اشاره به نامگذاری دهه سوم انقلاب به نام «دهه پیشرفت و عدالت» خاطرنشان کردند: پیشرفت در عرصه های مختلف به معنای واقعی کلمه رخ داده اما در زمینه «عدالت» اقرار می کنیم که عقب مانده ایم.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با تأکید بر ضرورت عذرخواهی از خداوند و مردم به خاطر عقب افتادن در زمینه عدالت افزودند: ان‌شاءالله با همت مسئولان و مردان و زنان کارآمد و مؤمن در این زمینه نیز پیشرفت خواهیم کرد.

رهبر انقلاب اسلامی افزودند: پیشرفت یعنی یک ملت با اتکاء به تصمیم و اراده و دانش و ظرفیت خود، به صفوف مقدم برسد که این واقعیت در ایران محسوس است.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با اشاره به تأثیرگذاری و صاحب رأی بودن جمهوری اسلامی در مسائل منطقه، پیشرفت‌های ایران در عرصه‌های پزشکی، هسته ای، نانو، زیست فناوری، دفاعی و راههای مواصلاتی را یادآور شدند و تأکید کردند: اگر به جوانان اهمیت بیشتری دهیم، از شدت استعداد و ابتکار، آماده پرواز و اوج‌گیری هستند ولی ما مسئولان قدری در این زمینه کوتاهی داریم و باید همت و تلاش بیشتری صورت پذیرد.

رهبر انقلاب اسلامی افزودند: دشمنان ایران از پیشرفت‌های چهار دهه اخیر مطلعند اما ملت‌ها از این پیشرفت‌ها بخوبی آگاه نیستند چراکه ما در تبلیغات ضعیف، کم‌کار و کم‌ابتکار هستیم که باید جبران کنیم.

ایشان در همین زمینه به مسئولان توصیه کردند: به‌صورت عملی و هنرمندانه، و نه با مبالغه و نه صرفاً گزارش های زبانی، پیشرفت‌های مختلف کشور را بازگو کنند تا برخی غافلان که نادانسته در این مسائل تشکیک می کنند، واقعیتها را درک کنند.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در نوعی جمع بندی از این بخش سخنانشان افزودند: انقلاب، کشور را از فلاکت و ملت را از حالت توسری‌خوری و ذلت خارج کرد و ملت امروز سربلند و سرافراز، به تأثیرگذاری در همه امور مشغول است و این بزرگ‌ترین دستاورد انقلاب است.

بخش دوم سخنان مهم حضرت آیت‌الله خامنه‌ای به «آسیب شناسی انقلاب» اختصاص داشت.

ایشان مهمترین آفت همه انقلاب‌ها را «ارتجاع» به معنای سست‌شدن، توقف و بازگشت به اوضاع قبلی خواندند و خاطرنشان کردند: تقریباً همه انقلاب‌های شناخته شده جهان در همان سالهای نزدیک به این بلیّه دچار شده اند.
رهبر انقلاب اسلامی، استحکام و استمرار شعارهای اصلی انقلاب را در طول چهار دهه اخیر بی‌نظیر خواندند اما هشدار دادند: خطراتی انقلاب را در معرض آسیب قرار می دهد.

ایشان «حرکت به سمت اشرافی‌گری»، «دل سپردن به طبقات مرفه به جای توجه به مستضعفان و قشرهای ضعیف» و «تکیه و اعتماد به خارجی‌ها به جای تکیه بر مردم» را نمونه های حرکت  ارتجاعی خواندند و تأکید کردند: نخبگان جامعه حواسشان جمع باشد، مدیران کشور به‌شدت مراقب باشند و مردم هم با حساسیت، رفتار ما مسئولان و مدیران را تحت نظر داشته باشند تا اینگونه حرکات ارتجاعی در کشور اتفاق نیفتد.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای روی کار بودن «آدم‌های سابقاً انقلابی» اما عوض‌شدن خط و راه انقلاب را به معنای ارتجاع دانستند و خاطرنشان کردند: انقلاب نشده است که عده ای بروند و ما بیاییم، بلکه انقلاب یعنی دگرگونی، تغییر مسیر و حرکت به سمت اهداف والا که اگر این اهداف فراموش شود، انقلاب معنایی ندارد.

ایشان، انقلاب اسلامی در سال ۵۷ را آغاز تغییر و حرکت اصلاحی در جامعه برشمردند و افزودند: انقلاب در سال ۵۷ تمام نشد بلکه آغاز شد و این حرکت باید عمیق تر، گسترده تر و خردمندانه تر ادامه یابد.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با انتقاد از کسانی که از تعبیر «انقلابی» برداشت منفی می کنند، افزودند: نظام اداره کشور و اصول قانون اساسی باید محترم شمرده شود و کسی نباید تصور کند که انقلاب بدون نظام امکان تحقق دارد.

ایشان تأکید کردند: این خطاست که برخی تصور کنند به اسم انقلاب باید به همه‌چیز و به همه حوادث و بخشهای نظام اسلامی زبان انتقاد و اعتراض داشت، زیرا انقلاب یعنی باید نظام اسلامی، مردم‌سالاری دینی و نظام امت و امامت با هدف‌ها و جهت‌گیری انقلابی باشد.

رهبر انقلاب اسلامی با ابراز خرسندی از رایج بودن سکه انقلاب و انقلابی گری در میان مردم و وجود پرشمار مدیران حقیقتاً انقلابی افزودند: به فضل الهی، جمهوری اسلامی تاکنون از نگاه طاغوتی به مردم دور بوده است و بعد از این هم با حساسیت مردم و مسئولان دور خواهد بود.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای این بخش از سخنانشان را با این جملات مهم و تعیین کننده پایان دادند: «اشرافی‌گری و امتیاز طلبی مسئولان»، «بی مبالاتی به بیت المال» و «بی توجهی به طبقه مستضعف»، حرکاتی ضدانقلابی است و همه تشکیلات نظام باید با این نگاه به سمت اهداف انقلاب حرکت کنند.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در سومین بخش سخنانشان در تبیین «اولویت‌های کنونی کشور»، مسئله «اقتصاد» را بسیار مهم دانستند.

ایشان، تکیه بر ظرفیتهای درونی و مردم را راه اساسی حل مشکلات اقتصادی خواندند و افزودند: اقتصاد مقاومتی همانگونه که بارها گفته ایم و همه مسئولان نیز سیاست‌های آن را تصدیق کردند، به معنای محصور شدن در داخل نیست بلکه درون زا و برونگراست بنابراین نگویند می‌خواهیم با دنیا ارتباط داشته باشیم، زیرا ارتباط با دنیا در اقتصاد مقاومتی وجود دارد اما اعتماد و تکیه باید بر مردم باشد نه به بیگانگان.

ایشان بکارگیری استعدادها، ظرفیتها و سرمایه های درونی را نیازمند تدبیر خواندند و افزودند: رونق اقتصاد داخلی نیازمند صادرات خوب، واردات در حد نیاز و جلب سرمایه گذاری خارجی هست اما سررشته و تدبیر کار باید دست مدیران داخلی باشد و کار به بیگانگان سپرده نشود.

ایشان زلزله اقتصادی و ضربه فوق العاده شدید حدود یک دهه قبل به برخی کشورهای پیشرفته شرق آسیا را عبرتی بزرگ خواندند و افزودند: این ضربه که یک شبه این کشورها را به فقر و فلاکت کشاند نتیجه وابستگی به سرمایه خارجی بود.

رهبر انقلاب با اشاره به سود نبردن کشور از اتکاء و اعتماد به خارج در برجام و مذاکرات هسته ای افزودند: ما نتیجه اتکاء به خارجی‌ها را در قضیه برجام مشاهده کردیم و در قضیه مذاکرات هسته‌ای به آنها اعتماد کردیم اما سودی نبردیم البته خوشبختانه مسئولان برخورد خوبی با این مسئله دارند و وزیر امور خارجه که باید از او تشکر کرد، با خباثت امریکایی ها و به نعل و به میخ زدن اروپایی‌ها، برخورد خیلی خوب و قوی دارد که این راه باید ادامه یابد.

رهبر انقلاب گفتند: باید از بیگانه بهره برد اما نباید به او اعتماد و تکیه کرد چرا که از راههای مختلف بر سرنوشت کشور مسلط می شود و همه مسئولان باید این مسئله بسیار مهم را در کانون توجه داشته باشند.

ایشان، چهل سال زحمت ملت را در شرایط تحریم و فشار، به حرکت بر روی سنگلاخ تشبیه کردند و افزودند: با این وجود، پیشرفت کرده ایم که این واقعیت نشانه توانایی ملت و کشور است.

رهبر انقلاب در تبیین دیگر اولویت‌های کنونی، «ترجیح مدیریت جهادی بر دیوانسالاری» را مورد تأکید قرار دادند و افزودند: قوای مجریه، قضاییه و همه بخشها باید با مدیریت جهادی یعنی پرکاری همراه با تدبیر، کار را دنبال کنند و برای پیشبرد کارها اصطلاحاً شب را از روز نشناسند.

«ترجیح متن مردم به اهداف و منافع جناحی و حزبی» و «اولویت خدمت رسانی به قشرهای ضعیف و مناطق محروم» دو توصیه مهم دیگر رهبر به مسئولان بود.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در زمینه دفاعی ادامه و نوسازی همه شیوه ها و ابزارها و تجهیزات مورد نیاز امروز و فردای کشور را، دارای اولویت کامل دانستند و افزودند: بدون لحظه ای تردید، کشور باید به سمت هر چیزی که برای دفاع نیاز دارد حرکت کند، ولو همه دنیا مخالف باشند.

رهبر انقلاب اسلامی با انتقاد شدید از دشمنانی که با جنگ افزارهای خود بشریت را تهدید می کنند اما با توان موشکی ایران مخالفت می کنند، افزودند: این مسئله به شما چه ربطی دارد؟ شما می خواهید ملت ایران موشک و دیگر امکانات دفاع از خود را نداشته باشد، تا به او زور بگویید.

ایشان افزودند: ما البته مسائلی همچون بمب هسته ای و سلاح کشتار جمعی را حرام می دانیم اما هر چیز دیگری را که لازم داشته باشیم، با قدرت دنبال می کنیم.

رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به ترجیح همکاری با همسایگان، کشورهای شرقی و کسانی که با ایران منافع مشترک دارند، در تبیین اولویت‌های اقتصادی نیز، «اشتغال و تولید» را مورد تأکید ویژه قرار دادند و با اشاره به نامگذاری امسال به «اقتصاد مقاومتی؛ تولید – اشتغال» افزودند: در این زمینه البته کارهایی انجام و آمارهایی ارائه شده اما برای تحقق آنچه مورد نظر است، کار و تلاش بیشتری نیاز است.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای جوانان و نوجوانان عزیز کشور را به آمادگی ایمانی، علمی و انقلابی فراخواندند و افزودند: جوان موتور پیشرفت حال و آینده کشور است و نسل جوان کنونی که عزم و همت و بصیرتی بیشتر از نسل اول انقلاب دارد، باید خود را آماده شتاب بخشیدن به پیشرفت کشور کند.

رهبر انقلاب در بخش پایانی سخنانشان، استمرار و استحکام نظام اسلامی با وجود چهل سال توطئه و اقدام دولتهای مستکبر و خبیث را بهترین دلیل  اقتدار جمهوری اسلامی خواندند و تأکید کردند: تهدیدات و حرفها و نقشه های علنی و غیرعلنی دشمنان را می دانیم اما بدون لحظه ای تردید تأکید می کنیم نظام اسلامیِ متکی بر مردم، روز به روز قوی تر خواهد شد و همانگونه که امام خمینی می‌گفت «امریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند»

پیش از سخنان رهبر انقلاب اسلامی، حجت‌الاسلام والمسلمین آل‌هاشم نماینده ولی فقیه در استان آذربایجان شرقی و امام جمعه تبریز با اشاره به تقدیم ۱۰ هزار شهید در این استان از جمله ۱۹ شهید مدافع حرم، گفت: سالروز قیام ۲۹ بهمن ۵۶ برای آذربایجانی‌ها فقط یک مناسبت تقویمی نیست بلکه رجوع به ریشه‌ای است که تا همیشه دست بیعت آذربایجان شرقی را در دستان پرمهر انقلاب اسلامی نگاه  می‌دارد.

حجت‌الاسلام والمسلمین آل‌هاشم خواستار توجه دلسوزانه دولتمردان به مشکلات دریاچه ارومیه شد و گفت: مردم آذربایجان در همه حوادث به درستی راه بر فرصت طلبان بستند و مُهر غیرت و اعتبار خود را بخوبی حفظ کردند.



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

مؤثرترین عامل در شهادت دختر پیامبر(ص)

نویسنده :
تاریخ:یکشنبه 29 بهمن 1396-09:33 ق.ظ

از رحلت پیامبر تا شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها

مؤثرترین عامل در شهادت دختر پیامبر(ص)

بعد از رحلت پیامبر اسلام، امت اسلام دچار حواشی ناگواری شدند که منجر به غصب ولایت و شهادت دخت گرامی ایشان شد. اگر چه افراد فتنه گری، منتظر چنین روزهای غبارآلودی بودند، اما آنچه در این میان باعث شد که آنها به اهداف نامشروع خود برسند، بی بصیرتی مردم بود. در این مقاله به این موضوع و موضوع دیگری که در شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) موثر بود، اشاره خواهیم کرد.


مؤثرترین عامل در شهادت دختر پیامبر(ص)

سقیفه بنی ساعده و بی بصیرتی مردم

خداوند در قرآن، اهل تقوا را کسانی می داند که در موقع فتنه ها، بصیرت دارند.[1] اما متاسفانه مردم زمان رسول خدا، بعد از رحلت ایشان با بی بصیرتی خود مسیر تاریخ را به سمت تباهی سوق دادند.
بعد از رحلت پیامبر، انصار که به واسطه میزبانی از پیامبر در مدینه و جانفشانی در راه آرمان های ایشان، خود را محق تر از مهاجرین (امثال عمر و ابوبکر) می دانستند، و نیز از نقشه قریش برای غصب خلافت از روی قرائن و شواهد آگاه بودند[2] در سقیفه بنی ساعده جمع شدند و در پی آن بودند که با انتخاب خلیفه از بین خود، مانع از انحراف اسلام توسط دیگران شوند. اما این کار آنها از روی بصیرت نبود.
درست است که آنها برای اسلام زحمات بیشتری از مهاجرین کشیده بودند، و به امامت حضرت علی (علیه السلام) نیز مایل بودند[3]، اما این دلیل نمی شد که به خاطر پیروز شدن بر رقیب، بر وصی رسول خدا حضرت علی (علیه السلام) پیشی بگیرند.
البته بیشتر مردم در قضیه سقیفه بنی ساعده بصیرت نداشتند؛ اما از انصار که سابقه درخشان تری داشتند، انتظار بیشتری می رفت.


آنها با فخر فروختن به خدمات خود برای اسلام، مهاجرین (عمر و ابوبکر) را تحریک کردند که بر اصل و نسب قریشی خود تاکید ورزیده[4] و با مطرح ساختن خود به عنوان پدر زن پیامبر، به خلافت ناحق خود برسند.
یکی دیگر از بی بصیرتی های مردم (مخصوصا انصار) در بعد از سقیفه بود، آنجا که حضرت علی (علیه السلام) به اتفاق حضرت زهرا(سلام الله علیها) و امام حسن و امام حسین (علیهماالسلام) شبانه درِ خانه مهاجر و انصار رفتند و ماجرای غدیر را گوشزد کردند، اما کسی حاضر نشد به پشتیبانی مولا علی (علیه السلام) اقدام عملی کند.[5] بعد از این بی بصیرتی های مردم بود که عده ای جرأت کردند که به بیت ولایت حمله کنند و درب خانه را آتش بزنند...

یکی دیگر از بی بصیرتی های مردم (مخصوصا انصار) در بعد از سقیفه بود، آنجا که حضرت علی (علیه السلام) به اتفاق حضرت زهرا(سلام الله علیها) و امام حسن و امام حسین (علیهما السلام) شبانه درِ خانه مهاجر و انصار رفتند و ماجرای غدیر را گوشزد کردند، اما کسی حاضر نشد به پشتیبانی مولا علی (علیه السلام) اقدام عملی کند. بعد از این بی بصرتی های مردم بود که عده ای جرأت کردند که به بیت ولایت حمله کنند و درب خانه را آتش بزنند...


اگر چه در منابع اهل سنت جریان هجوم ماموران ابوبکر به خانه اهلبیت آمده[6] و نیز سقط شدن محسن بن علی (علیه السلام) ذکر گردیده است[7]؛ اما برخی از دانشمندان اهل سنت برای حفظ موقعیت خلفا، از ذکر جسارت هایی که توسط خلفا به ساحت حضرت صدیقه طاهره شده است، طفره رفته اند.[8]
چنانکه ابن ابی الحدید می گوید که استادم گفت از زبان من قضیه سقط شدن محسن را نقل نکن[9] و یا تحریف حدیث امام صادق(علیه السلام) توسط سکونی[10] که اصل حدیث را زراره به طور کامل نقل کرده و در منابع ما آمده است.[11] دانشمندان متعصب اهل سنت باید بدانند با وجود این کتمان کردن ها، نور خدا را نمی توانند خاموش کنند.[12]
اینک به عامل دیگری که در شهادت دخت گرامی پیامبر اسلام دخیل بود، اشاره می کنیم.

غصب فدک، گامی در جهت محدود کردن خاندان رسالت

غصب فدک، اقدام نامشروعی بود که از طرف ابوبکر برای محدود کردن بیشتر خاندان رسالت صورت گرفت، و متاسفانه باز هم بی بصیرتی مردم در اینجا خودش را نشان داد و از میان جمعیت انبوه حاضر در آنجا، فقط یک زن (ام ایمن) به حمایت از بی بی دو عالم برخاست، که آن هم به بهانه اینکه غیر فصح است رد شد.[13]
غصب فدک توسط ابوبکر، و قبول نشدن استدلال های حضرت فاطمه (علیهاالسلام)[14] برای بازگرداندن آن، سبب بیماری حضرت شد، بعد از همین بیماری بود که خلیفه اول و دوم تصمیم گرفتند که به عیادت ایشان بروند تا حضرت، آنها را ببخشد اما حضرت، نفرینشان کرد.[15]

سخن آخر

بی بصیرتی مردم سبب نیرو گرفتن غاصبان خلافت و حمله کنندگان به خانه وحی، و غاصبان فدک شد و در آخر منجر به شهادت دخت نبی مکرم اسلام گردید.

پی نوشت:
1- آیه 201 اعراف: «إِنَّ الَّذینَ اتَّقَوْا إِذا مَسَّهُمْ طائِفٌ مِنَ الشَّیْطانِ تَذَكَّرُوا فَإِذا هُمْ مُبْصِرُون‏؛ پرهیزگاران هنگامى كه گرفتار وسوسه‏ هاى شیطان شوند، به یاد (خدا) مى‏ افتند؛ و (در پرتو یاد او، راه حق را مى ‏بینند و) ناگهان بینا مى ‏گردند.»
2- از پیغمبر شنیده بودند كه فرمود: امت در حق علی(علیه السلام) خیانت خواهند كرد و لذا اینها گفتند حالا كه بناست كه این خلافت به ایشان نرسد، بهتر است به ما برسد تا به مهاجرین: معجم اوسط ، طبرانی، ج 6 ، ص 163
3- تاریخ طبری ج2ص443
4- همان
5- اسرار آل محمد، ترجمه کتاب سلیم، ص225
6- شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدید ج 2 ص 46
7- لسان المیزان، ذهبی، ج1، ص268
8- شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدید، ج2، ص60
9- شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج14، ص193
10- سکونی، علیرغم وثاقت خود بجای عمر از کلمه فلان استفاده کرده است. شجره طوبی، محمدمهدی حائری، ص417، (منشورات شریف رضی)
11- بحار الانوار، ج43، ص170
12- آیه هشت صف: «آنان مى‏ خواهند نور خدا را با دهان خود خاموش سازند؛ ولى خدا نور خود را كامل مى‏ كند هر چند كافران خوش نداشته باشند.»
13- اسرار آل محمد، ص566
14- الاحتجاج، طبرسی، ج 1، ص 144
15- اسرار آل محمد، صص567 و 568


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

انقلابی‌نماها به‌دنبال چه هستند؟

نویسنده :
تاریخ:پنجشنبه 26 بهمن 1396-04:05 ب.ظ

http://130.185.75.67/ndata/news/weekly/files/160/WEB-%2831%29-1.jpg

حکومت پیامبر صلی‌الله‌وعلیه‌وآله‌وسلم در مدینه، فصل دوم رسالت ایشان بود. پیشتر پیامبر صلی‌الله‌وعلیه‌وآله‌وسلم در مرحله‌ی سیزده ساله‌ی مکه، شالوده‌های اولیه‌ی نظام اسلامی را پی‌ریزی کرده بود، و حالا در ده سال مدینه، وقت نظام‌سازی و جامعه‌سازی بود. برای همین، دشمنی با پیامبر صلی‌الله‌وعلیه‌وآله‌وسلم در این مرحله، هم بیشتر و هم پیچیده‌تر شده بود. از یک‌سو، دشمنان بیرونی چون کفار مکه یا یهودیان مدینه، جنگ‌هایی را بر پیامبر تحمیل می‌کردند، و از سویی دیگر، دشمنان درون جامعه‌ی اسلامی، در بزنگاه‌های حساس و سرنوشت‌ساز، موجب تحمیل هزینه‌های زیادی به حکومت نوپای پیامبر صلی‌الله‌وعلیه‌وآله‌وسلم می‌شدند. از این حیث، می‌توان افراد موجود در جامعه‌ی پیامبر صلی‌الله‌وعلیه‌وآله‌وسلم را به سه دسته تقسیم کرد.

دسته اول، اصحاب راستین: این دسته از افراد کسانی بودند که تا آخرین لحظه و قطره‌ی خون، از پیامبر و دین اسلام دفاع ‌کردند، آنها همان‌هایی بودند که قرآن در وصف‌شان چنین می‌فرماید: «مِنَ المُؤمِنینَ رِجالٌ صَدَقوا ما عاهَدُوا اللَّهَ عَلَیهِ فَمِنهُم مَن قَضى نَحبَهُ و َمِنهُم مَن ینتَظِرُ و َما بَدَّلوا تَبدیلًا». امیرالمؤمنین علیه‌السلام، عمار و سلمان، نمونه‌هایی از این افرادند.

دسته دوم، ضعیف‌الایمان‌ها: افرادی که اگرچه ایمان آورده و به پیامبر گرویده بودند، اما از آنجا که ضعف در ایمان داشتند، در حوادث و شداید، ممکن بود پایشان بلرزد و از راه به درشوند. اینها همان کسانی بودند که در ماجرای جنگ احد که پیامبر صلی‌الله‌وعلیه‌وآله‌وسلم، دستور مراقبت از تنگه را به آنها داده بود، به هوای جمع‌آوری غنائم، مأموریت خود را رها کرده و سرنوشت جنگ را تغییر دادند. «مسلمان‌ها اول پیروز شدند، بعد یک عده‌ای مأموریت‌ها را فراموش کردند، تنگه را رها کردند، رفتند سراغ غنیمت جمع‌کردن؛ دشمن هم توانست نیروهای اسلام را دور بزند، بیفتد به جانشان، تعدادی از آنها را بکشد، آنها را منهزم کند.»(۱۳۸۹/۰۴/۲۳) روش پیامبر صلی‌الله‌وعلیه‌وآله‌وسلم، با این گروه، روش "تربیت و تزکیه و تعلیم" بود.

دسته سوم، انقلابی‌نماها: کسانی که "ظاهرا" ایمان آورده و ادعای اسلام می‌کردند، اما رفتار آنها، دقیقا برخلاف ادعای آنان بود. اینان کسانی بودند که با کارهای خود مانند انتشار شایعه، دروغ یا سیاه‌نمایی از وضع موجود، موجب تضعیف نظام اسلامی و ایجاد تشویش در گروه دوم می‌شدند. مثلا در ابتدای جنگ احد، پیامبر صلی‌الله‌وعلیه‌وآله‌وسلم مانند همیشه از اصحاب خواستند که نظر خود را درباره‌ی چگونگی جنگ بیان کنند. عده‌ای معتقد به جنگ در درون مدینه و عده‌ای موافق جنگ در خارج از مدینه بودند. بالاخره تصمیم به جنگ در خارج از مدینه گرفته شد و پیامبر با سپاه هزار نفری خود، به سمت خارج از مدینه حرکت کرد تا در مقابل سپاهی چند برابری قرار گیرد. اما در میانه‌ی راه، انقلابی‌نماها به بهانه‌ی آنکه پیامبر صلی‌الله‌وعلیه‌وآله‌وسلم حرف آنان را گوش نکرده و در درون مدینه نجنگیده است، ساز مخالفت با پیامبر زده و ۳۰۰ نفر از او جدا شدند.

انقلابی‌نماها در جریان جنگ احزاب هم‌ چنین کردند. «در جنگ احزاب، همه‌ی قبائل مشرک مکه و غیر مکه و ثقیف و غیره آمدند متحد شدند؛ ده هزار نفر نیروی رزمنده فراهم کردند؛ یهودی‌هایی هم که همسایه‌ی پیغمبر بودند و امان‌یافته‌ی پیغمبر بودند، خیانت کردند؛ اینها هم با آنها همکاری کردند... یک جنگ احزاب درست کردند؛ جنگ احزابی که دل‌ها را خیلی ترساند.»(۱۳۹۱/۰۷/۱۹) آن هنگام که پیامبر بشارت پیروزی مسلمانان بر ابرقدرت‌های آن روز دنیا (روم و ایران و یمن) را داد، این افراد با تمسخر یا ایجاد ابهام در سخنان او، این حرف‌ها را کذب و نادرست خواندند. آنها سپس با ایجاد تشویش و اضطراب در جامعه‌ی اسلامی (مثلا اینکه می‌گفتند راهی که پیامبر صلی‌الله‌وعلیه‌وآله‌وسلم انتخاب کرده اشتباه است و این جنگی است که در آن، شکست حتمی است) سعی کردند افراد را از گرداگرد پیامبر صلی‌الله‌وعلیه‌وآله‌وسلم جدا کرده و آنها را از جنگیدن منصرف کنند. قرآن درباره‌ی این افراد می‌فرماید: «قَدْ یعْلَمُ ٱللَّهُ ٱلْمُعَوِّقِینَ مِنکُمْ وَٱلْقَائِلِینَ لِإِخْوَانِهِمْ هَلُمَّ إِلَینَا وَلَا یأْتُونَ ٱلْبَأْسَ إِلَّا قَلِیلًا» : «خداوند کسانی را به‌خوبی می‌شناسد که مردم را از جنگ باز می‌داشتند، و کسانی را که به برادران خود می‌گفتند به‌سوی ما بیائید و خود را از معرکه بیرون بکشید، و جز مقدار کمى -آن‌هم از روى اکراه و یا ریا- به سراغ جنگ نمى‌روند.» پیامبر صلی‌الله‌وعلیه‌وآله‌وسلم البته با این جریان، تا آنجا که می‌شد مماشات کرده و مانند سایر افراد با آنها رفتار می‌کرد و حتی سهم آنان از بیت‌المال را نیز پرداخت می‌کرد، اما آنگاه‌که این افراد تبدیل به یک "جریان سازمان‌یافته‌ی معاند" شدند، پیامبر نیز به‌شدت با آنها برخورد کرد.

انقلاب اسلامی، و مواجهه با این دسته از افراد

۱۴ قرن بعد از انقلاب نبوی، انقلاب اسلامی ایران نیز در مرحله‌ی دولت‌سازی و جامعه‌سازی، با همین سه دسته از افراد مواجه است: "اصحاب راستین انقلاب اسلامی"، که با باور تام و تمام به خط انقلاب، در همه‌ی شرایط، در کنار "رهبران انقلاب اسلامی" قرار گرفتند و با کار و تلاش شبانه‌روزی، کار انقلاب را به پیش بردند؛ "ضعیف‌الایمان‌هایی" که به دلیل هوای نفس، دنیاطلبی یا ترس از دشمن، در رخدادها و حوادث تاریخی، پایشان لرزید و یا دست از انقلابی‌گری برداشته و تبدیل به یک انسان خنثی شدند، یا حتی به سمت دشمن، میل پیدا کردند؛ و "انقلابی‌نمایی‌هایی" که شعار انقلاب داده و می‌دهند و عکس آن عمل می‌کنند. «کسی خیال نکند که مسأله‌ی نفاق مربوط به صدر اسلام یا مربوط به اوج انقلاب بود، نه، همه‌ی ما، من و شما در معرض این امتحان در تمام حالات هستیم، یک حقیقتی مطرح می‌شود که این حقیقت ممکن است با گوشه‌ای از احساسات و دریافتهای ما ناسازگار باشد: یا با خودپرستی ما، یا با ادعاهای درونی ما، یا با علمی که برای خودمان قائلیم، یا برای سابقه‌ای که برای خودمان می‌شناسیم، مثلاً باسابقه‌ی مبارزه، یا با توقعی که نسبت به شخصیت خودمان داریم، این ناسازگار است، در مقابل این حقیقت چه‌کار خواهیم کرد؟ هم می‌توان پا گذاشت روی این احساس غلط و درک باطل و تسلیم شد و حرکت کرد و در راه این حقیقت رفت، و هم می‌توان تسلیم نشد، بلکه تسلیم آن احساسات غلط درونی شد، که اگر این کار انجام گرفت آن‌وقت: «فزاد هم الله مرضا» دائم این حالت دومی یعنی نفرت و جدائی، ایجاد می‌شود و کار را به‌جاهای بسیار دشوار خواهد رساند.»(۱۳۷۰/۰۸/۲۹)

انقلابی‌نماها سعی می‌کنند با ایجاد شایعه، شبهه، سیاه‌نمایی و لجن‌پراکنی، در دل مردم و جامعه، "ناامیدی" به وجود آورده و نسبت به راهی که انتخاب کرده‌اند، تشویش ایجاد کنند. این جریان را باید شناخت و نسبت به حربه‌های آنان آگاه بود. هرچند که «مردم قبول نمی‌کنند این را. حالا ممکن است کسی خیال کند که در مردم تأثیر می‌گذارد؛ نه، مردم آگاهند، می‌فهمند، نمی‌پذیرند این حالت را.»(۱۳۹۶/۱۰/۰۶)






داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

در كنار هم ...

نویسنده :
تاریخ:سه شنبه 24 بهمن 1396-11:20 ق.ظ

http://farsi.khamenei.ir/ndata/home/1396/139611249463d834.jpg

بیانات در دیدار اعضای ستاد برگزاری کنگره‌ی ملّی شهدای استان سیستان‌و‌بلوچستان


بسم‌اللّه‌الرّحمن‌الرّحیم(۱)

تجلیل از شهدای عزیز و فداکارمان یکی از حسناتی است که بحمداللّه در این برهه‌ی از زمان، در این دوره رایج شده است. اینکه در استانهای مختلف، از مجموعه‌ی شهدای هر استانی با عظمت و با جلالت یاد میشود و شهدا تعظیم میشوند؛ این بسیار کار مفید و کار لازمی است. لکن در بعضی از مراکز کشور و استانهای کشور یک خصوصیّتی وجود دارد که این عمل حسنه، این عمل صالح، در آن مراکز، کأنّه به طور مضاعف حسنه محسوب میشود؛ یکی از این مراکز، استان سیستان و ‌بلوچستان است. خیلی برای بنده جذّاب است که مشاهده میکنم جمعی از برجستگانِ قشرهای مختلفِ استانِ سیستان و ‌بلوچستان و مسئولین محترم این استان گِرد یکدیگر آمده‌اند تا برای شهدای این استان -که استان مظلومی است- بزرگداشتی را تهیّه ببینند و از آنها یاد کنند و آنها را تعظیم کنند؛ برای بنده خیلی جالب است، خیلی خوب است.

جذّاب بودن این قضیّه برای این حقیر ناشی از چند عامل است. یک عامل، علاقه‌ی خود من به این استان است. ما یک برهه‌ای در استان سیستان‌و‌بلوچستان توقّف داشتیم که مدّت طولانی‌ای هم نبود، لکن خدای متعال شرایط را جوری پیش آورد که اُنس ما با این استان و مردمِ این استان مثل یک اُنس چندین‌ساله بشود؛ این کار خدا بود وَالّا ما در آنجا خیلی نماندیم. ایرانشهر به‌قدری برای من در آن دوره جالب بود که همان وقت وصیّت کردم و گفتم اگر من در این سفر، در این مدّت، از دنیا رفتم، من را حتماً در خود ایرانشهر دفن کنید، از ایرانشهر خارج نکنید. رفتم قبرستان آنجا را هم دیدم -قبرستان ایرانشهر را- [لکن] قسمت نبود. مردم بلوچ مردمی هستند که محبّتشان زیاد است؛ مردم گرم، صمیمی، باصفا و البتّه بااستعداد؛ استعداد هم در آن استان خیلی زیاد است. منتها در طول تاریخ -چه زمان قاجاریّه، چه زمان پهلوی- در این سالهای طولانی، به آن منطقه و مردم آن منطقه جفا شده، بی‌اعتنائی شده. در آن‌وقتی که ما آنجا بودیم، با مردم اُنس داشتیم و صحبت میکردیم؛ [امّا حتّی] یک مأمور نیمه‌کاره به شهری مثل ایرانشهر که در واقع مرکز سیاسی و جغرافیایی بلوچستان محسوب میشد، قدم نگذاشته بود؛ یا سراوان که مرکز علمی و معنوی بلوچستان محسوب میشد، [حتّی] یک مأمور -یکی مثل استاندار- آنجا قدم نگذاشته بود. خب بعد از انقلاب، رؤسای جمهور رفتند، مسئولین رفتند، همه رفتند، به همه‌ی این شهرها رفتند، حتّی به روستاها رفتند؛ فاصله خیلی زیاد است. در آن دوره نسبت به مردم بی‌اعتنائی شد، نسبت به مسائل بلوچستان بی‌اعتنائی شد؛ استعداد این مردم ظهور و بُروز پیدا نکرد، این مجال را پیدا نکردند؛ در بخش سیستان هم همین‌جور. مردم سیستان مردمی هستند که ازلحاظ گذشته‌ی تاریخی در بین همه‌ی اقوام ایرانی کم‌نظیرند. گذشته‌ی سیستان یک گذشته‌‌ی خیلی فوق‌العاده برجسته و درخشانی است؛ آنجا هم همین‌جور، آنجا هم مورد بی‌توجّهی و بی‌اعتنائی قرار گرفته بود، [و این بی‌توجّهی] با حوادث طبیعی [هم] همراه بود.
آنچه انسان در برخورد با این مردم احساس میکرد، این بود که اینها نیازمند محبّتند، و خدای متعال محبّت اینها را در دل ما انداخت، در دل مسئولین هم انداخت، کارهای زیادی هم برای سیستان و بلوچستان انجام گرفته. همه‌ی این کارهایی هم که حالا آقای استاندار گفتند،(۲) کارهای لازمی است، منتها من به ایشان توصیه میکنم که به این اکتفا نکنید که حالا در این جلسه به بنده بگویید؛ من که کننده‌ی این کارها نیستم، کننده‌ی این کارها مسئولین دولتی‌اند؛ چه خطّ‌آهن‌، چه آب‌شیرین‌کن، چه خیلی چیزهای دیگر؛ بروید دنبال کنید، بروید در دولت از مسئولین بالادستِ خودتان به‌طورجدّی بخواهید که دنبال کنند؛ آنها هم راه‌هایش را بلدند؛ اگر راهی واقعاً داشته باشد -که دارد- راهش را بلدند. نگاه کنید به کارهای واجب در صحن استان. مثلاً فرض کنید حالا در ایرانشهر که من یک‌خرده‌ای با مسائل آن بیشتر از جاهای دیگر استان آشنا بودم، «بافت بلوچ»(۳) چرا باید بخوابد و از بین برود؟ چرا؟ این آن ‌چیزی است که من آن‌وقت -از اوایل- دنبال این قضیّه بودم و راه افتاد و خوب شد، [امّا] بعد مورد بی‌اعتنائی قرار گرفت؛ بروید اینها را حل کنید، بروید آدم پیدا کنید، بخش خصوصی پیدا کنید که بیایند متکفّل بشوند و این‌ کارها را انجام بدهند؛ آن‌وقت از صندوق توسعه هم -صندوق توسعه مال بخش خصوصی است- بروند استفاده بکنند، هیچ اشکالی ندارد؛ یعنی بروید دنبال کنید این مسائل را. بنابراین یکی از علل اینکه من از این اجتماع شما برای شهدا خوشوقت شدم، این است که خود من به آن استان و مردم آن استان علاقه دارم؛ علاقه‌ی بی‌منطق هم نیست، علاقه‌ای است از روی منطق، از روی استدلال؛ نه اینکه فقط حالا یک اُنس مختصری با مردم داشته‌ایم؛ نه، واقعاً جای این دارد که انسان علاقه‌مند باشد.

دوّم اینکه این استان مظهرِ شعارِ وحدتِ اسلامیِ ما است. چند منطقه در کشور هست -استان کردستان هست، بخش ترکمن‌صحرا در استان گلستان هست، و استان سیستان و بلوچستان- که در آنجا سنّی و شیعی کنار هم زندگی میکنند. ما میخواهیم به دنیا این را تعلیم بدهیم و بگوییم که برادران مسلمان بیایند باهم همکاری کنند، در کنار هم زندگی کنند؛ نمونه‌اش اینجا در سیستان و بلوچستان. دشمن اتّفاقاً روی همین نقطه تکیه کرده، روی همین نقطه انگشت گذاشته و میخواهد تفرقه ایجاد کند. شما وقتی‌که می‌آیید میگویید که یک بچّه‌ی سنّیِ یازده دوازده‌ساله در شلمچه برای دفاع از جمهوری اسلامی به شهادت میرسد،(۴) این بزرگ‌ترین خبر از وحدت و همدلی شیعه و سنّی در سیستان و بلوچستان است؛ این ‌چیز کوچکی نیست، این مسئله‌ی خیلی مهمّی است! وقتی‌که فرض بفرمایید فلان مولویِ سنّی به‌خاطر دفاع از جمهوری اسلامی مورد تهاجم دشمن قرار میگیرد و بهدست ضدّ انقلاب به شهادت میرسد،(۵) اینها را باید بزرگ کنید، اینها را باید برجسته کنید، نمایان کنید؛ چنین ‌چیزهایی ما داشته‌ایم در سیستان و بلوچستان. این خیلی مهم است که شما در این استان، این وحدت حقیقی و واقعی را به نمایش بکشید، نشان بدهید به مردم؛ راهش هم همینهایی است که این سردار محترم بیان کردند؛(۶) یعنی همین کارهای فرهنگی گوناگون، از تهیّه‌ی کتاب و خاطره و متاعهای فرهنگی؛ چه آنچه مربوط به هنر تصویری است، چه آنچه هنر صوتی است، و امثال اینها. از همه‌ی اینها استفاده کنید، این حقیقت را مجسّم کنید، مشخّص کنید، که همه ببینند که در جمهوری اسلامی برادران شیعه و سنّی در کنار هم در دشوارترین میدانها حضور پیدا میکنند. من چند سفر آمدم بلوچستان و آنجا -در زاهدان، در ایرانشهر، در خاش، در سراوان، در چابهار، در خود زابل و در جاهای مختلف استان- حرکت کردم، سفر کردم. وقتی‌که انسان وارد میشود در این شهر[ها]، احساس میکند مردم نسبت به جمهوری اسلامی به‌معنای واقعیِ کلمه دارای صمیمیّتند؛ این را انسان بوضوح در آنجا احساس میکند. خب اینها در میدان جنگ و میدان فداکاری بیشتر از همه جای دیگر خودش را نشان میدهد.

یاد شهدا را باید گرامی داشت. این کشور و این نظام همچنان نیازمند ذکر و یاد شهدای عزیز ما است؛ همه به این نیازمندیم. با نام شهدا و یاد شهدا است که افتخاراتِ تولیدشده‌ی به‌وسیله‌ی جمهوری اسلامی، خودش را نشان میدهد. جمهوری اسلامی یک نظامی است که در طول این سالهای متمادی در مقابل نظام جاهلیّت مدرن ایستادگی و مقاومت کرده است، لذا جاهلیّت مدرن با همه‌ی ابزارهای خودش به دشمنی با او برخاسته؛ با ابزار سلاح نظامی، با سلاح فرهنگی، با ابزارهای نوپدید و جدید، با ابزار تحریم اقتصادی. همین جاهلیّت جدید -این باطل مستقرّ و سراسری‌ای که در دنیا متأسّفانه وجود دارد- همه نوع ابزاری را علیه جمهوری اسلامی به کار برده است. همه علیه جمهوری اسلامی قیام کردند و نتوانستند جمهوری اسلامی را شکست بدهند؛ نتوانستند [آن را] وادار به عقب‌نشینی کنند؛ نتوانستند جمهوری اسلامی را از حرفهای خودش برگردانند که بگوید «من از این حرفم برگشتم، از این خواسته برگشتم»؛ نتوانستند. چرا نتوانستند؟ چون جمهوری اسلامی خیلی قوی است. علّت قوّت چیست؟ قوّت ایمانها و ایستادگی‌ها. اینجا که میرسیم، شما می‌بینید آخرِ این زنجیره‌ی بسیار مهم، منتهی میشود به شهدا، به جانبازان، به فداکاران، به ایثارگران؛ به اینها منتهی میشود. آن چیزی که موجب شده است این جمهوری اسلامی بحمداللّه ابّهت خودش را در دنیا حفظ بکند و روزبه‌روز جلوه‌ی بیشتری در دنیا بکند و این‌همه توطئه و مانند اینها نتواند تأثیر بگذارد، فداکاری‌های مردم است؛ علّت، این ایمانهای راسخ است که مظهر کامل و عالی آن عبارت است از شهدا. و شما دارید شهدا را تعظیم میکنید و تکریم میکنید و نامشان و یادشان را زنده میدارید. ما به این احتیاج داریم؛ جمهوری اسلامی به این تعظیم و تکریم شهدا نیازمند است. بنابراین، کارتان کار بسیار خوبی است، کار کاملاً درست و لازمی است.

و همه همکاری کنند؛ شیعه و سنّی هم ندارد، عالم و جاهل ندارد؛ قشرهای مختلف، همه‌ی کسانی که میتوانند، در این قضیّه همکاری کنند و یاد این عزیزان را باقی بدارند، بزرگ کنند، برجسته کنند یاد این شهدا را. من البتّه بعضی از شهدای معروف سیستان و بلوچستان را از نزدیک می‌شناختم، بعضی را هم شرحِ‌حال‌شان را در یادداشت‌ها و کتابها و نوشته‌ها خوانده‌ام؛ لکن درعین‌حال همه‌ی این شهدا و این برجسته‌ها و بخصوص این نوجوان‌ها را -نوجوان دوازده‌ساله، نوجوان چهارده‌ساله را ما نمی‌شناسیم و از حالاتشان خبر نداریم- معرّفی کنید تا اینها را همه بشناسند و بدانند. ان‌شاءاللّه که خداوند همه‌ی شما را موفّق بدارد.

والسّلام‌علیکم‌ورحمةاللّه

۱. در ابتدای این دیدار -که در چهارچوب دیدارهای دسته‌جمعی برگزار شد- حجّت‌الاسلام والمسلمین عبّاسعلی سلیمانی (نماینده‌ی ولیّ‌فقیه در استان سیستان و بلوچستان و امام‌جمعه‌ی زاهدان)، سیّددانیال محبّی (استاندار سیستان و بلوچستان) و سردار سرتیپ دوّم پاسدار حسین معروفی (فرمانده سپاه سیستان و بلوچستان) گزارشهایی ارائه کردند. این کنگره در تاریخ ۲۴/۱۱/۹۶ برگزار خواهد شد.
۲.
استاندارسیستان و بلوچستان در سخنان خود، سه مشکل اصلی استان را این‌گونه برشمرده بود: مشکل کم‌آبی که میتوان آن را با برداشت از صندوق توسعه ملّی و استفاده از آب‌شیرین‌کن حل کرد؛ احداث راه‌آهن چابهار ـ مشهد؛ توسعه‌ی اماکن آموزش و پرورش.
۳. این کارخانه بافندگی در ایرانشهر واقع است و در حال حاضر به علّت برخی مشکلات، غیرفعّال است.
۴. اشاره‌ی نماینده‌ی ولیّ فقیه و همچنین فرمانده سپاه استان به نوجوان شهید، سبیل اخلاقی
۵. اشاره‌ی فرمانده سپاه استان به شهید مولوی مصطفیٰ جنگی‌زهی
۶. اشاره‌ی فرمانده سپاه استان به اقدامات فرهنگی این کنگره از قبیل: تهیّه بانک اطّلاعاتی جامع کنگره، تولید کتاب، تولید فیلم‌های داستانی و مستند و نماهنگ و پویانمایی، تولید سرود به گویشهای بلوچی و سیستانی و فارسی، انتشار ماهنامه و ویژه‌نامه، ساخت یادمان، برگزاری نمایشگاه، برگزاری یادواره‌ها، برگزاری کنگره‌های جنبی، برگزاری مراسم دعا، تجلیل و دیدار با خانواده‌های ایثارگران، برگزاری مراسم شب شعر و شب خاطره، روایتگری شهدای دفاع مقدّس در دانشگاه‌ها و مدارس، حمایت از ایتام استان به نیابت از شهدا.



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


  • تعداد صفحات :266
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  


Admin Logo
themebox Logo
/